Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
clearing a bill
U
محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clearing
U
تبرئه
clearing
U
سترده
clearing
U
تسطیح
clearing
U
تهاتر بانکی
clearing
U
تسویه
clearing
U
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearing
U
بوته کنی
clearing
U
تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing
U
پاک کردن
clearing
U
جمع کردن
clearing
U
مکان مسطح
clearing
U
تسویه تسطیح
clearing
U
نقل وانتقال بانکی
clearing outwards
U
اعلامیه خروج کشتی
clearing station
U
ایستگاه تخلیه بیماران
clearing houses
U
قسمت تهاتر دربانکها
clearing houses
U
اتاق تهاتر
clearing houses
U
شرکتی که حسابها راتسویه میکند
clearing houses
U
شرکتی که چکها را نقد می نماید
clearing houses
U
دفتر تسویه حساب
crest clearing
U
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
clearing block
U
قطعه ممانعت از بسته شدن کولاس
clearing operations
U
عملیات پاک کردن مین
clearing agreement
U
موافقتنامه بازرگانی بین دوکشور
clearing operations
U
عملیات مین روبی
clearing of jungle
U
پاکسازی جنگل
clearing iron
U
جاده پاک کن
clearing block
U
قطعه بازدارنده
clearing iron
U
سنگ پس زن
clearing houses
U
اطاق پایاپای
clearing banks
U
بانکی که چکها را نقد میکند بانکی که چکها را می پردازد
clearing bank
U
بانک پس انداز
clearing bank
U
بانکی که چکها را نقد میکند بانکی که چکها را می پردازد
clearing station
U
پست تخلیه بیماران
clearing out
[of a place]
U
تخلیه
[فضایی]
clearing out
[of a place]
U
اخراج
[از مکانی]
clearing banks
U
بانک پس انداز
clearing house
U
شرکتی که چکها را نقد می نماید
clearing house
U
شرکتی که حسابها راتسویه میکند
clearing house
U
اتاق تهاتر
clearing house
U
قسمت تهاتر دربانکها
clearing house
U
اطاق پایاپای
clearing house
U
دفتر تسویه حساب
clearing and switch buying
U
توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
paying off
[clearing off]
[repayment]
U
بازپرداخت
[پرداخت کامل اقساط]
market clearing price
U
قیمت تعادل در بازار
crest clearing graph
U
نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
May I have my bill, please?
U
ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
bill
U
لایحه
bill nye
U
صورتحساب
to f. the bill
U
واجدشرایط بودن
got through (the bill got through the ma
U
لایحه از مجلس گذشت
bill of e.
U
برات
way bill
U
بارنامه دریایی
way bill
U
بارنامه راه اهن
way bill
U
بارنامه
way bill
U
سند حمل
bill
U
اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bill
U
بیجک
The bill, please.
لطفا صورت حساب.
bill
U
صورتحساب دادن
bill
U
اسکناس
bill
U
سند
bill
U
برات
bill
U
قبض صورتحساب
bill
U
نوک بنوک هم زدن
bill
U
نوعی شمشیرپهن
bill
U
منقار
bill
U
نوک
the bill
U
صورت حساب
bill
U
گزارش جریان دعوی
bill
U
سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bill
U
دادخواست
bill
U
تهیه کردن صورتحساب
bill
U
اسنادبازرگانی
bill
U
صورتحساب
bill
U
قبض
bill
U
حواله
long bill
U
نوک دراز
hook bill
U
منقارعقابی
hook bill
U
منقار نوک برگشته
hawks bill
U
لاک پشت منقار دار
hawk bill
U
لاک پشت ابی
hard bill
U
پرندگان سخت منقار
currency of a bill
U
مدت برات
protect a bill
U
وجه براتی را تامین کردن
member's bill
U
طرح قانونی
members bill
U
member
omnibus bill
U
لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
play bill
U
اگهی نمایش
play bill
U
اعلان نمایش
retiring a bill
U
براتی را تسویه کردن
cranes bill
U
شمعدانی
foreign bill
U
برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
foreign bill
U
برات خارجی
creditor's bill
U
رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
creditor's bill
U
به ورثه میدهد
cross bill
U
لایحه دفاعیه
cross bill
U
شکایت متقابل
crow bill
U
انبرگلوله کش
dishonour a bill
U
نکول
due bill
U
سند بدهی
due bill
U
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
due bill
U
برات پرداختنی
financial bill
U
لایحه مالی
first reading of a bill
U
شوراول لایحه
fly bill
U
اعلان دستی
fly bill
U
اگهی دستی
foreign bill
U
حواله ارز خارجی
foreign bill
U
برات ارزی
cranes bill
U
یکجورانبرجراحی
road bill
U
بارنامه
usance bill
U
برات به وعده
twin bill
U
دو مسابقه توام در یک برنامه
true bill
U
اعلام جرمی که هیئت منصفه در فهر ان صحه گذارند
treasury bill
U
اسناد خزانه
transit bill
U
اجازه عبور
training bill
U
برنامه اموزشی
to veto a bill
U
لایحه قانونی راردکردن
to talk out a bill
U
مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
to rush a bill through
U
لایحهای راباشتاب ازمجلس گذرانیدن
to protean a bill
U
وجه براتی راتامین کردن
victualling bill
U
پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
wage bill
U
لیست حقوق
watch bill
U
لوحه نگهبانی ناو
a hefty bill
U
صورتحساب سنگینی
I think there is a mistake in the bill.
