English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coffee tables U میزپیشدستی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tables U تو گذاردن
tables U میزبازی
tables U به جدولی انتقال دادن
tables U به صورت جدول دراوردن
tables U لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
tables U مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
tables U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables U لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
tables U ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tables U لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
tables U طرح کردن
tables U جدول
tables U مطرح کردن
tables U لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
tables U میز
tables U سفره
tables U خوان
tables U لوح جدول
tables U لیست
tables U فهرست
tables U از دستور خارج کردن
tables U کوهمیز
tables U معوق گذاردن
tables U روی میز گذاشتن
tables U در فهرست نوشتن
coffee U درخت قهوه
I'd like some coffee. من یه مقدار قهوه میخواهم.
coffee قهوه
tidal tables U جداول مشخصات جذر و مددریا
to turn the tables on any one U وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
current tables U جداول جریانات جذر و مدی
conversion tables U جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست
mortality tables U جدول عمر نما
translation tables U جدولهای جستجو یا مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت توسط پردازنده قابل دستیابی هستند بدون نیاز به محاسبه نتیجه
twelve tables U الواح دوازده گانه
urban's tables U جدولهای اربان
turn the tables <idiom> U عوض کردن شرایط
nest of tables U جایگاهمیزها
wear tables U جداول سایش جنگ افزارها
twelve tables U الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
water tables U سطح ایستائی اب
water tables U سطح ایستای
water tables U سطح ایستایی
water tables U ابخوان سفره
dressing tables U میز ارایش
multiplication tables U جدول ضرب
astronomical tables U زیج
dressing tables U میز اینه داروکشودار
water tables U سطح ابهای زیر زمین
multiplication tables U جدول بس شماری
coffee bar U محلفروشقهوهواسنک
coffee mills U قهوه خرد کن
coffee pots U قهوه جوش
coffee pots U کتری قهوه
coffee pots U قهوه ساز
coffee pots U قوری قهوه
coffee mug U لیوانقهوه
coffee spoon U قاشققهوه
coffee bean U دانهدرختقهوه
coffee and milk U قهوه و شیر
coffee and milk U شیر قهوه
decaffeined coffee U قهوه بدون کافئین
black coffee U قهوه سیاه
white coffee U شیرقهوه
iced coffee U قهوه سرد
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
white coffee U قهوه با شیر
black coffee U قهوه بدون شیر
I could do with a cup of coffee. U از یک فنجان قهوه بدم نمی آید
coffee morning U آنچهدرصبحدرخانهافرادرویدهد
coffee mills U دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
coffee breaks U تنفس
coffee house U قهوه خانه
coffee table U میزپیشدستی
coffee roaster U قهوه بوده
coffee roaster U اسباب بودادن قهوه
coffee room U خوارک خانه
coffee room U اطاق ناهارخوری درمهمانخانه
black coffee U قهوه تلخ
irish coffee U قهوه داغ شیرین با ویسکی ایرلندی و کرم
coffee shop U رستوران
coffee grounds U تفاله قهوه
coffee grinders U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
coffee breaks U تعطیل چند دقیقهای کار برای استراحت و صرف قهوه
coffee break U تنفس
coffee break U تعطیل چند دقیقهای کار برای استراحت و صرف قهوه
we had coffee of a kind U یکجورقهوهای داشتیم یاخوردیم
coffee grinder U حرکت دورانی یک پای ژیمناست با دو دست روی زمین
black coffee U قهوه بی شیر
coffee berry U دانه قهوه
coffee berry U بن قهوه
coffee shop U قهوه خانه
coffee tree U درخت قهوه
principal types of tables U انواععمدهمیزها
safe loads tables U جداول بارهای مجاز
coffee-table books U کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
espresso coffee maker U قهوهجوش
Would you care for a cup of coffee? U آیا دوست دارید یک لیوان قهوه داشته باشید؟
Neapolitan coffee maker U قهوهسازناپلی
vacuum coffee maker U تخلیهقهودرستکن
to pulp coffee beans U دانههای قهوه را مغز کن
The coffee is piping hot. U این قهوه خیلی داغ است
coffee-table book U کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
A strong (weak)coffee (tea,etc. ) U قهوه ( چای وغیره ) پررنگ (کم رنگ )
automatic filter coffee maker U صافیقهوهجوشاتوماتیک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com