English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coach and pupil method U روش مربی و شاگرد دراموزش
coach and pupil method U روش استفاده ازکمک مربی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pupil U دانش اموز
pupil U مردمک چشم
pupil U حدقه
pupil U مردمک
pupil U مولی علیه
pupil U شاگرد
day pupil U شاگردیکهدرپانسیوندرسمیخواندولیدرمنزلزندگیمیکند
vertical pupil U مردمکعمودیچشم
an idle pupil U شاگرد بیکار یا تنبل
argyll robertson pupil U مردمک ارگیل- رابرتسون
coach U مربی ورزش
coach U رهبری عملیات ورزشی را کردن
coach U مربی
coach U اماده ساز
coach U کمک مربی کمک استاد
coach U واگن راه اهن
coach U کالسکه
coach-and-four U درشکهقدیمی
coach U معلمی کردن
slow coach U ادم قدیمی مسلک
assistant coach U کمک مربی
coach connection U کلاجمتصل
coach park U مکانپارکینگاتوبوسو درشکه
coach box U جای کالسکه ران
stage coach U دلیجان
slow coach U ادم بیحال یا کودن
coach station U پارکینگوایستگاهدرشکه
coach varnish U جلا
coach-house U ساختمان خدمه [در کنار ساختمان اصلی]
coach built U چوبی
head coach U سرمربی
motor coach U مینی بوس سفری
hackney coach U کالسکه یا درشکه کرایه درشکه چهارچرخه ودو اسبه
player coach U مربی
coach's box U محل ایستادن مربی در پایگاه 1 و 3 بیس بال
coach varnish U رنگ
coach varnish U لاک
coach screw U پیچ خودکار
coach house U درشکه خانه
coach house U کالسکه خانه
coach fellow U یک لنگه اسب کالسکه
coach dog U یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
playing coach U مربی
mail coach U دلیجان پستی
motor coach jack U جک اتومبیل
open-plan coach U طرحبازوگن
method U شیوه
method U راه طریقه
method U روش
by [with] this method U با این روش
method U متد
method U سبک
method U طریقه
method U مسلک
method U ایین شیوه
method U اسلوب
r method U روش ارسال پیامی که در ان ایستگاه گیرنده بایستی رسیدبدهد
method U طرز
minimal changes method U روش کمترین تغییرات
phonic method U روش اوایی
persuasive method U ترغیبی
persuasive method U روش تشویقی
penetration method U روش نفوذی
offset method U روش استفاده از خط سری درنشان دادن نقاط روی نقشه
obstruction method U روش ایجاد مانع
objective method U روش عینی
method of operation U روش کار
method of operation U عملکرد
montessori method U روش مونته سوری
method of measurment U متد اندازه گیری
method of drawing up U طرز تنظیم
lagrange's method U روش لاگرانژی ضریبهای نامعین
lagrangian method U روش تعیین سرعت جریان اب
lagrangian method U متد لاگرانژ
least squares method U روش کمترین مجذورات
method of least squares U روش کمترین مجذورات
lecture method U روش سخنرانی
limits method U روش کرانی
method of limits U روش کرانی
machining method U روش براده برداری
method of measurment U طریقه اندازه گیری
mean error method U روش خطای متوسط
measuring method U اسلوب سنجش
measuring method U طریقه اندازه گیری
method of constants U روش محرکهای ثابت
pilot method U عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
method of measurment U روش سنجش
lagrange's method U multiplieres ofundetermind
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
scientific method U روش علمی
seismic method U روش زلزله نگاری
selection method U روش گزینش
separation method U روش جداسازی
sight method U روش دیداری
simplex method U روش سادک
simplex method U روش سیمپلکس در برنامه ریزی خطی روش سیستماتیک و منظم برای حل مسائل برنامه ریزی خطی
rhythm method U روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
tog method U روش دیدبانی محوری
socratic method U روش سقراطی
tog method U روش دیدبانی در خط توپ هدف
standard method U روش استانده
subtraction method U روش تفاضلی
research method U شیوه پژوهش
Your method is different from mine . U روش شما با من فرق می کند
step through method U تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
prestressing method U روش پیش فشردگی
prestressing method U شیوه پیش تنیدگی
pretension method U روش پیش کشیدگی
production method U روش تولید
