English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
building owner U صاحب کار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
owner U صاحب
owner U رب
owner U دارنده
owner U مالک
licence owner U صاحب امتیاز
This page owner U دارنده این برگه
at the owner's risk U با قید اینکه هرگونه خسارت بعهده مالک
at owner's risks U ریسک به عهده مالک
owner of a property U مالک
he is the owner of this house U او صاحب این خانه است
at owner's risk U یا حمل جنس باهمین شرط
at owner's risk U معامله با قید این که هر گونه خسارت به عهده صاحب جنس باشد
owner's risk U ریسک صاحب کالا
owner's risk U خطر یاخطرات به عهده صاحب کالا
reputed owner U در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
at owner's risks U به هزینه صاحب مال
at the owner's risk U باشد
owner-driver U رانندهایکهمالکخودرونیزباشد
joint owner U مالک مشاع
joint owner U در جمع مالکین مشاع
joint owner U شریک ملک
car owner U مالک اتومبیل
owner of a property U صاحب ملک
at the owner's risk U بعهده مالک
sole owner U مالک منحصر
reputed owner U مالک اعتباری
owner-occupier U صاحبومالکمنزل
benefical owner of an estate U مالک بهره برداریک دارایی
A dog will not recognize its owner. <proverb> U سگ صایبش را نمى شناسد .
property with unknown owner U مال مجهول المالک
owner of root or seed U مالک اصله یا حبه
make oneself the owner of U تصاحب کردن
building U ساختمان
building U عمارت دیسمان
building U بنا
administrative building U ساختماناداری
to plan a building U نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
containment building U ساختمانمحدودشده
situation of a building U موقعیت ساختمان
to plan a building U عمارتی راطرح ریزی کردن
tower building U ساختمان برجی
to found a building U عمارتی برپاکردن
to found a building U ساختمانی بینادکردن
the interior of a building U اندرون عمارت
situation of a building U وضع قرارگرفتن بنا
office building U ساختمان اداری
to shift to the new building U اسباب کشی کردن
nest building U لانه سازی
model building U الگوسازی
ship building U کشتی سازی
site building U زمین زیربنا
site building U زمین ساختمانی
main building U ساختمان اصلی
public building U بنای همگانی
reactor building U ساختمانرآکتور
service building U ساختمانسرویس
slab building U ساختلوح
to break into a building U با زور [و غیر قانونی] وارد ساختمانی شدن
building contractor U پیمانکار ساختمان [اقتصاد]
body building U بدنسازی
to demolish a building U متلاشی کردن ساختمانی
turbine building U ساختمانتوربین
building society U شرکتوام دهندهمسکن
sick building U اشارهبهساختمانهایمدرن
They bombarded the building. U ساختمان رابه توپ بستند
The building is in ruins . U ساختمان خراب است
building line U خط کناری ساختمان
Industrialized building U [تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
intelligent building U [ساختمانی با سرویس هوشمند]
to tear down a building U خراب کردن ساختمانی
to pull down a building U خراب کردن ساختمانی
to demolish a building U خراب کردن ساختمانی
to tear down a building U متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building U متلاشی کردن ساختمانی
building block U کنده ساخت
bridge building U پل سازی
building component U اجزای ساختمان
building connection U انشعاب ساختمان
building construction U معماری
building construction U روسازی
building costs U هزینههای ساختمان
building enterprise U مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
building inspectorate U دفتر نقشه کشی
building limes U اهک ساختمانی
building line U امتداد
building line U راسته
building line U بر ساختمانی
building line U بر ساختمان
building log U چوب گرد ساختمان
building machinery U ماشین الات ساختمانی
building material U مصالح ساختمان
road building U جاده سازی
apartment building U ساختمان اپارتمانی
building block U بنا کنده
building block U واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
building blocks U کنده ساخت
building blocks U بنا کنده
building blocks U واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
body building U ورزش زیبایی اندام
body building U پرورش اندام
body-building U ورزش زیبایی اندام
body-building U پرورش اندام
body-building U بدنسازی
building site U کارگاه ساختمانی
building site U عرصه
building sites U کارگاه ساختمانی
building sites U عرصه
administration building U ساختمان اداری
administration building U قسمت اداری
building material U مصالح ساختمانی
machine building U ماشین سازی
building unit U جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
building up alloy U الیاژ مخصوص روکش کاری
building work U کار ساختمانی
commercial building U سرای
capital building U سرمایه سازی
commercial building U تیم
commercial building U تیمچه
exhibition building U ساختمان نمایشگاه
framed building U ساختمان تیر پایهای
gigantic building U ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
height of building U بلندی ساختمان
home building U ساختمان مسکونی
house building U ساختمان مسکونی
industrial building U ساختمان صنعتی
industrial building U بنای صنعتی
building unit U واحد ساختمانی
building permit U پروانه ساختمان
building craftsman U کارگر ماهر ساختمانی
building up of generator U پیش تحریک مولد
building system U سیستم ساختمان
building sand U خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
building operations U عملیات ساختمانی
building official U بازرسان ساختمان
building system U اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
building plant U وسایل ساختمان
building steel lathing U بافت ساختمان فولادی
basic building materials U مواداولیهساختمان
word building test U ازمون واژه سازی
elvis has left the building <idiom> U [نمایش به اتمام رسیده]
building material dealer U فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
local building inspector U پلیس ساختمان
elvis has left the building <idiom> U [تمام شده است]
power house building U ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
A multi-storey building. U ساختمان چندین طبقه
building block principle U طراحی سیستم برای ساختن سیستم بزرگتر modularity
In appiarance it is a strong building. U بظاهر ساختمان محکمی است
a building of small scale U عمارت کوچک
building trade joinery U نجاری ساختمان
road building slag U شلاکه جاده سازی
article of a building by law U ائین نامه ساختمان
road building machine U ماشین جاده سازی
building trade worker U تعمیرکار ساختمان
building steel lathing U اسکلت فلزی ساختمان
machine building industry U صنعت ماشین سازی
his equitable savings and loan building U [پس انداز عادلانه و ساختمان وام
To make a forcible entry into a building. U بزور وارد ساختمانی شدن
bed building stage of river U تراز سطح متوسط اب رودخانه
to burgle [British E] / burglarize [American E] a building. U با زور [و غیر قانونی] وارد ساختمانی شدن
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. U ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com