English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
certificate of a doctor U تصدیق طبیب
certificate of a doctor U گواهی پزشک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
And you are supposed to be a doctor ! some doctor ( physician ) you are ! U مثلا" ناسلامتی شما یک دکتری !
to go to this doctor and that U پیش این طبیب وان طبیب رفتن
He has been to see the doctor. U او [مرد] نزد دکتر بود.
We sent for the doctor. U برای ما این دکتر را صدا کردند.
doctor-to-be U پزشک آینده
doctor of d. U حکیم الهی
doctor of d. U دکتردرعالم دین
saw doctor U ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
to go to this doctor and that U این حکیم وان حکیم کردن
doctor U طبابت کردن
doctor U درجه دکتری دادن به
doctor U پزشک دکتر
attendance of a doctor U حضور پزشک روی رینگ بوکس
doctor to the company U پزشک شرکت
Fetch a doctor at once. U زود یک دکتر پیدا کن بیاور
spin doctor U متخصصروابطاجتماعی
flying doctor U پزشکسیار
witch doctor U ساحر
herb doctor U پزشکی که با داروی گیاهی به مداوا میپردازد
the doctor bled me U دکتراز من خون گرفت
school doctor U استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
woman doctor U پزشک زن حکیم خانم طبیبه
just what the doctor ordered <idiom> U
Go and fetch a doctor! U برو یک دکتر بیاور!
family doctor U پزشک خانواده
unless otherwise prescibed [by the doctor] U مگر اینکه [پزشک] نسخه دیگری نوشته
a fake doctor U پزشک قلابی
He's not suited for a doctor. U او [مرد] برای یک پزشک مناسب نیست.
after death the doctor <proverb> U نوشدارو بعد از مرگ سهراب
doctor in charge U دکتر پاسخگو [در بیمارستان]
witch doctor U جادو گر و طبیب
mad doctor U پزشک دیوانگان
An apple a day keeps the doctor away. <proverb> U غذای خوب طبیب را فراری می دهد.
the doctor ordered an ointment U پزشک مرهم تجویز کرد
The doctor is a busy man . U دکتر سرش شلوغ است
Call a doctor quickly. فورا پزشک خبر کنید.
An apple a day keeps the doctor away. <proverb> U با خوردن یک سیب هر روز نیازی به دکتر نیست. [چونکه آدم دیگر بیمار نمی شود]
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects. U در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
certificate U گواهی نامه
certificate U تصدیق نامه
certificate U تاییدیه
d. certificate U گواهی نامه مرخصی
d. certificate U ورقه پایان خدمت
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
certificate U تصدیق
certificate U شهادت نامه
certificate U سندرسمی
certificate U گواهی
certificate U گواهی صادر کردن
certificate U گواهینامه
quality certificate U گواهی کیفیت
certificate of damage U گواهی خسارت
certificate of death U گواهی فوت
certificate of achievement U مدرک ابراز لیاقت
certificate of compliance U گواهی تطبیق
share certificate U گواهی مالکیت سهام
certificate of achievement U مدرک تصدیق شایستگی
certificate of analysis U گواهی بررسی
certificate of capacity U مدرک ابراز لیاقت
stock certificate U گواهی موجودی کالا در انبار گواهی سهم
certificate of clearance U مفاصا حساب
certificate of capacity U مدرک شایستگی
certificate for decoration U مدرک اعطای نشان
certificate for decoration U حکم نشان
certificate of authority U وکالت نامه
death certificate U گواهی فوت
certificate of measurement U گواهی اندازه و ابعاد
certificate of authority U اجازه نامه
certificate of receipt U گواهی وصول
airworthiness certificate U گواهینامه صلاحیت پرواز
bankrupts certificate U گواهی نامه اعاده حیثیت
birth certificate U شناسنامه
birth certificate U زایچه
birth certificate U گواهی تولد
certificate of authority U اختیار نامه
certificate of expenditure U صورت هزینه
certificate of origin U گواهی مبدا
certificate of origin U گواهی مبداء
certificate of origin U گواهینامه مبداء
certificate of quality U گواهی کیفیت
certificate of quantity U گواهی کمیت
certificate of quantity U گواهی مقدار
certificate of receipt U گواهی رسید
certificate of measurement U گواهی وزن
certificate of measurement U گواهی مقدار
certificate of expenditure U صورت حساب
certificate of expenditure U سند هزینه
certificate of deposits U گواهی نامه سپرده
certificate of health U گواهی بهداشت
certificate of incorporation U شرکت نامه
certificate of inspection U گواهی بازرسی
certificate of land U قباله زمین
certificate of liquidation U مفاصا
certificate of service U تصدیق نامه خدمت
certificate of service U برگ پایان خدمت سربازی
inspection certificate U گواهی بازرسی
inspection certificate U گواهی نظارت
insurance certificate U بیمه مشترک
insurance certificate U بیمه اتکایی
insurance certificate U گواهی بیمه
certificate of damage U تصدیق خسارت وارده بر کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده که از طرف مقامات بندرصادر میشود
master's certificate U گواهینامه فرماندهی
qualifying certificate U گواهی صلاحیت
identity certificate U شناسنامه
health certificate U گواهی بهداشت
certificate of survey U گواهی بازدید
divorce certificate U طلاقنامه
certificate of survey U گواهی بازرسی
certificate of deposit U گواهی سپرده
certificate of deposit U گواهی پول سپرده
certificate of death U تصدیق فوت
certificate of weight U گواهی وزن
certificate of exclusive inheritance U گواهی انحصار وراثت
certificate [official document] U گواهی
certificate [official document] U مدرک
certificate of gains or losses U سند مصدق سود و زیان فروشگاه
certificate of honorable service U مدرک تصدیق خدمت صادقانه
certificate in computer programming U CCP
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com