project method U روش اموزش طرحی
Method to my madness <idiom> U هدفی که شخصی دارد هر چند دیوانه وار به نظر برسد
ration method U سبک واگذاری جیره
ration method U روش تغذیه پرسنل
recalculation method U روش محاسبه عدد
reconstruction method U روش بازسازی
variational method U روش تغییر
reproduction method U روش بازسازی
research method U روش تحقیق
research method U روش پژوهش
synthetic method U روش ترکیبی
instructional method U روش اموزشی
clinical method U روش بالینی
method of operation U طرز کار
economic method U روش اقتصادی
economizing method U روش صرفه جویی
equilibrium method U روش تعادل
exosomatic method U روش برون تنی
experimental method U روش ازمایشی
flow method U روش جریان
centroid method U روش مرکزیابی
forming method U روش تغییر شکل
equivalents method U روش هم ارزسازی
freehand method U روش ترسیم ازاد
bessel method U پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
diary method U روش خاطره نگاری
deflection method U روش انحراف عقربه
clock method U روش شمارش هدفها به طریقه ساعتی روش شمارش در جهت عقربه ساعت
cathartic method U روش پالایشی
conventinal method U روش سنتی
calcining method U روش تصفیه
calcining method U روش تدلیس
bottom up method U ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
border method U روش نواری
biographical method U روش زندگینامهای
deductive method U روش قیاسی
bifactor method U روش دو عاملی
deductive method U روش استنتاجی
association method U روش تداعی
gradation method U روش گام به گام
arithmetic method U روش حسابی
infinity method U روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
anticipation method U روش پیش بینی
illumination method U سبک روشنایی
adjustment method U روش تعدیل
induction method U طرز القاء
anecdotal method U روش واقعه نگاری
induction method U روش القائی
idiographic method U روش فردنگر
induction method U روش اندوکتیو
illumination method U روش روشنایی
method of adjustment U روش تعدیل
allowance method U روش ایجاد ذخیره
fractionation method U روش کسری
access method U روش دستیابی
heuristic method U روش اکتشافی
halving method U روش دو نیمه سازی
insertion method U روش درج
graphic method U روش نگارهای
inductive method U روش استقرایی
inductive method U روش استقراء
historical method U روش تاریخی
bulk load method U روش استفاده از بارگیری قوال
telecommunications access method U روش دستیابی ارتباطات ازراه دور
bulk load method U روش بارگیری با بارقوال
roasting reduction method U روش کاهش تشویهای روش تنزل تشویهای
sand cone method U طریقه جابجایی ماسه
brute force method U روش رفع مشکل که بستگی به قدرت کامپیوتر داردو نه به برنامه نویسی مناسب
sequential access method U روش دستیابی ترتیبی
three stage least squares method U روش حداقل مربعات سه مرحلهای برای تخمین پارامترهای معادلات همزمانی در اقتصاد سنجی
virtual work method U روش کار مجازی
basic access method U روش دستیابی اصلی
two stage least squares method U روش حداقل مربعات دومرحلهای
two stage least squares method U برای تخمین پارامترها در اقتصادسنجی
appraisal method of depreciation U روش تعیین هزینه استهلاک
back sight method U روش نشانه روی متقابله روش روانه کردن متقابله
weighted least square method U روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
back azimuth method U گرای معکوس در اخراج اشعه
the virtual work method U روش اصل مجازی کار
the low absorbance method U روش جذب پایین
the high absorbance method U روش جذب بالا
split half method U روش دو نیمه کردن
square root method U روش جذرگیری
queued access method U روش دستیابی صفی
Gaussian elimination method U روش حذف گاوسی [ریاضی]
axial feed method U روش تغذیه محوری
successive reproductions method U روش بازسازیهای متوالی
angle offset method U روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
test retest method U روش بازازمایی
back azimuth method U گرای وارونه
roasting reaction method U روش واکنش تشویهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com