English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
check out time U زمان لازم برای ازمایش یک وسیله
check out time U زمان لازم برای تخلیه محل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
What time should I check in? U چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
Other Matches
I'll let you know when the time comes ( in due time ) . U وقتش که شد خبر میکنم
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check U بازرسی شد
check U و شدن بوی شکار
check U کیش
check U کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check U منع
check U تطبیق
check U مقابله
check U چک
check U امتحان کردن بازرسی
check U بازرسی کردن
check U دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check U دریچه تنظیم
check U وارسی
check U سنجیدن
check out U بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
check U جلوگیری کردن از
check U ممانعت کردن
check U سرزنش کردن رسیدگی کردن
check U مقابله کردن مقابله
check U بررسی
check U بررسی کردن
check U تطبیق کردن
check U نشان گذاردن
check U چک بانک
check U امتحان
check U چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check U مقابله کردن بررسی
check in U وارد شدن
check in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in U وارد شدن
check-in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check off U تغییرروش بازی درتجمع
check-up U بازبینی
check-up U کنترل
check-up U بازبینی کردن
check-up U کنترل کردن
check U بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check U اطمینان از صحت چیزی
check U خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check U محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check U نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check U سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check U رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check U حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check out U تصفیه حساب کردن
check U یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check U بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check U اجرای خشک یک برنامه
check U او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check U خطا یا توقف کوچک در فرآیند
in check <idiom> U غیرقابل کنترل
to check up U درست رسیدگی یاحساب کردن
to check off U رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
check U مطالعه کردن
check U تجزیه کردن
check U محک زدن
to check in U نام نویسی کردن [هتل]
second check U بررسی دوباره
to check out something U چیزی را بررسی یا امتحان کردن
check U مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check up U معاینه کردن
check up U رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
check U تحقیق کردن
check U ارزیابی کردن
second check U بررسی نهایی
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
check U بررسی کردن
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check U عیار گرفتن
security check U چکامنیتی
bench check U کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
check flight U پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
check gate U دریچه تنظیم
arithmetic check U مقابله حسابی
check boxes U چهارگوشهای انتخاب
check firing U عناصرتیر را بررسی کنید
check character U علامت مقابلهای
check digit U رقم مقابلهای
check character U دخشه مقابلهای
check digits U ارقام تست
check character U کاراکتر مقابلهای
check field U میدان مقابلهای
check firing U فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
consistency check U بررسی سازگاری
houndstooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
cashier's check U چکی که بانک عهده خود بکشد
blank check U چک امضاء شده بدون مبلغ
board check U تنه زدن
board check U خطا
body check U سد کردن بازیگر توپدار
built in check U مقابله توکار
built in check U بررسی توکار
bulit in check U تست تعبیه شده
bulit in check U automaticcheck
check bit U بیت مقابلهای
check bit U ذره مقابلهای
certified check U چک تضمینی
certified check U چک گواهی شده
blank check U چک سفید امضاء شده
blank check U سندامضاء شده وبدون متن
check boxes U جعبههای مقابله
hook check U سد کردن راه چوب حریف ازعقب
hip check U سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hardware check U مقابله سخت افزاری
automatic check U مقابله خودکار
automatic check U ازمایش خودکار
automatic check U کنترل خودکار بررسی خودکار
bag check U دریچه پردهای متحرک
bank check U چک بانکی
bench check U ازمایش عملی روی قطعه بازشده از بدنه هواپیما به منظور تعیین قابلیت ادامه کار
frequency check U کنترل فرکانس
check book U کتابچه ثبت ارقام یاموادرسیدگی شده
blank check U چک سفید
blank check U چک امضاء شده وسفید
certified check U چک تضمین شده
division check U ازمایش تقسیم
consistency check U داده ها یا موضوعات مط ابق با قالب از پیش فرض شده هستند
even parity check U بررسی توازن زوج
completeness check U تطبیق کامل
rain check <idiom> U بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
rain check <idiom> رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
family check U کیش همگانی
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
check valve U سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
check valve U شیر یک طرفه
check valve U شیر یکطرفه
check valve U لیژ یک طرفه
check valve U سوپاپ یک طرفه
check valve U شیرفلکه
counter check U چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
crossfoot check U تست تعیین صحت یک حاصلجمع
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
discovered check U کیش برخاست
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
diagnostic check U مقابله تشخیصی
dump check U مقابله حین روبرداری
duplication check U مقابله از راه تکرار
duplication check U بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
dynamic check U مقابله پویا
data check U مقابله داده ها
cyclic check U مقابله چرخهای
echo check U مقابله
echo check U بکمک طنین
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
check valve U شیر تنظیم
check total U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check out equipment U وسایل بازدید محل
check out equipment U وسایل ازمایشگاهی
crosse check U ضربه به گوی دار یا گیرنده گوی
check off list U برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
check nut U مهره پشت گیر
check nut U مهره چاکدار
check mark U علامت کنترل
check mark U علامتی در نزدیکی خط اغاز علامتی نزدیک نقطه اغازپرش یا پرتاب
check lock U مهره پشت گیر
check lock U ساعت امتحان کننده
check lists U لیست مرجع
check lists U فهرست کارهایی که میبایست انجام شود
check list U سیاهه مقابله
check indicator U مشخص کننده مقابله
check plot U یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
check point U نقطه بازرسی
check point U نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
check total U برنامهای که صحت داده را بررسی میکند
check sweeping U مین روبی ازمایشی
check sweeping U بازرسی مین روبی
check sum U جمع ارقام یا بیت ها که برای اهداف ازمایشی بکار می رود
check sum U مجموع مقابلهای
check string U ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
check side U پیچ دادن به گوی برای برگشت به عقب
check register U بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
check problem U مسئله ازمایشی
check problem U مسئله مقابلهای
check point U نقطه ازمایش
check point U نقطه مقابله
check point U علامتی نزدیک نقطه اغاز پرش یا پرتاب
check point U نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
check indicator U نماینده مقابله
validity check U مقابله اعتبار
check-ups U بازبینی
uncovered check U چک بی محل
spot check U بازدید در محل
spot check U سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot check U بطور چند در میان ازمودن
spot check U بررسی موضعی
spot check U مقابله موضعی
cross-check U بررسی متقابل
cross check U بررسی متقابل
check-ins U نام نویسی کردن مراسم ورود
check-ins U وارد شدن
parity check U مقابله کردن توازن
double-check U کیش دوبل
double check U کیش دوبل
overflow check U بررسی سرریزی
check-ups U کنترل
check-ups U بازبینی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com