Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر
aircraft carrier
U
carrier : syn
attack aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر تهاجمی
Other Matches
aircraft
U
طیاره
aircraft
U
هواپیما
aircraft plotter
U
وسیله ناوبر هواپیما
aircraft plotter
U
وسیله ترسیم مسیر هواپیما
aircraft plumping
U
لوله کشی هواپیما
aircraft records
U
اسناد هواپیما
aircraft repair
U
تعمیر هواپیما
aircraft rigging
U
تنظیم نهایی هواپیما
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aircraft section
U
قسمت هواپیمایی
aircraft section
U
رسدهواپیمایی
aircraft specification
U
خصوصیات هواپیما
aircraft inspection
U
بازرسی هواپیما
aircraft handover
U
تبادل کنترل هواپیما
aircraft arresting
U
دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
aircraft arresting
U
دستگاه مهار هواپیما
aircraft arrestment
U
عملیات مهار هواپیما
aircraft arrestment
U
مهارکردن هواپیما
aircraft battery
U
منبع الکتریکی برای هواپیما
aircraft defective
U
هواپیمای معیوب
aircraft defective
U
هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft engine
U
موتور هواپیما
aircraft guide
U
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft handover
U
تعویض کنترل هواپیما
aircraft alternation
U
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
aircraft structure
U
ساختمان هواپیما
aircraft system
U
سیستم ساختمان هواپیما
one aircraft was shot down
U
سرنگون گردید
one aircraft was shot down
U
یک هواپیما
notional aircraft
U
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
naval aircraft
U
هواپیمای ناوپایه
maritime aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
marine aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
lead aircraft
U
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
large aircraft
U
هواپیمای بزرگ
landing aircraft
U
هواپیمای در حال فرود
civil aircraft
U
هواپیمای غیر نظامی
clean aircraft
U
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
integrated aircraft
U
هواپیمای یک پارچه
program aircraft
U
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
shipboard aircraft
U
هواپیمای ناو پایه
aircraft turn around
U
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
aircraft vectoring
U
کنترل سمتی هواپیما
aircraft vectoring
U
کنترل مسیر سمتی هواپیما
anti aircraft
U
ضد هوایی
anti aircraft
U
پدافند هوایی
army aircraft
U
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
assault aircraft
U
هواپیمای هجومی
axial of an aircraft
U
محور هواپیما
unmanned aircraft
U
هواپیمای بدون سرنشین
ultralight aircraft
U
هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
tailless aircraft
U
هواپیمای بی دم
tactical aircraft
U
هواپیمای جنگی
escort aircraft
U
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
The aircraft got off the ground .
U
هواپیما اززمین بلند شد
active aircraft
U
هواپیمای فعال
aircraft carriers
U
carrier : syn
active aircraft
U
هواپیمای درگیر در رزم
aircraft carriers
U
ناو هواپیمابر
light aircraft
U
هواپیمای سبک
passenger aircraft
U
هواپیمای مسافربری
aircraft company
U
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
anti-aircraft
U
ضد هواپیما
aircraft accident
U
سانحه هوایی
rotary wing aircraft
U
هواپیما با بال گردنده
aircraft log book
U
بایگانیها هواپیما
heavier than air aircraft
U
هواپیمای سنگین تر از هوا
awaiting aircraft availability
U
زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
variable geometry aircraft
U
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
aircraft maintenance truck
U
کامیونتعمیرهوایی
anti-aircraft missile
U
گلولهموشکضدهوایی
anti aircraft defense
U
پدافند ضد هوایی
anti aircraft artillery
U
توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft artillery
U
توپخانه ضد هوایی
lighter than air aircraft
U
هواپیمای سبکتر از هوا
high tailed aircraft
U
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
aircraft role equipment
U
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
awaiting aircraft availability
U
زمان انتظار درخط تعمیر
aircraft modification and control
U
کنترل و هدایت هواپیما
control line aircraft
U
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
aircraft gun laying
U
رادار هواپیما
fixed wing aircraft
U
هواپیما با بال ثابت
aircraft arresting hook
U
قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting gear
U
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft arresting complex
U
وسایل مهار هواپیما
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aircraft accident report
U
گزارش سانحه هوایی
aircraft mission equipment
U
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
The lights of the aircraft were blinking.
