Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
called strick
U
پرتابی که از منطقه توپزن می گذرد ولی ضربه نمیخورد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
strick
U
شاخه درخت کتان
strick
U
کتان یاکنف هندی
To strick up a conversation with somebody.
U
سر صحبت را با کسی باز کردن
called
U
فرا خوانده
so called
U
باصطلاح
He is called by this name.
U
اورا به این رسم می خوانند
to be called
U
به نامی خوانده شدن
so-called
U
نامیده شدن
so-called
U
به اصطلاح
so-called
U
اصطلاحا
so called
U
نامیده شدن
so-called
U
باصطلاح
so-called
U
که چنین نامیده شده
so called
U
اصطلاحا
so called
U
کذایی
so called
U
که چنین نامیده شده
so-called
U
کذایی
so called
U
به اصطلاح
to be called at the bar
U
به سمت وکالت پذیرفته شدن
he called his kindred together
U
خوبشاوندان خودرافراهم اورد
called ball
U
گوی تعیین شده از طرف بازیگر
called shot
U
ضربه معین بطرف گوی یاکیسه یا هر دو
called pocket
U
کیسه تعیین شده از طرف بازیگر
called program
U
برنامه فرا خوانده
It was only when she rang up
[called]
that I realized it.
U
تازه وقتی که او
[زن]
زنگ زد من متوجه شدم.
The old paper money is called in.
U
اسکناسهای کهنه از جریان خارج می شوند
Last night I called
[rang]
my mom.
U
دیشب به مادرم زنگ زدم.
The kings horse has been called a pack horse.
<proverb>
U
به اسب شاه گفتند یابو .
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com