Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cam operated switch
U
کلید بادامکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
foot operated starting switch
U
کلید راه انداز پایی
foot operated starting switch
استارتر پایی
Other Matches
operated
U
بفعالیت واداشتن
operated
U
اتصال دادن
operated
U
کل زمان لازم برای انجام یک کار
operated
U
بخشی از نرم افزار سیستم عامل که دیسک و مدیریت فایل را کنترل میکند
operated
U
بخشی از دستور کد ماشین که عملی که باید انجام شود را معرفی میکند
operated
U
ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند
operated
U
دستورات اجرای کامپیوتر
operated
U
نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operated
U
تکار کردن یا باعث کار کردن ماشین شدن
operated
U
عمل کردن بکار افتادن
operated
U
فرمان دادن
operated
U
اداره کردن راه انداختن
operated
U
گرداندن
operated
U
بکارانداختن
operated
U
دایر بودن
operated
U
عمل جراحی کردن
operated
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
U
عمل کردن
operated
U
به کار انداختن خرید و فروش کردن معامله کردن
operated
U
اداره کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
U
کار کردن
recoil operated
U
مجهز به دستگاه عقب نشینی
gas operated
U
کار با فشار گاز باروت
gas operated
U
عمل با فشار گاز
voice operated
U
با کار افت صدایی
recoil operated
U
مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
air operated horn
U
شیپور بادی
manually-operated points
U
مدیریتدستینقاط
air operated press
U
پرس بادی پنوماتیکی
electrically operated chuck
U
سه نظام با عملکرد الکتریکی
hand operated chuck
U
سه نظام دستی
voice operated device
U
دستگاه با کار افت صدایی
hand operated molding machine
U
دستگاه قالبریزی دستی
air operated tipping gear
U
چرخ دندهای که با فشار هوابه کار میافتد
cam operated automatic lathe
U
ماشین تراش اتوماتیک بادامکی
hand lever operated grease gun
U
تلمبه دستی گریس
air operated pendulum type screen wiper
U
بادامک پاندولی بادی
two way switch
U
کلید دو راهه
to switch off
U
رابادیگری قطع کردن
switch off
U
قطع جریان برق
x y switch
U
کلید ایکس- ایگرگ
the switch is on
U
برق جریان دارد
the switch is on
U
کلید برق باز است
the switch
U
فن رو دست
on off switch
U
گزینه قطع و وصل
two way switch
U
قطع و وصل کننده برق از دوطرف
one way switch
U
کلید یکراهه
one way switch
U
کلید یک پل
three way switch
U
کلید تبدیل
to switch off
U
خاموش کردن
to switch off
U
قطع کردن اتصال
to switch on
U
روشن کردن
to switch on
U
اتصال دادن جریان دادن
to switch on
U
طرف صحبت کردن
tr switch
U
کلید فرگیر
four way switch
U
کلید صلیبی
the switch is on
U
چراغ برق روشن است
switch over
U
تعویض کردن برق
n way switch
U
گزینه N راهی
switch
U
تغییر جهت دادن
switch
U
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switch
U
شروع به استفاده از وسیله دیگر وقتی که اولی خراب میشود
switch
U
گزینه راه گزین
switch
U
سوزن دوراهی
switch
U
روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
switch
U
وصل کردن برق
switch
U
تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
switch
U
راه گزیدن
switch
U
تعویض جا
switch
U
جریان را عوض کردن
switch
U
کلید
switch
U
سویچ
switch
U
نافم حرکت
switch
U
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switch
U
نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
switch
U
یچ
on-off switch
U
دکمهروشنوخاموش
on/off switch
U
دکمهروشنوخاموش
switch
U
گزینه
switch
U
ترکه
switch
U
راه گزین
switch
U
ثیر قرار میدهد
switch
U
تعویض
switch
U
سویچ برق سویچ زدن
switch
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switch
U
چوب زدن
selection switch
U
گزینه انتخاب
selection switch
U
گزینه
selector switch
U
گزینه انتخاب کننده
scanning switch
U
کلید انتن