من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
How much is my telephone bill?
U
صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
pad the bill
<idiom>
U
اضافه شدن هزینههای کاذب
foot the bill
<idiom>
U
پرداختن
fill the bill
<idiom>
U
مناسب برای همه جا
double bill
U
مسابقهورزشی-تئاتریاسینماکهدرآندوبرنامهاجراشود
bill posters
U
کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
bill poster
U
کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
to dishonour a bill
U
براتی را فکول کردن
to bill and coo
U
باهم غنج زدن
stork's bill
U
شمعدانی عطر
station bill
U
جدول محلها
station bill
U
لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
soft bill
U
مرغ مگس خوار
soft bill
U
پرنده منقار نازک حشره خوار
sight bill
U
حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
sight bill
U
برات دیداری
show bill
U
تابلو اعلان نمایش
short bill
U
برات کم مدت
sets of bill
U
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stork's bill
U
گل عطر
stork's bill
U
برگ عطر
the bill has come to maturity
U
وعده پرداخت برات رسیده است
to bill and coo
U
بوسه بازی کردن
time bill
U
برنامه حرکت قطار
time bill
U
سفته مدت دار
through bill of lading
U
بارنامه سراسری
through bill of exchange
U
بارنامه سراسری
the bill of has come to mature
U
وعده پرداخت برات رسیده است
the bill is undue
U
وعده برات نرسیده است
the bill is overdraw
U
سر رسید برات منقضی شده است
the bill has come to maturity
U
موعد پرداخت برات منقضی شده است
bill of lading
U
بارنامه
bill of exchange
U
حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exceptions
U
صورت استثنائات
bill of entry
U
افهارنامه ورودی
bill of entry
U
افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
bill of divorce
U
طلاق نامه
bill of disfranchise
U
disfranchise
bill of costs
U
صورت هزینه دادرسی
bill of attainder
U
لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
bill hook
U
دهره
bill hook
U
دستعاله
bill exchange
U
برات
bill exchange
U
برات بازرگانی
bill of exchange
U
برات ارزی
bill of exchange
U
برات مبادلهای
bill of exchange
U
برات
bill of indictment
U
کیفر خواست
bill of indictment
U
ادعانامه
bill of indictment
U
کیفرخواست
bill of indicment
U
ادعا نامه
bill of indicment
U
کیفر خواست
bill of guarantee
U
ضمانتنامه
bill of goods
U
فهرست تجارتی
bill of goods
U
صورت کالا
bill of exgchange
U
سفته
bill of exgchange
U
برات
bill broker
U
واسطه تنزیل
bill broker
U
دلال برات
accommodation bill
U
برات دوستانه
bill of fare
U
هزینه سفر
bill of fare
U
برنامه
bill of fare
U
صورت اغذیه مهمانخانه
bill of fare
U
صورت غذا
bill of health
U
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
bill of rights
U
منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
bill of rights
U
اعلامیه حقوق
bill of rights
U
قانون اساسی امریکا
bill of rights
U
اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
bill of health
U
گواهی صحت مزاج
bill of health
U
گواهی تندرستی
accommodation bill
U
براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com