English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
by international standards U در معیارهای بین المللی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
international standards organization U طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
international standards organization U سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
international standards organization U سازمان استانداردهای بین المللی
[as] compared to international standards U در معیارهای بین المللی
By international standards Germany maintains a leading role. U در معیارهای بین المللی آلمان نقش پیشرو دارد.
Participation rates are low compared to international standards. U میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
Other Matches
standards U معمولی
standards U سنجه
standards U محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standards U متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standards U خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standards U واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standards U اولین مگا بایت حافظه در PC.
standards U حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standards U تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standards U طبیعی یا معمولی
standards U متعارفی
standards U قسمت ساکن دستگاه
standards U نورم مقیاس
standards U مرسوم
standards U متداول
standards U نشان پرچم
standards U نمونه قبول شده معین
standards U مقرر قانونی
standards U قالب
standards U الگو
standards U استاندارد همگون
standards U معیار
standards U متعارف
standards U همگون یکنواخت یکجور
standards U استاندارد
standards U مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standards U کالای جانشین رزمی
standards U همسان
standards U همشکل
standards U عیار قانونی استاندارد مقرر
standards U نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standards U قانونی
standards U نمونه قانونی
standards U دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards U استانده
standards U اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standards U یکسان معیار
gold standards U حالتی که پشتوانه اسکناس یا پول کشوری طلا باشد
gold standards U سیستم پشتوانه طلا
standards of living U استاندارد زندگی
standards of living U سطح زندگی
living standards U استانداردزندگی
technical standards U معیارهای فنی استانداردهای فنی
standards enforcer U اجراکننده استانداردها
double standards U معیارهای متناقض
standards of living U معیار زندگی
British Standards Institute U سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
american national standards institute U سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
american national standards institute U موسسه ملی استانداردهای امریکا
international U بین الملل انترناسیونال
international U ElectrotechnicalCommission ...کمیسیون الکتریکی جهانی کمیسیون بین المللی مهندسی برق
international U مربوط به کشورهای مختلف
international U بین المللی
international U وابسته به روابط بین المللی
international U بازیگر بین المللی
international practice U عرف بین المللی روش جاری بین المللی
international practice U طریقه معمول به بین المللی
international migration U مهاجرت بین المللی
international meeting U مجمع بین المللی
international practice U رویه بین المللی
international master U استاد بین المللی شطرنج
international investment U سرمایه گذاری بین المللی
international law U حقوق بین الملل
international line U خط بین المللی
international line U خط خارجی
international liquidity U نقدینگی بین المللی
international loans U استقراض بین المللی بدهیهای بین المللی
international reserves U ذخائر بین المللی
international reserves U اندوختههای بین المللی
international match U مسابقه بین المللی [ورزش]
International politics. U سیاست بین الملل
international relations U رابطهسیاسیبینکشورها
system international U سیستم بین المللی
socialist international U بین الملل سوسیالیست انجمن جهانی احزاب سوسیال دمکرات در لندن که به سال 1591 تاسیس یافته است واعضا ان را احزاب سوسیالیست معتدل تشکیل می دهند
short international U مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
international union U اتحادیه بین المللی
international union U اتحادیههای بین المللی
international treaties U عهود بین المللی
international trade U تجارت بین المللی
international trade U تجارت بین الملل
International Modern U [سبک مدرن بین المللی در معماری قرن بیست میلادی که اولین بار در آلمان استفاده شد.]
international finance U مالیه بین الملل
international units U واحدهای جهانی برق
international council U education in forcomputers
international council U شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
international classification of U Diseases
international custom U عرف بین المللی
international call U سیستم واحدهای الکتریکی بین المللی
borland international U یک شرکت سازنده نرم افزارهای ریزکامپیوتر
commodore international, ltd. U شرکت بین المللی کمودور
international call U مکالمه بین المللی
international acts U اسناد بین المللی
international acts U مستندات بین المللی
international court U دادگاه بین المللی
international coulomb U کولن جهانی
international dualism U دوگانگی بین المللی
international federation U فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات
international federation U processing forinformation
international exchange U مرکز تلفن بین المللی
international comity U نزاکت بین المللی
international etiquette U نزاکت بین المللی
international equilibrium U تعادل بین المللی
international economics U اقتصاد بین الملل
international classification of U طبقه بندی بین المللی بیماریها
international chamber of commerce U اتاق بازرگانی بین المللی
subjects of international law U اشخاص حقوق بین الملل
systeme international d'units U دستگاه بین المللی واحدها
public international law U حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
international singles court U زمینبازیانفرادیبینالمللی
international business machine U corporation
public international law U حقوق بین الملل عمومی
International System of Units U سامانه متریک
International System of Units U دستگاه بین المللی یکاها
international road haulage U حمل نقل بار بین المللی بوسیله جاده
balance of international payment U موازنه پرداختهای بین المللی
balance of international payments U تراز پرداختهای بین المللی
international balance of payments U تراز پرداختهای بین المللی
international road transport U ترابری بین المللی جاده ای
bank for international settlements U بانک پرداختهای بین المللی
convention international de merchandies U عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
international business machine U IB
international bill of the right of man U اعلامیه جهانی حقوق بشر
private international law U حقوق بین الملل خصوصی
international telephone circuit U خط تلفنی بین المللی
international morse code U مورس اروپایی
international economic relations U روابط اقتصادی بین المللی
international refugee organization U سازمان بین المللی اوارگان
international date line U خط موافقتنامه بین المللی
international date line U خط بین المللی تغییر تاریخ
international division of labor U تقسیم کار بین المللی
international peace force U نیروهای حافظ صلح سازمان ملل
international development association U مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
international labour organization U سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
international organisation for standard U موسسه بین المللی استاندارد
international morse code U مورس جهانی
international monetary reserves U ذخائر پولی بین المللی
international law of the sea U حقوق بین الملل دریاها
international monetary fund U صندوق بین المللی پول
law of international institutions U حقوق سازمانهای بین المللی
international finance corporation U شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
international demonstration effect U اثر نمایشی بین المللی
international table calorie U کالری
international system of units U دستگاه بین المللی احاد
international system of units U سیستم مترک
international switching center U مرکز سوئیچینگ بین المللی
international gold standard U پایه طلای بین المللی
international date line U خط تقسیم نیروهای بین المللی
international standard atmosphere U اتمسفر استاندارد بین المللی
international criminal law U حقوق جزای بین الملل
international file format U استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
international court of justice U دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
Bank for International Settlements [BIS] U بانک تسویه پرداخت بین المللی
International Space Station [ISS] U ایستگاه فضایی بین المللی
international atomic energy agency U اژانس بین المللی انرژی اتمی
international commercial terms (incoterm U اینکوترمز
international commercial terms (incoterm U قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
unicef (= united nations international U یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
major international road signs U عمدهترینعلائمجهانیجاده
leiter international performance test U ازمون عملی بین المللی لایتر
international air transport association U اتحادیه بین المللی حمل و نقل هوایی
permanent court of international arbitra U دیوان دایمی داوری بین المللی
To be world famous . To enjoy an international reputation. U شهرت جهانی داشتن
The answer to terrorism must be better intelligence and improved international cooperation. U پاسخ به تروریسم باید اطلاعات بهتر سازمان مخفی و بهبودی همکاری های بین المللی باشد.
What is good for the goose is good for the gander . One cant apply double standards . U یک بام ودو هوانمی شود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com