Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cabin pressure altimeter
U
ارتفاع سنج نشان دهنده فشارکابین خلبان فشار سنج کابین
pressure cabin
U
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
pressure cabin
U
بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
Other Matches
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
اعمال فشار کردن
To bring pressure to bear . To exert pressure .
U
فشار خون دارد
cabin
U
کابین
cabin
U
کلبه
cabin
U
خوابگاه
cabin
U
اطاقک
cabin
U
جایگاه
cabin
U
دهلیز جنگی دهلیز
cabin
U
اتاق کوچک قایق
cabin
U
اطاق کوچک
cabin attendant
U
مهماندارهواپیما
telephone cabin
U
کیوسک تلفن
cabin cruisers
U
قایق تفریحی
cabin blower
U
در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
cabin altitude
U
فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
cabin scooter
U
قفسه متحرک
cabin supercharger
U
کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
fore cabin
U
اطاق جلو کشتی
cabin cruiser
U
کشتی کوچک موتوری ناو اتاقکدار
cabin cruiser
U
قایق تفریحی
cabin cruisers
U
کشتی کوچک موتوری ناو اتاقکدار
first-class cabin
U
قسمتclass_first
passenger cabin
U
کابینمسافران
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
cabin crew
U
کارکن کابین
[هواپیما]
allowable cabin load
U
بار مجاز هواپیما
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
pressure
U
سنگین
f.pressure
U
فشارمایع
pressure from outside
U
فشار از بیرون
[خارج]
pressure
U
فشردن مضیقه
pressure
U
مشقت
pressure
U
بار سنگین مصائب وسختیها
pressure
U
فشار
pressure
U
بار
pressure
U
فشار هوا
pressure device
U
ماسوره فشاری
pressure lamp
U
چراغ تلمبهای
pressure hull
U
بدنه ضد فشار
pressure breathing
U
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressure altitude
U
ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
pressure gaverner
U
ناطم فشار
pressure gaverner
U
تنظیم کننده فشار
pressure gradient
U
گرادیان فشار
pressure head
U
ارتفاع فشار
pressure gauge
U
فشارسنج
pressure casting
U
قطعه ریخته گری فشاری
pressure cook
U
دیگ زودپز
pressure curve
U
خم فشار
pressure lubrication
U
دستگاه روغنکاری فشاری
pressure curve
U
منحنی فشار
pressure drop
U
افت فشار
pressure face
U
سمت فشار
pressure fraction
U
کسر فشاری
pressure front
U
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
pressure gauge
U
فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
pressure device
U
عامل فشاری مین
pressure cook
U
تحت فشار پختن
pressure cook
U
دردیگ زودپزپختن
pressure of speech
U
فشار تکلم
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
low pressure
U
منطقه کم فشار
low pressure
U
سهل العبور
low pressure
U
فشار خفیف
low pressure
U
فشار کم
loss of pressure
U
افت فشار
pressure cookers
U
دیگ زودپز
lateral pressure
U
فشار جانبی
pressure gage
U
فشارسنج
kinetic pressure
U
فشار سینتیک
internal pressure
U
فشار درونی
intermediate pressure
U
فشار متوسط
intake pressure
U
فشار ورودی
initial pressure
U
فشار ابتدایی
inflationary pressure
U
فشار تورمی
manifold pressure
U
فشار گازگاه
mean effective pressure
U
فشار موثر متوسط
molding pressure
U
فشار قالب
pressure above the atmosphere
U
فشار بالای جو
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pore pressure
U
فشار درونی
pitot pressure
U
فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
piston pressure
U
فشار پیستون
partial pressure
U
فشار جزیی
partial pressure
U
فشار جزئی
partial pressure
U
فشار جرئی یا سهمی
osmotic pressure
U
فشار اسمزی
oil pressure
U
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
oil pressure
U
فشارسنج روغن
molding pressure
U
فشار پرس
increase of pressure
U
افزایش فشار
to be under deadline pressure
U
عجله داشتن
pressure control
U
کنترلفشار
pressure change
U
تغییراتفشار
pressure bar
U
قسمتفشار
wind pressure
U
فشار باد
wheel pressure
U
فشار چرخ
wave pressure
U
فشار حاصل از موج
water pressure
U
فشار اب
vapour pressure
U
فشار بخار اب
vapor pressure
U
فشار بخار
vapor pressure
U
فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
uplift pressure
U
فشار بالابرنده
pressure dial
U
درجهفشار
pressure plate
U
صفحهنگهدار
pressure of time
U
فشار زمانی
time pressure
U
فشار زمانی
partial pressure
U
[فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
He always works best under pressure .
