English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
carbon free U کربن ازاد
carbon free U ذغال ازاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
carbon U ذغال
carbon U ذغال خالص
carbon U C :symb
carbon U کربن
carbon U الماس بیفروغ
anomeric carbon U کربن انومری
battery carbon U زغال باتری
carbon arcwelding U جوش قوسی بوسیله کربن
asymmetric carbon U کربن بی تقارن
carbon black U دوده
carbon brush U زغال کربنی
carbon brush U ذغال
carbinol carbon U کربن کربینول
carbon cell U پیل کربنی
carbon contact U کنتاکت کربنی
carbon cycle U سیکل کربن
carbon deposite U لایه کربن
active carbon U کربن فعال
activated carbon U ذغال فعال شده
carbon copy U کپی نسخه غیراصل
carbon copy U ورق کاربن
carbon copy U رونوشت کاربنی
carbon copies U کپی نسخه غیراصل
carbon copies U ورق کاربن
carbon copies U رونوشت کاربنی
carbon dioxide U گازکربنیک
carbon dioxide U دی اکسید کربن
carbon monoxide U منواکسید کربن
be a carbon copy <idiom> U دقیقا مثل دیگری بودن
acetylenic carbon U کربن استیلنی
activated carbon U کربن فعال شده
carbon paper U کاغذ کاربن
carbon disk U قرص زغالی
carbon rheostat U رئوستای کربنی
cored carbon U کربن هسته دار
carbon seal U وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
carbon steel U فولاد کربن یا فولاد سخت
carbon tape U نوارکاربنی
carbon tracking U باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
primary carbon U کربن 1 درجه
decolorizing carbon U ذغال رنگ زدا
primary carbon U کربن نوع اول
carbon dating U اندازهگیریسنچیزیبااستفادهازمیزانرادیواکتیویتهآن
secondary carbon U کربن 2 درجه
secondary carbon U کربن نوع دوم
tertiary carbon U کربن نوع سوم
tertiary carbon U کربن 3 درجه
carbon ribbon U ریبون پلاستیکی نازک با جوهر مشکلی که در چاپگر استفاده میشود
sugar carbon U زغال قند
carbon copy U رونوشت
carbon fixed U کربن ثابت
carbon copies U رونوشت
carbon fixed U ذغال ثابت
carbon holder U پایه کربن
carbon microphone U میکروفون زغالی
gas carbon U ذغال قرع
hydro carbon U ترکیب هیدروژن و کربن
carbon ribbon U نوار کاربنی
carbon resistor U مقاومت کربنی
iron carbon alloy U الیاژ اهن و کربن
plain carbon steel U فولاد کربن غیرالیاژی
high carbon steel U فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
high carbon steel U فولاد با کربن زیاد
medium carbon steel U فولادباکربن متوسط
iron carbon diagram U نمودار اهن- کربن
zinc carbon cell U پیل لکلانشه
carbon chain polymer U بسپار زنجیر کربنی
carbon pile regulator U نافم کربنی
carbon battery plate U صفحه باتری کربنی
carbon arc welding U جوشکاری با جرقه کربن
carbon dioxide therapy U درمان با انیدرید کربنیک
blind carbon copy U در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
arc lamp carbon U کربن لامپ قوسی
to trap something [e.g. carbon dioxide] U چیزی را گرفتن [جمع کردن] [برای مثال دی اکسید کربن ]
crater in positive carbon U گودی کربن مثبت
zinc carbon cell U پیل روی- زغال
coolant: carbon dioxide U سردکنندهدیاکسیدکربن
carbon filament lamp U لامپ با افروزه کربنی
He's a carbon copy of his father. U کپی پدرش است.
carbon zinc cell U پیل اولیه قابل حمل
plain carbon tool steel U فولاد ابزار غیرالیاژی
carbon arc lead burning U جوش سرب با جرقه کربن
single button carbon microphone U میکروفون تک زغالی
double button carbon microphone U میکروفون دو زغالی
carbon dioxide gas coolant U سردکنندهیگازدیاکسیدکربن
ultra high carbon steels U فولادهای فرا- پر- کربن
carbon pile voltage regulator U تنظیم کننده ولتاژ زغالی
free U مجاز منفصل
You are free to go now. U اکنون آزادید بروید.
