Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cable-stayed bridges
U
کابلهایبرقراریپل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
booster cable
[jumper cable]
U
کابل باتری به باتری
[اتومبیل رانی ]
stayed
U
تکیه مهار
stayed
U
نقطه اتکاء
stayed
U
مانع عصاء
stayed
U
سکون
stayed
U
ماندن
stayed
U
ایست
stayed
U
توقف مکث
stayed
U
بازداشتن
stayed
U
نگاه داشتن
stayed
U
توقف کردن
stayed
U
حائل
stayed
U
توقفگاه
stayed
U
بکسل طولی ناو
stayed
U
سیم وصل به دکل برای نگهداشتن ان
stayed
U
سپر
stayed
U
انکر
He stayed three nights with us.
U
سه شب پیش ما بود
i stayed there for days
U
سه روز انجا ماندم
I stayed at the hotel with some friends.
U
با دوستانم درهتل ماندم
We stayed at the seaside for one week .
U
یک هفته کنا ردریا ماندیم
I stayed up reading until midnight.
U
تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
He wisely stayed at home .
U
عقل کردودرمنزل ماند
bridges
U
استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridges
U
پل فرماندهی کشتی
bridges
U
پل ساختن
bridges
U
اتصال دادن
bridges
U
پل
bridges
U
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridges
U
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridges
U
وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridges
U
دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges
U
پل فرماندهی
bridges
U
بازی ورق
bridges
U
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridges
U
جسر
bridges
U
برامدگی بینی
bridges
U
compassplatform : syn
bridges
U
پل زدن
Tourists have stayed away in droves this summer.
U
این تابستان دسته های زیادی از گردشگران نیامدند.
I stayed in concealment until the danger passed.
U
خودم را پنهان کردم با خطر گذشت
suspension bridges
U
پل معلق
suspension bridges
U
پل اویزان
burn one's bridges behind one
<idiom>
U
پلهای پشت سرش راخراب کردن
types of beam bridges
U
قسمتهایتیرپیل
types of arch bridges
U
انواعیلها
yerkes bridges point scale
U
مقیاس امتیازی یرکیز-بریجز
have her cable
U
لنگر جواب دادن
cable
U
پیغام تلگرافی تلگراف زدن
cable way
U
مسیر کابل
cable way
U
راه اهن برقی
cable way
U
سیم یا کابل نقاله
d.c. cable
U
کابل جریان دائم
bx cable
U
لوله ب ایکس
cable
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable
U
واحد طول دریایی برابر 022 یارد
cable
U
تلگراف
cable
U
مفتول فلزی بافته
cable
U
طناب فلزی
cable
سیم
cable
U
تلگراف کردن
cable
U
هادی
cable
U
اتصال در انتهای کامل
cable
U
طناب سیمی
cable
U
سیم تلگراف
cable
U
شاه سیم
cable
U
سیم کشی کردن تلگراف کردن
cable
کابل
cable
U
ابزار بررسی قط عی یا خرابی در سیم کشی
cable
U
تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان
cable
U
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر
cable
U
وسیله بررسی امیدانس که به کابلهای غیر استاندارد اجازه استفاده در وسایل خاص میدهد
service cable
U
کابل مصرف کننده
ribbon cable
U
کابل نواری
sheathed cable
U
کابل زره دار
quadoed cable
U
کابل چهارسیمه
sheathed cable
U
کابل غلاف دار
subscriber's cable
U
کابل مشترک
sheating of cable
U
پوشش کابل
subscriber's cable
U
کابل اتصال
shorten in cable
U
کوتاه کردن زنجیر
mains cable
U
کابل شبکه
sheathed cable
U
کابل زرهی
cable weft
U
پود ضخیم
[بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
snub cable
U
ناگهان ترمز کردن
starter cable
U
کابل استارتر
power cable
U
کابل جریان قوی
power cable
U
کابل قدرت
quadded cable
U
کابل چهار سیمی
ignition cable
U
سیم سیستم جرقه زنی
insulated cable
U
کابل عایق بندی شده
insulated cable
U
کابل عایق شده
junction cable
U
کابل اتصال
hook cable
U
کابل قلاب اتصال مهار هواپیما
lighting cable
U
کابل نور روشنایی