U
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
aircraft climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
aircraft control unit
U
قسمت کنترل هواپیما
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
aircraft control unit
U
کابین کنترل هواپیما
carrier
U
فرستنده بار شرکت حمل و نقل
carrier
U
وسیله حمل و نقل
carrier
U
متصدی حمل و نقل
carrier
U
مکاری
carrier
U
حمل کننده
carrier
U
حامل
carrier
U
موج حام-ل
carrier
U
برنامه حامل میکرب
carrier
U
دستگاه کاریر
carrier
U
ناو هواپیمابر
carrier
U
باربر
carrier
U
نامه بر
carrier
U
حامل غلطک حمال
carrier
U
carrier aircraft
T carrier
U
استاندارد آمریکا برای خط وط ارسال داده دیجیتال مثل T, TC و استانداردهای سیگنال مربوط DS, DSC
carrier
U
ترک بند
carrier
U
1-هر رسانه یا وسیلهای که قادربه ذخیره سازی داده است . 2-سیگنالهای دادهارسالی موج مانند
carrier
U
داده ارسالی موج مانند
carrier
U
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carrier
U
ارسال داده ساده
carrier
U
مشابه 1595
carrier
U
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier
U
فرکانس سیگنال پیش از تقسیم شدن
carrier
U
حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier
U
وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
carrier
U
سیگنال RSC از مودم به کامپیوتر برای بیان دریافت یک موج داده ارسالی
carrier
U
روش ارسال سیگنالهای متفاوت روی یک کانال با داده ارسالی با فرکانسهای مختلف
carrier
U
موسسه حمل و نقل
aircraft arresting reset unit
U
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
personnel carrier
U
نفربر
video carrier
U
حامل ویدئو
image carrier
U
حامل تصویر
hod carrier
U
ناوه کش
helicopter carrier
U
ناو هلیکوپتر بر
charge carrier
U
حامل بار
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
fuse carrier
U
فیوزگیر
fuse carrier
U
نگهدارنده فیوز
free carrier
U
تحویل به حمل کننده کالا
suit carrier
U
پوششکتوشلوار
piton-carrier
U
میخحامل
troop carrier
U
نیرو بر
water carrier
U
دلو
oxygen carrier
U
اکسیژن بر
personnel carrier
U
خودرو نفربر
weapon carrier
U
کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
puck carrier
U
گوی دار
free carrier
U
یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
negative carrier
U
محلقرارگیرینگاتیو
lumber carrier
U
کشتی تیر بر
luggage carrier
U
ترک بند موتورسیکلت
sound carrier
U
حامل صوت
letter carrier
U
چاپار
letter carrier
U
نامه رسان پستچی
weapon carrier
U
حامل جنگ افزار
log carrier
U
حاملچوبگرد
destination carrier
U
کشتی حامل ناو تعمیراتی بمقصد یاتعمیرگاه
data carrier
U
حامل داده
bulk carrier
U
وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
ball carrier
U
بازیگری که با توپ میدود
battery carrier
U
شاسی باتری
carrier company
U
تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
carrier detect
U
کشف حامل
carrier detect
U
تشخیص حامل
carrier frequency
U
بسامد حامل
carrier frequency
U
فرکانس حامل
carrier frequency
U
فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
carrier frequency
U
فرکانس موج حامل
carrier gas
U
گاز حامل
attack carrier
U
ناو هواپیمابر افندی
bulk carrier
U
کشتی که کالای فله حمل مینماید
carrier pigeon
U
کبوتر نامه بر
carrier pigeon
U
کبوتر قاصد
carrier pigeons
U
کبوتر نامه بر
carrier pigeons
U
کبوتر قاصد
actual carrier
U
موسسه حمل و نقل واقعی
air carrier
U
شرکت ترابری هوایی
ammunition carrier
U
مهمات بیار
ammunition carrier
U
خودرو مهمات کش
carrier handle
U
دستگیره حمل
carrier handle
U
دسته حمل
carrier sense
U
detect collision accesswith multiple دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
common carrier
U
موسسه حمل و نقل عمومی
common carrier
U
مکاری
common carrier
U
متصدی حمل ونقل
common carrier
U
موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common carrier
U
متصدی حمل ونقل حامل مشترک
carrier's risk
U
خطرات به عهده حمل کننده
color carrier
U
حامل رنگ
common carrier
U
گاراژ دار
common carrier
U
شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
contracting carrier
U
موسسه حمل و نقل موردقرارداد
data carrier
U
حامل داده ها
carrier system
U
سیستم حامل
data carrier
U
داده بر
carrier wave
U
موج حامل
carrier wave
U
موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier's lien
U
در گرو شرکت حمل
carrier's risk
U
ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
combination carrier
U
کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
three-tier car carrier
U
حملماشینسهطبقه
anti submarine carrier
U
ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
color carrier reference
U
فاز مبنای حامل رنگ
breech block carrier
U
الات متحرک
carrier color signal
U
پیام رنگ تابی
carrier chrominance signal
U
پیام رنگ تابی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com