U
اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
The pressure of the atmosphere
U
فشار جو ؟( اتمسفر )
water under pressure
U
آبتحتفشار
pressure vessel
U
فشار
pressure vessel
U
فرف
pressure tube
U
لولهفشار
pressure screw
U
پیچفشرده
total pressure
U
فشار کل
to bear pressure upon
U
فشار اوردن بر
tire pressure
U
فشار هوای لاستیک
pressure weld
U
جوش دادن فشاری
pressure wave
U
موج فشار
pressure transducer
U
مبدل فشار
pressure tendency
U
گرایش فشار
pressure taping
U
انشعاب فشار سنجی
pressure sweeping
U
روبیدن فشاری
pressure surface
U
سطح پیزومتریک
pressure surface
U
سطح فشار
pressure suit
U
لباس مخصوص پرواز درارتفاعات زیاد
sense of pressure
U
حس فشار
pressure sense
U
حس فشار
pressure regulator
U
شیر فشار شکن
pressure regulator
U
شیر تنظیم
pressure weldable
U
قابل جوشکاری فشاری
pressure welding
U
جوش فشاری
systolic pressure
U
فشارخون انقباضی
swelling pressure
U
فشار در اثر ازدیاد حجم
static pressure
U
فشار ایستایی
static pressure
U
فشار ثابت هوا
starting pressure
U
فشار استارت
sound pressure
U
فشار صوت
social pressure
U
فشار اجتماعی
reservoir pressure
U
فشار مخزن
reduced pressure
U
فشار کاهیده
reacted pressure
U
فشار واکنش شده
radiation pressure
U
فشار تشعشع
pulse pressure
U
فشار نبض
pressure welding
U
جوشکاری فشاری
pressure points
U
نقطههای گیرنده فشار
gauge pressure
U
فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
edge pressure
U
فشار لبه
economic pressure
U
فشار اقتصادی
earth pressure
U
فشار خاک
earth pressure
U
رانش خاک
earth pressure
U
فشار حاصل از خاک
soil pressure
U
رانش خاک
dynamic pressure
U
فشار پویا
dynamic pressure
U
فشار محرکه درونی
dynamic pressure
U
فشار دینامیکی
barometric pressure
U
فشار بارومتری
barometric pressure
U
فشار جو
effective pressure
U
فشار موثر
gage pressure
U
فشار مانومتری
gage pressure
U
فشار گیج
seepage pressure
U
فشار روان ابی
flow pressure
U
فشار روان ابی
pressure balance
U
فشارسنج
external pressure
U
فشار برونی
external pressure
U
فشار خارجی
excess pressure
U
فشار اضافی
barometric pressure
U
فشار هوا
equilibrium pressure
U
فشار تعادلی
discharge pressure
U
فشار تخلیه
contact pressure
U
فشار تماس
contact pressure
U
فشار تماسی
constant pressure
U
فشار ثابت
blast pressure
U
فشار کوره بلند
boost pressure
U
فشار گاز بالاتراز اتمسفر که از سوپرشارژ کردن موتورناشی میشود
compression pressure
U
فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
collapse pressure
U
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
brake pressure
U
نیروی ترمز
brush pressure
U
فشار زغال
center of pressure
U
مرکز فشار
bearing pressure
U
فشار یاطاقان
critical pressure
U
فشار بحرانی
direct pressure
U
تعاقب کردن مستقیم دشمن
direct pressure
U
فشار مستقیم
differential pressure
U
اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
diastolic pressure
U
فشار دیاستولی
bearing pressure
U
فشار تکیه گاهی
diastolic pressure
U
فشار خون انبساطی
deflationary pressure
U
فشار ضدتورمی
deflationary pressure
U
فشار انقباضی
bearing pressure
U
فشار بردگاهی
centre of pressure
U
مرکز فشار
group pressure
U
فشار گروهی
impact pressure
U
نیروی اصابت فشار ترکش
absolute pressure
U
فشار مطلق
acoustic pressure
U
فشار صوتی
air pressure
U
فشار هوا
ambient pressure
U
فشار محیط
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com