free U مربوط به پای ازاد بازیگر در هوا در هرلحظه
free U حرکت قایق در جلو باد
free U کمی محدودیت نوع اسلحه
free U بازیگر ازاد
free U موجود در دیسک یا حافظه
free U آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
free U حالت محاورهای که به بیش از یک کاربرد امکان استفاده همزمان از برنامه میدهد
free U پروتکل ارسال که در آن گیرنده هیچ سیگنال وضعیت دریافت نمیکند
free U پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
free U فاقد
free U تحویل
free U ازادکردن
free U جایز
free U پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
i did that of my own free will U این کار را کردم
i did that of my own free will U به میل خود
free-for-all U مسابقه بین این اسبها
having free will U ازادکار
having free will U فاعل مختار
free in and out U بدون هزینه تخلیه و بارگیری
free-for-all U اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد
free for all U داد وبیداد
free U ازاد
free U مطلق
free U مستقل
free U ترخیص کردن میدانی
free U بطور مجانی ازادکردن
free U رها
free U روا
free U رایگان سخاوتمندانه
free U مجانی
free U اختیاری مختار
free for all U زدوخوردهمگانی
free will U اراده ازاد
free will U طیب خاطر
free will U اختیاری
free will U اختیار
free U بخشودن
free will U ازادی اراده
free <adj.> U دست و دلباز
free turbine U توربین ازاد
free verse U شعر ازاد وبی نظم وقاعده شعر بی قافیه
free with ones money U ولخرج
free volume U حجم ازاد
free vortex U گرداب ازاد
free trader U بدون گمرک
free trader U تجارت ازاد
free thinker U وبه مذهب بی اعتنا است .
free thinkers U افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
free thinking U ازادی از قیود مذهب
free thought U وارستگی از مذهب
free thought U ازادی فکر لامذهب
free throw U پنالتی
free throw U پرتاب ازاد
free throw U پاس بدون مانع
free throw U پرتاب بدون مانع برای یار
free tower U برج ازاد
free tower U برج پرش ازاد
free thinker U کسیکه دارای فکر ازاد بوده
free WAIS U گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS
tax-free <adj.> U معاف از مالیات
tax-free <adj.> U بدون مالیات
heart free U ازاد ازقید عشق
heart free U مبرا از عشق
problem-free <adj.> U بدون زحمت
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف در رویت
free zone U منطقه ازاد تجاری
free wheel U حرکت بدون رکاب زدن
free wheeling U بازی بدون نقشه قبلی
free wheeling U حالت خلاصی
free wheeling U خلاصی
free world U جهان ازاد
free from taxes <adj.> U بدون مالیات
free world U کشورهای غیرکمونیست
free zone U منطقه ازاد
free zone U منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
free of expense U بیخرج
free person U حر
free play U بازی ازاد
free play U ازاد
free play U لق
free play U بدون محدودیت
free position U روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
free radical U رادیکال ازاد
free recall U یاداوری ازاد
free redical U بنیان ازاد
free rocket U موشک ازاد
free oscillation U نوسان ازاد
free on truck U تحویل کالا روی کامیون
free of particular average U معاف از خسارات جزئی
free of tax U بدون مالیات
free on boand U فوب
free on boand U تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
free on board U بدون هزینه حمل تا روی وسیله نقلیه
free on quay U تحویل دراسکله
free on quay U قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
free on rail U تحویل در راه اهن
free on rail U قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free on rail U تحویل کالا روی قطار
free rocket U موشک غیر هدایت شونده
free rotation U چرخش ازاد
free spokenness U رک گویی
free spokenness U ساده گویی
free spool U چرخیدن ازاد قرقره ماهیگیری
guns free U توپها اتش باختیار
free stream U جریان ازاد
free support U تکیه گاه ازاد
free surface U سطح اب ازاد
free surface U مخازن ازاد اب
free surface U سطح ازاد
free swimming U شناور
Recent search history Forum search
Search history is off. Activate
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com