English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cleaning process U فرایند شستشو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cleaning U شستشو
do the cleaning U پاک کردن
do the cleaning U پاکیزه کردن
do the cleaning U تمیز کردن
do the cleaning U زدودن
cleaning U پاکیزگی
cleaning U خلوص اخلاص
cleaning door U دریچه شستشو
cleaning after defecation U استنجاء
spring-cleaning U خانه تکانی بهاره
cleaning brush U برستمیزکننده
cleaning tools U ابزارتمیزکننده
cleaning lady U نظافتچیزن
cleaning eye U دهانهشستشو
cleaning rod U سمبه تفنگ
cleaning rod U سمبه نظافت اسلحه
dry-cleaning U بابنزین پاک کردن
dry-cleaning U لکه گیری کردن
self cleaning contact U کنتاکت خودشوی
gas cleaning U گاز پالایی
gas cleaning U پالایش گاز
gas cleaning U تصفیه گاز
flame cleaning U تمیزکردن سطح فلزات به کمک اشعه اکسی استیلن
cleaning room U اطاق شستشو
cleaning station U ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
dry cleaning U خشک شویی
spring cleaning U خانه تکانی درفصل بهار
cleaning station U پست رفع الودگی ش م ر
head cleaning device U وسیله هد پاک کن
cleaning of an underground waterchannel U لاروبی
rolling stock cleaning yard U میلهچرخندهتمیزکنندهحیاط
I am a great believer in using natural things for cleaning. U من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
process U برنامهای که زمان اجرای دستورات آن در CPU بیشتر از عملیات ورودی و خروجی است
process U ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
process U و وسایل کنترل و پشتیبانی
process U که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process U کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
process U کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
process U نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد
process U تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
process U انجام دادن کارهایی برای تولید نتیجه
process U طرزعمل
process U جریان
process U زائده
process U پرورش دادن
process U تقویم کردن تولید کردن
process U جریان کار
process U عملکرد
process U مرحله
process U پردازش کردن
process U فرایند
process U دوره عمل
process U جریان عمل مرحله
process U پیشرفت تدریجی ومداوم
process U مراحل مختلف چیزی
process U تهیه کردن
process U مراحلی راطی کردن
process U بانجام رساندن تمام کردن
process U فرا گرد
process U فراشد روند
process U تهیه و تولید کردن
process U فراگرد
process U جریان کار در دادگاه
process U جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
process U عمل
process U مرحله جریان
process U روند طریقه
process U عمل اوردن
process U تکلیف به حضور کردن
process U احضار کردن
process U فرابرد فرابرش
process U روش
process U پویش
process U روند
process U شیوه
process U تحویل
process of industrialization U فرایند صنعتی شدن
process schizophrenia U اسکیزوفرنیای تکوینی
pultrusion process U فرایند کشش رانی
process server U مامور ابلاغ برگهای قانونی
production process U فرایند تولید
production process U جریان تولید
pterygoid process U زائده نازله عظم وتدی
pterygoid process U زائده نازله استخوان شب پرهای
production process U روند ساخت
process conversion U تبدیل فرایند
process control U کنترل فرایند
process control U بررسی فرایند
obolete process U فرایندهای مهجور
mesne process U مراحل مختلفه و احکام وقرارهای مختلف دادگاه تاپیش از دستور اجرا
output process U فرایند خروجی
mental process U فرایند ذهنی
mastoid process U زایده پستانی
markov process U فرایند مارکف
manufacturing process U پویش ساخت
oxidizing process U فرایند اکسیداسیون
oxidizing process U فراینداحیاء
photogelatin process U چاپ بوسیله ژلاتین
predefined process U فرایند از پیش تعریف شده
process bound U برنامه عملیاتی و محاسباتی شرایطی که در ان سیستم کامپیوتری توسط سرعت پردازنده محدود میشود
process chart U نقشه عملیات
process chart U نقشه روند کار
process control U کنترل فرایندها
mond process U فرایند موند
random process U پویش تصادفی
stochastic process U فرایند اتفاقی