telecommunication cable
U
کابل ارتباطی
main cable
U
کابل اصلی
measuring cable
U
کابل سنجش
microphone cable
U
کابل میکروفن
microphone cable
U
سیم میکروفن
multicore cable
U
کابل افشان
multicore cable
U
کابل چند رشتهای
multiple cable
U
کابل چند رشتهای
outgoing cable
U
کابل خروجی
phantomed cable
U
کابل چهار سیمی
ignition cable
U
کابل احتراق
supply cable
U
کابل تغذیه
underground cable
U
کابل زیرزمینی
cable railway
U
تراموای
cable railways
U
تراموای
cable railways
U
ترن کابلی
brake cable
U
سیمترمز
cable distributor
U
قسمتکابلقرقرهایپیچشده
cable sleeve
U
محلاتصالکابل
cable stitch
U
بافتمارپیچ
electricity cable
U
کابلالکتریسیته
gear cable
U
کابلچرخدنده
starting cable
U
کابلراهاندازی
throttle cable
U
کابلساسات
transmission cable
U
کابلانتقال
cable television
U
تلویزیونکابلی
cable tail
U
انتهای سیم
Type cable
U
مشخصات کابل معرفی شده توسط IBM
Type cable
U
چهار سیم جدا به صورت دو جفت , که هر یک از سیم محکمی تشکیل شده است
Type cable
U
میکرون
suspension cable
U
کابل اویزان
suspension cable
U
کابل معلق
tape cable
U
کابل نواری
telegraph cable
U
کابل تلگراف
telephone cable
U
کابل تلفن
three core cable
U
کابل سه رشتهای
tiers of cable
U
سیم کابل حلقه شده
trailing cable
U
کابل برق روکش دار
trunk cable
U
کابل ترانک
trunk cable
U
کابل ارتباطی
twin cable
U
کابل دو قلویی
Type cable
U
چهار سیم جدا به صورت دو جفت , کابل مستقیم بدون چرخش
Type cable
U
چهار سیم به صورت دو جفت که با یک لایه بافته شده پوشیده شده است تا تصادف را کاهش دهد
Type cable
U
دوازده سیم ه صورت شش جفت برای ارسال صوت
Type cable
U
دو سیم پیچیده شده برای سیم تلفن
cable joint
U
مفصل اتصال کابل
coaxial cable
U
کابل هم محور
coaxial cable
U
کابل هم مرکز
cable assembly
U
کابل
coaxial cable
U
سیم هم مرکز
communication cable
U
کابل جریان ضعیف
concentric cable
U
کابل هم مرکز
connecting cable
U
کابل رابط
connection cable
U
کابل اتصال
control cable
U
کابل کنترل
dial cable
U
کابل صفحه مدرج
drop cable
U
بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
cable connector
U
دو شاخه کابل
cable clip
U
پل کابل
co axial cable
U
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
chain cable
U
زنجیر لنگر
cable joint
U
موف اتصال
cable holder
U
gypsy : syn
cable holder
U
دوار زنجیر
cable head
U
سر کابل
cable locker
U
چاه زنجیر
cable guard
U
نگهدارنده کابل
cable match
U
رویارویی تلگرافی شطرنج
cable grip
U
چنگال کابل
cable moulding
U
فتیله نیمگرد یا گرد
cable officer
U
افسر لنگر
cable party
U
گروه لنگر
cable shield
U
لوله کابل
cable duct
U
لوله محافظ کابل برق
cable drum
U
قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
caoxial cable
U
کابل کواکسیال
cable core
U
سیم کابل
duplex cable
U
کابل دو سیمه
cable railway
U
ترن کابلی
hoisting cable
U
طناب بالابر
four core cable
U
کابل چهار سیمه
four core cable
U
کابل چهاررشتهای
bunched cable
U
کابل چندلایی
cable accessory
U
وسایل کابل
cable accessory
U
قطعات کابل
caoxial cable
U
سیم هم مرکز
armored cable
U
کابل مسلح
hook cable
U
کابل قلاب
gas cable
U
کابل گازی
anchor cable
U
طناب لنگر
anchor cable
U
کابل لنگر
cable cars
U
تراموای برقی
cable car
U
تراموای برقی
hoisting cable
U
کابل بالاکش
cable assembly
U
مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
flexible cable
U
کابل خم پذیر
cable cleat
U
بست کابل
cable support
U
بست کابل
cable clamp
U
بست کابل
cable box
U
اتاقک کابل
cable block
U
قسمت کابل
communication cable
U
کابل ارتباطی
cable block
U
مجموعه کابل
flat cable
U
کابل تخت
exchange cable
U
کابل اتصال بین مرکز تلفنی ومشترک تلفنی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com