English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cluster controller U کنترل کننده گروهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
controller U بازرس
controller U صائن
controller U واپا
controller U وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controller U وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
controller U سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
controller U را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controller U کنترل شده
controller U نافم
controller U کنترولر رگولاتور
controller U حسابدار ممیز
controller U نافر کنترل کننده
controller U دستگاه فرمان
controller U ممیز
controller U نافر
controller U کنترل کننده
controller U تنطیم کننده
drum controller U کنترل کننده درام
drum controller U غلطک فرمان
drum controller U نافم استوانهای
disk controller U کنترل کننده دیسک
disk controller U کنترل کننده گرده
controller card U کارت کنترل کننده
communications controller U کنترل کننده ارتباطات
channel controller U کنترل کننده مجرا
barrel controller U کلید غلطکی
automatic controller U مراقب خودکار
automatic controller U دستگاه فرمان
industrial controller U رئوستای فرمان دهنده
frequency controller U رگولاتور یا نافم فرکانس
manual controller U نافم دستی
micro controller U ریز کنترل کننده
interceptor controller U پست کنترل و رهگیری با هواپیماهای رهگیر
interceptor controller U افسر مسئول پست استراق سمع
integral controller U واحد ارتباطات که درون یک کامپیوتر قرار داده شده است
peripheral controller U کنترل کننده جانبی
peripheral controller U کنترل کننده جنبی
phase controller U ماشین تنظیم فاز
print controller U کنترل کننده چاپ
semimagnetic controller U دستگاه فرمان نیم مغناطیسی
speed controller U کنترلکنندهسرعت
input output controller U کنترل کننده ورودی- خروجی
disk controller card U کارت کنترل کننده دیسک
full magnetic controller U دستگاه فرمان تمام مغناطیسی
line printer controller U کنترل کننده چاپگر خطی
forward air controller U افسر نافرمقدم
forward air controller U نافر مقدم هوایی
floppy disk controller U کنترل کننده فلاپی دیسک
dual channel controller U کنترل کننده دو کاناله
disk drive controller U سیستم عامل دیسک
air defense artillery controller U مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
memory controller gate array U ارایه درگاه کنترل حافظه
cluster U دسته شدن
cluster U خوشه مین خوشهای
cluster U مین خوشهای
cluster U لوستر چندشاخه شمش
cluster U قالب
cluster U کلاستر
cluster U تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster U یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster U اویز چند شاخه
cluster U دسته کردن
cluster U انبوه
cluster U خوشه
cluster U کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster U دسته
cluster U گروه
cluster U جمع کردن خوشه کردن
cluster U سنبله دسته کردن
cluster bomb U اویز چند شاخه
cluster compound U ترکیب خوشهای
cluster bomb U خوشه
cluster bomb U جمع کردن خوشه کردن
cluster bomb U دسته
cluster bomb U گروه
cluster bomb U سنبله دسته کردن
galactic cluster U خوشه کهکشانی
instrument cluster U ابزارچندشاخه
super cluster U ابر خوشه
staller cluster U خوشه ستارهای
primary cluster U تشکیل ورودیهای یک جدول در اطراف یک خانه منفردجدول
cluster bombs U جمع کردن خوشه کردن
open cluster U خوشه باز
lost cluster U تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
cluster bombs U مین خوشهای
globular cluster U خوشه ستارهای کروی
globular cluster U خوشه کروی
gear cluster U مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
cluster-block U چندین طبقه آپارتمان
cluster bomb U یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs U خوشه مین خوشهای
cluster bomb U کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bombs U لوستر چندشاخه شمش
cluster bombs U قالب
cluster bombs U کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bombs U اویز چند شاخه
cluster bombs U سنبله دسته کردن
cluster bomb U تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster bomb U کلاستر
cluster bombs U خوشه
cluster bombs U دسته
cluster bombs U گروه
cluster bombs U یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs U تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster bomb U خوشه مین خوشهای
cluster joint U اتصال خوشهای
cluster mill U فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید
cluster of galaxies U مجموعه کهکشانی
cluster piles U مهاربند
cluster sampling U نمونه گیری خوشهای
cluster weld U جوش خوشهای
cluster analysis U تحلیل خوشهای
cluster bomb U مین خوشهای
cluster bombs U کلاستر
cluster bomb U قالب
cluster bomb U لوستر چندشاخه شمش
device cluster U گروه دستگاه
open star cluster U خوشه باز ستارهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com