regulating switch
U
کلید تنظیم
single way switch
U
کلید یکراهه
selector switch
U
کلید گردان
sense switch
U
گزینهء احساس
selector switch
U
انتخابگر
selector switch
U
شماره یاب
sense switch
U
سوئیچ حساس کنسول کامپیوتری که ممکن است یک برنامه برای پاسخ گیری به ان سیگنال بفرستد
selector switch
U
گزینه
rotary switch
U
کلیدگردان
rotary switch
U
کلید دوار
progarm switch
U
سوئیچ برنامه
switch plug
U
کلید دو شاخهای
plug switch
U
کلید دو شاخهای
pendant switch
U
کلید اویزان
oil switch
U
کلید روغنی
one pole switch
U
کلید یک قطبی
measuring switch
U
کلید سنجش
momentary switch
U
یچی که فقط در صورت انتخاب شدن هدایت میکند
multi way switch
U
کلید چند راهه
programmer's switch
U
سوئیچ برنامه
program switch
U
گزینه برنامه
programmed switch
U
گزینه برنامه ریزی شده
rotary switch
U
کلید دورانی
protective switch
U
کلید محافظ
rotary switch
U
کلید گردان
rotary switch
U
گزینه چرخشی
ribbon switch
U
مبدل فشار مداوم به الکتریسیته
reversing switch
U
کلید برگشتی
snap switch
U
کلید فنری
rail switch
U
دوراهی
pump switch
U
کلید پمپ
multi way switch
U
کلید تبدیل
asleep at the switch
<idiom>
U
متوجه فرصت نبودن ،روی بخت خوابیدن
toggle switch
U
کلید اهرمی
toggle switch
U
گزینه ضامنی
timer switch
U
سوئیچ تایمر کلید برنامه ریزی شده
timer switch
U
کلید زمانی
throw over switch
U
کلید لولایی
three pole switch
U
کلید سه پل
three phase switch
U
ترنرسه فاز
three phase switch
U
کلید جداکننده سه فاز
toggle switch
U
سویچ چند وضعیتی
toggle switch
U
کلید چندوضعیتی
transfer switch
U
کلید انتقال
trigger switch
U
دکمهبهراهانداختن
switch lock
U
دکمهقفل
start switch
U
دکمهشروعبهکار
lock switch
U
کلیدقفل
dimmer switch
U
کلیدخاموشکردنبرق
autofocus on/off switch
U
دکمهخاموشوروشنزون
tumbler switch
U
قطع و وصل کن قپانی
transformer switch
U
کلید ترانسفورماتور
thermal switch
U
سویچ حرارتی
switch theory
U
نظریه راه گزینی
switch storage
U
انباره گزینهای
switch board
U
تابلوی برق
switch board
U
صفحه تقسیم برق
switch board
U
صفحه کلید برق یاتلفن
switch blade
U
تیغه کلید
stepping switch
U
گزینه پلهای
starter switch
U
سوئیچ استارتر
standing switch
U
رودست با مایه ارنج
solenoid switch
U
کلید مغناطیسی
switch cane
U
نی بوریا
switch contact
U
کنتاکت اتصال
switch fire
U
انتقال تیر دادن
switch register
U
ثبات راه گزین
switch position
U
موضع دفاعی بینابین
switch position
U
موضع رابط دفاعی
switch point
U
سوزن
switch line
U
خط گزیده شده
switch indicator
U
گزینه نما
switch horn
U
سویچ مین شاخک دار
switch gear
U
وسیله اتصال
software switch
U
گزینه نرم افزاری
mains switch
U
کلید شبکه
ignition switch
U
کلید احتراق
emergency switch
U
کلید اضطراری
electronic switch
U
سوئیچ الکترونی
electrolier switch
U
کلید چلچراغ
ectuating switch
U
سوئیچ راه اندازی
drum switch
U
کلید غلطکی
drum switch
U
جابجاگر استوانهای
divertor switch
U
کلید منحرف کننده
disconnection switch
U
سوئیچ قطع کننده
disconnection switch
U
کلید قطع کننده
disconnect switch
U
کلید فشار صفر
disconnect switch
U
کلید قطع
entrance switch
U
کلید کنتور
filament switch
U
کلید افروزه
ignition switch
U
سویچ ماشین
igniter switch
U
کلید احتراق
igniter switch
U
سوئیچ احتراق
igniter switch
U
کلید راه اندازی
hook switch
U
کلید ثقلی
power switch
U
کلید قدرت
gang switch
U
کلید گروهی
fuse switch
U
کلید فیوزدار
flush switch
U
کلید توی کار
finder switch
U
شماره یاب
directional switch
U
کلید جهت دار
dip switch
U
دیپ سوئیچ
barrel switch
U
کلید انشعاب اژیر
barrel switch
U
گزینه بشکهای
band switch
U
کلید تغییر باند
auxiliary switch
U
کلید فرعی
door switch
U
کلید خودکار در
alteration switch
U
گزینه دگرگونی
anti tr switch
U
کلید ضد فرگیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com