Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
built in font
U
فونت توکار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
font
U
[حوض غسل تعمید]
printer font
U
فونت چاپگر
cartridge font
U
فونت کارتریج
out line font
U
فونت متغیر
monospaced font
U
نوشتاری که در آن هر حرف پهنای یکسانی دارد و تنظیم جدولها و ستون ها ساده میشود
base font
U
فونت پیش فرض
base font
U
فونت پایه
Symbol font
U
نوع نوشتار Trve Type در ویندوز که حاوی تمام نشانه ها و حروف یونانی است
printer font
U
قلم چاپگر
screen font
U
فونت یا قلم صفحه نمایش
script font
U
فونت چاپی شبیه به دستخط
soft font
U
فونت نرم
soft font
U
فونت استقراری
type font
U
خانواده حروف
font subsitution
U
جایگزینی فونت
default font
U
فونت پیش فرض یا قراردادی
font metric
U
سنجش فونت
font smoothing
U
صاف کردن فونت
font smoothing
U
صاف سازی فونت
font id conflict
U
اختلال شناسایی فونت
font family
U
خانواده فونت
scalable font
U
روش شرح نوشتار طوری که میتواند حروف با اندازههای مختلف ایجاد کند
font da/mover
U
یک برنامه کمکی است که توسط شرکت اپل تهیه گردیده است و در محیط مکینتاش بکار می رود
downloadable font
U
فونت استقراری
internal font
U
فونت درونی
downloadable font
U
فونت قابل استقرار در حافظه
out line font
U
قلم متغیر
laser font
U
فونت لیزری
font metric
U
اندازه گیری فونت
initial base font
U
فونت پایه اغازی
default numetic font
U
فونت عددی پیش فرض یاقراردادی
automatic font downloading
U
استقرار خودکار فونت
bit mapped font
U
فونت شطرنجی
bit mapped font
U
قلم شطرنجی
document base font
U
فونت پایه مدرک
new built
U
نوساخت نوساز
built up
U
پر از ساختمان
built into
U
که هنوز بخش فیزیکی سیستم است
new built
U
تازه ساخت
new built
U
تازه ساز
built
U
ساخت
built in
U
جزو ساختمان
built in
U
غیر قابل انتقال
built-up
U
پر از ساختمان
built in
U
وسیلهای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد
built in
U
موجود در داخل چیزی
built-in
U
ی از سیستم است
built-in
U
تابع مخصوصی که در برنامه پیاده سازی شده است
built-in
U
تشخیص خطا و بررسی اعتبار به طور خودکار روی داده دریافت شده
built-in
U
نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
built-in
U
غیرقابل انتقال
built
U
ترکیب
built in
U
توکار
well-built
U
خوشاستیل - خوشساخت
built
U
ریخت
purpose-built
<adj.>
U
باصرفه
purpose-built
<adj.>
U
دارای مزیت
purpose-built
<adj.>
U
بدرد خور
purpose-built
<adj.>
U
به درد بخور
purpose-built
<adj.>
U
مفید
purpose-built
<adj.>
U
اجرا شدنی
purpose-built
U
تکمنظوره برایمنظوریخاص
the churach built him up
U
کلیسا اورا تربیت یا تهذیب اخلاق کرد
It has built up quite a reputation.
U
اسمش خوب دررفته
purpose-built
<adj.>
U
مناسب
purpose-built
<adj.>
U
عملی
purpose-built
<adj.>
U
قابل اجرا
purpose-built
<adj.>
U
قابل استفاده
purpose-built
<adj.>
U
کارکردی
purpose-built
<adj.>
U
سودمند
purpose-built
<adj.>
U
درست
purpose-built
<adj.>
U
شایسته
purpose-built
<adj.>
U
هدفمند
built-in microphone
U
میکروفن
custom-built
U
آنچه مخصوص یک مشتری ساخته شده است
built in engine
U
موتور تاسیسات
built in check
U
بررسی توکار
built in check
U
مقابله توکار
built in aerial
آنتن دستگاهی
jerry-built
U
سر هم بندی شده
brick built
U
اجر ساز
brick built
U
اجری
air built
U
پوچ
air built
U
هوایی
jerry-built
U
با بی دقتی روی هم سوار شده
jerry-built
U
ارزان بناشده
jerry built
U
با بی دقتی روی هم سوار شده
jerry built
U
ارزان بناشده
jerry built
U
سر هم بندی شده
built in fonts
U
شکل حروف تعبیه شده
built in function
U
تابع توکار
built in stabilizers
U
تثبیت کنندههای خودکار
custom built
U
سفارشی تهیه شده اختصاصی
custom built
U
سفارشی
coach built
U
چوبی
built up section
U
مقاطع مرکب
built up lining
U
پوشش مرکب
built up frog
U
قورباغهای نصب
built up frog
U
قلبی ریل
built up frog
U
قطعهای شبیه به قلب که برای ریلها به کار برده میشود
built up edge
U
لبه مخصوص نصب
built up crossing
U
قطعه ریل متقاطع
built up beam
U
تیر ساخته شده
built on sand
U
ناپایدار
built on sand
U
سست بنیاد
built in panel
U
تابلوی نصب
built in jack
U
جک مخصوص نصب
Rome was not built in a day
<proverb>
U
رم یکشبه بنا نشد
made or built up mast
U
دگل چند تیکه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com