styloid process U زائده سهمی
transverse process U زائده جانبی ستون فقرات
trustee process U توقیف
tunneling process U فرایند تونل زنی
unionmelt process U فرایند الیرا
word process U ویرایش , ذخیره و تغییر متن با کامپیوتر
work in process U کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
ziegler process U فرایند زیگلر
spinous process U زائدهخارمانند
due process U سازمانتامینحقوقوآزادیافراد
To process and treat something . U چیزی راعمل آوردن
process of negotiations U روند مذاکرات
solution [process] U راه حل
steelmaking process U فرایند فولادسازی
solidifying process U پروسه انجماد
random process U جریان تصادفی فرایند تصادفی
refinery process U فرایند کوره پالایش
refining process U فرایند پالایش
remelting process U فرایند ذوب مجدد
remelting process U روش ذوب مجدد
retread process U تعمیر مجدد
retread process U تقویت روکش روکش دوباره
reversal process U جریان معکوس
salpeter process U فرایند سالپیتر
scrubbing process U فرایند شستشو و تصفیه
selective process U فرایند گزینشی
sequential process U فرایند ترتیبی
solidifying process U فرایند انجماد
solidifying process U روند انجماد جریان انجماد
solidifying process U مرحله انجماد
manufacturing process U فرایند ساخت
acid process U فرایند اسیدی
discriminal process U فرایند افتراقی
dissipative process U فرایند اتلافی
duplexing process U فرایند دوپلکس
ecological process U فرایند بوم شناختی
batch process U فرایند پیمانهای
extrusion process U فرایند چکش کاری
final process U دستور اجرای حکم
fission process U روند انشقاق
fission process U فرایند انشقاق پروسه انشقاق
fission process U مرحله انشقاق
fixation process U فرایند تثبیت
flow process U جریان انجام کار
flow process U جریان چرخش کار
fusion process U فرایند ذوب
gosseneck process U فرایند دوخمی
the next process is weaving U عمل یا مرحله بعداز بافتن است
direct process U فرایند مستقیم
diabatic process U پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
adiabatic process U فرایند بی دررو
annealing process U فرایند تابکاری
associative process U فرایند تجمعی
background process U فرایندهای پس زمینه
batch process U فرایندناپیوسته
bessemer process U فرایند بسمر
budget process U فرایند بودجه
budget process U مراحل بودجه
child process U تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
cladding process U فرایند پوشش
cladding process U مرحله روکش کاری
continuous process U فرایند پیوسته
converting process U فرایند بیرنه
coronoid process U زائده منقاری
cyclic process U فرایند چرخهای
decision process U فرایند تصمیم
historical process U فرایند تاریخی
historical process U پویش تاریخی
irreversible process U پردازش که پس از یک بار اجرا قابل برگشت نیست
isentropic process U فرایند هم انتروپی
isothermal process U تحول همدما
iterative process U فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
isothermal process U پروسه هم دما
isothermal process U تحول در دمای ثابت
iterative process U فرایند تکراری
irreversible process U فرایند برگشت ناپذیر
in process of time U رفته رفته
manufacture process U فرایند ساخت
in process of time U بمرور زمان
manufacture process U فراگرد ساخت
intelligence process U جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
interative process U فرایند تکراری
compression molding process U فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
predefined process symbol U علامت فرایند از پیش تعریف شده
acetate rayon process U فرایند تهیه الیاف استاتی
vacuum impregnating process U پرسازی در خلاء
open hearth process U ذوب اهن در کوره رو باز وتبدیل ان بفولاد
centrifugal casting process U طریقه ریخته گری گریز از مرکز
centrifugal casting process U فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
lost wax process U فرایند مدلهای مومی
lead chamber process U فرایند اتاق سربی
lins donawitz process U طریقه ال دی
lins donawitz process U فرایند ال دی
lost wax process U ریخته گری با مدلهای مومی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com