English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bubble memory U حافظه حبابی
bubble memory U مین فرفیت بالا
bubble memory U سرعت بالا و حافظه متحرک
bubble memory U روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
magnetic bubble memory U حافظه حبابی مغناطیسی
Other Matches
bubble U جوشیدن
bubble help U خط ی روی صفحه نمایش برای نشان دادن آنچه شما به آن اشاره می کنید
bubble حباب
bubble U بیان کردن حباب
bubble U ابسوار
bubble U خروشیدن جوشاندن
bubble U حباب براوردن
bubble U گفتن
bubble U قلقل زدن
bubble U اندیشه پوچ
bubble sort U روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
bubble horizon U ابرشکافدار
bubble sort U جور کردن حبابی
bubble sextant U سکستانت مایعی
bubble point U نقطه جوش
bubble jock U بوقلمون نر
gas bubble U حباب گاز
bubble level U تراز [تراز حبابی] [ابزار] [ساخت و ساختمان]
bubble tray U بشقابک حباب
bubble tower U برج حباب
bubble sorting U جور کردن حبابی
bubble sort U سورت حبابی
bubble sort U مرتب کردن حبابی
bubble tower U برج تقطیر
bubble horizon U افق نمایان از زیر ابر
bubble chamber U اتاقک حباب
bubble gum U ادامس بادکنکی
hubble bubble U شلوغ
to prick the bubble U مشت کسیرا باز کردن
to prick the bubble U باد کسی را خوابانیدن
Burst sb's bubble <idiom> U تو ذوق کسی زدن
to bubble over with wrath U خروشیدن
to bubble over with wrath U جوش زدن
soap bubble U چیزجالب وزود گذر
soap bubble U حباب کف صابون
hubble bubble U قلیان
hubble bubble U غلیان
bubble and squeak U خوراک کلم و سیب زمینی سرخ شده
bubble bath U مادهای معطر که در وان پر آب حمام میریزند و کف میکند
bubble bath U وان پر کف و معطر شده
bubble cap U فنجانک حباب
bubble baths U مادهای معطر که در وان پر آب حمام میریزند و کف میکند
bubble baths U وان پر کف و معطر شده
hubble-bubble U قلیان
bubble turn and slip U الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
bubble tray column U ستون تقطیر بشقابک دار ستون تقطیر با بشقابک حباب
plastic bubble keyboard U صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
bubble cap plate column U ستون تقطیر بشقابک فنجانک دار ستون تقطیر با بشقابک وفنجانک حباب
Even if you thik I am being foolish, please don't burst my bubble. U حتی اگر فکر می کنی احمقم لطفا توی ذوقم نزن.
to the memory of U به یادبود
in memory of <idiom> U به صورت رایگان
immediate memory U حافظه فوری
memory U یادگار یاد بود
memory U فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
memory U یاد
memory U خاطره
memory U حافظه
memory U حافظه دستگاه کامپیوتر
memory moard U برد حافظه
screen memory U خاطره پوشان
scratchpad memory U حافظه چرکنویس
scratchpad memory U حافظه چرکنویسی
rotating memory U حافظه چرخشی
remote memory U حافظه دور
memory module U واحد حافظه
memory mapping U نگاشت حافظه
memory mapping U نقشه حافظه
shadow memory U محلهای حافظه مکرر که با کد مخصوص قابل دستیابی است
shadow memory U جدول مبدل که محلهای حافظه واقعی را با معادل محلهای مجازی آن ها بیت میکند
semiconductor memory U حافظه نیمه رسانا
screw to the memory U بذهن سپردن
semiconductor memory U حافظه نیمه هادی
secondary memory U حافظه ثانویه
search memory U حافظه جستجو
memory module U ماژول حافظه پیمانه حافظه
memory port U درگاه حافظه
read only memory U حافظه فقط خواندنی
read mostly memory U حافظه بیشتر خواندنی
memory word U کلمه حافظه
memory sniffing U ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش
memory span U فراخنای یاد
memory trace U رد یاد
photodigital memory U سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
one level memory U حافظه یک سطحی
optical memory U حافظه نوری
racial memory U حافظه نژادی
programmable memory U حافظه برنامه پذیر
passive memory U حافظه منفعل
memory snapshot U تصویر لحظهای حافظه
memory protection U حفافت حافظه
regenerative memory U حافظه احیاء کننده
regenerative memory U حافظه باز زا
regenerative memory U عملیات خواندن که به طور خودکار داده را تولید میکند و در حافظه می نویسد
refresh memory U واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
recent memory U حافظه نزدیک
real memory U حافظه واقعی
real memory U حافظه حقیقی
real memory U حافظه فیزیکی موجود که توسط CPU قابل آدرس دهی است
memory protection U پشتیبانی ازحافظه
memory register U ثبات حافظه
photodigital memory U خواندن چند بار
shadow memory U حافظه ثانوی موقت
main memory U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
computer memory U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
primary memory U حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
main memory U حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
computer memory U حافظه کامپیوتر [علوم کامپیوتر]
memory management U مدیریت حافظه [علوم کامپیوتر]
primary memory U حافظه رایانه [علوم کامپیوتر]
addressed memory U حافظه خواندن،نوشتن [علوم کامپیوتر]
addressed memory U حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
to fail [memory] U درماندن [حافظه یا خاطره]
volatile memory U حافظه فرار
virtual memory U حافظه مجازی
upper memory U کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
to stamp on the memory U در ذهن منقوش ساختن
to stamp on the memory U ذهنی کردن
to escape one's memory U از خاطر رفتن
to commit to memory U ازبرکردن
static memory U حافظه ایستا
stack memory U حافظه پشتهای
volatile memory U حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
within living memory U تا انجا که مردمان زنده
to fail [memory] U وا ماندن [حافظه یا خاطره]
To revive a memory. U خاطره ای رازنده کردن
I can recite from memory. U می توانم از حفظ بخوانم
subtract from memory U دکمهکمکنندهازحافظه
memory recall U دوبارهخوانیحافظه
memory key U کلیدحافظه
memory cancel U پاککردنحافظه
memory button U دکمهحافظ
add in memory اضافه کردن به حافظه
within living memory U به یاد دارند
shadow memory U شبه حافظه
regenerative memory U رسانه ذخیره سازی که باید محتوای آن مرتباگ تنظیم شود تا محتوایش باقی بماند
magnetic memory U حافظه مغناطیسی
associative memory U حافظه شرکت پذیر
expanded memory U حافظه گسترشی
eidetic memory U یاد روشن
EDO memory U ذخیره کند
EDO memory U فن آوری حافظه که حاوی پیشرفت بهتری است و می انواند داده را از محلی از حافظه پیدا کند و بخواند بایک عمل . و نیز میتواند آخرین قطعه داده را که در حافظه ذخیره شده بود در حافظه پنهان آماده خواندن از حافظه است
EDO memory U MEMORY OUTPUT DATA EXTENDED
dynamic memory U حافظه پویا
shared memory U حافظه تسهیم شده
disk memory U حافظه دیسک
cryogenic memory U استفاده از خصوصیات هدایت مواد
cryogenic memory U رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
extended memory U حافظه توسعه یافته
extended memory U حافظه تمدیدی
external memory U حافظه خارجی
low memory U فضای حافظه تا چند کیلوبایت
laser memory U حافظه لیزری
it escaped my memory U یادم رفت
internal memory U بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal memory U حافظه داخلی
interleave memory U حافظه جاگذاری
incidental memory U حافظه اتفاقی
in memory of blessedmemory U خدابیامرز
in memory of blessedmemory U بیادگار مرحوم
in memory of blessedmemory U بیاد
core memory U حافظه هستهای
bytewide memory U بایت ادرس پذیر در حافظه اصلی
buffer memory U حافظه میانیگر
base memory U حافظه پایه
auxiliary memory U حافظه کمکی
auxiliary memory U حافظ کمکی
associative memory U حافظه تداعی
associative memory U حافظه انجمنی
as memory serves U هر وقت بیاد انسان بیاید
alterable memory U حافظه اصلاح پذیر
alterable memory U حافظه تغییرپذیر
cache memory U حافظه پنهانی
cache memory U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory U بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
core memory U حافظه چنبرهای
coordinate memory U حافظه مختصاتی
conventional memory U این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند
conventional memory U در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
control memory U حافظه کنترلی
control memory U حافظه کنترل
constructive memory U حافظه سازا
commit to memory U حفظ کردن
cache memory U یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان
cache memory U فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
cache memory U بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
acoustic memory U حافظه صوتی
memory dependent U وابسته حافظه
memory cache U حافظه پنهان
memory hierarchy U سلسله مراتب حافظه
memory illusion U خطای یاد
memory bank U بانک حافظه
memory bandwidth U پهنای باند حافظه
memory allocation U اختصاص حافظه
memory image U تصویر یاد
memory afterimage U رد تصویر یاد
memory interleaving U برگ برگ کردن حافظه جایگذاری حافظه
memory guard U نگهبان حافظه
memory for digits U حافظه عددی
memory dump U رونوشت ازحافظه
memory dependent U متکی به حافظه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com