English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bridge of nose U برآمدگیبینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Just under his nose. U درست پایین پایش
nose U دماغه جلویی تخته موج سواری
nose U بینی اسب
nose U پوزه
nose U دماغه کلاهک موشک
nose U دهانه
nose U سر لوله
nose U دماغه جلو کشتی
nose U بینی مالیدن به مواجه شدن با
nose U برجستگی
under one's nose <adv.> U جلوی چشم کسی
look down one's nose at someone or something <idiom> U نفرت خودرانشان دادن
on the nose <idiom> U دقیقا
right under one's nose <idiom> U مشهود
under one's nose <idiom> U دم دست
nose around [about] <idiom> چیزی را سری نگه داشتن کاوش کردن
nose down <idiom> U پایین آوردن دماغه
(have one's) nose in something <idiom> U فضولی کردن
it is under his nose U درست جلوچشم اوست
it is under his nose U پیش روی اوست
nose U دماغه
nose U نوک برامده هر چیزی
nose U عضو بویایی
on the nose U بردن شرط
nose up U چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
nose U بینی
nose down U خارج شدن هواپیما از پروازتراز بطرف شیرجه و کاهش ارتفاع
nose U بوکشیدن
to speak through one's nose U سخن گفتن
parsmip nose U دمگاه
parsmip nose U دنبال چه
bar nose U دماغهمیله
parsmip nose U دمبلیچه
to follow ones nose U دنبال قسمت خودرفتن
to lead by the nose U الت قرار دادن
he has Roman nose U او بینی عقابی دارد
to speak through one's nose U تو دماغی
hawk nose U دماغ قوشی
he paid through the nose U زیاد به او تحمیل کردند گوشش را بریدند
hawk nose U بینی قوشی
dorsum of nose U تیغهبینی
To talk through ones nose. U تو دماغی حرف زدن
Go and blow your nose. U برو دماغت رابگیر ( نظافت بینی )
My nose is running. U از بینی ام آب می آید
parson's nose U دم مرغیاهرپرندهپختهنشده
tip of nose U نوکبینی
nose pad U لاییبینی
pope's nose U دنبال چه
pope's nose U دمگاه
nose of the quarter U دماغهیکچهارمی
polypus of the nose U بواسیر لحمی بینی
nose leather U چرم بینی
nose leaf U لایهبینی
external nose U نمایبیرونیبینی
to follow ones nose U واگذاردن
to follow ones nose U کار رابدست تقدیر
mucus of the nose U مف
mucus of the nose U اب بینی
nose angle U زاویه نوک
nose bag U توبره
nose piece U قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
nose hit U ضربه کامل به میله شماره 1بولینگ
nose gear U قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
nose dive U ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
nose dive U شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
nose cone U مخروط دماغه
nose cone U دماغه مخروطی شکل نوک موشک و راکت
nose band U بخشی از کلگی اسب
nose ring U حلقهای که به بینی گاومیزنند تا بدان اورابکشند
nose ribs U تیغه هایی در امتداد وتر که در تمام طول بال و تا تیرک جلویی امتداد میابند
mucus of the nose U مخاط بینی
to blow one's nose U دماغ گرفتن
saddle nose U بینی فرو رفته
nose spray U بسک جلو
to blow one's nose U بینی پاک کردن
to blow nose U گرفتن بینی
the tip of the nose U نوک بینی
lead by the nose U الت قرار دادن
pug nose U بینی کوتاه وکلفت سر ببالا
long nose U انبر دم باریک
long nose U دم باریک
spindle nose U سر هرزگرد
nose spray U بسکهای جلوی گلوله
nose band U رو دماغی
(no) skin off one's nose <idiom> U دلبستگی به چیزی ،دلواپسی
drinker’s nose U آدم الکلی [اصطلاح روزمره]
bull nose U چشمی سینه ناو
red-nose U آدم الکلی [اصطلاح روزمره]
turn up one's nose at <idiom> U ردکردن خوب بودن برای کسی
red-nose U آدمی که دماغش قرمز است [چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد] [اصطلاح روزمره]
boozer's nose U آدم الکلی [اصطلاح روزمره]
nose-picking U انگشت کردن در بینی
have one's nose in a book <idiom> U کرم کتاب خوانی داشتن
have one's nose in a book <idiom> U دائم سر توی کتاب داشتن
the answer is right under your nose <idiom> U جواب مثل روز روشن است
keep someone's nose to the grindstone <idiom> U همت کردن
pay through the nose <idiom> U برای چیزی پول زیادی خرج کردن
lead by the nose <idiom> U کنترل کامل داشتن
keep one's nose to the grindstone <idiom> U
pay through the nose <idiom> U سرکیسه کردن
keep one's nose clean <idiom> U
drinker’s nose U آدمی که دماغش قرمز است [چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد] [اصطلاح روزمره]
boozer's nose U آدمی که دماغش قرمز است [چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد] [اصطلاح روزمره]
thumb one's nose <idiom> U با تنفر نگاه کردن
needle-nose pliers دم باریک
She leads her husband by the nose . U سوار شوهرش است ( تسلط ونفوذ )
To glean information . To nose around . U سر وگوش آب دادن
camlock spindle nose U هرزگرد بادامکی شکل
snap a person's nose off U بکسی پریدن
My nose (hand)is bleeding. U دماغم ( دستم ) خون می آید
poke nose into something [one's life] <idiom> U در کار کسی مداخله کردن
flat nose plier U اچار فرانسه
snap a person's nose off U تشر زدن
septal cartilage of nose U غضروفدرونیبینی
to snap one's nose or head off U بکسی پریدن واوقات تلخی کردن
nose landing gear U ترمزفروددماغه
nose ape or monkey U بوزینه خرطوم دار
fillet under the nose of a step U مغزی لبه یا دماغه پله
flat nose plier U انبردست قابل تنظیم
ear, nose and throat specialist U متخصص گوش و حلق و بینی [پزشکی]
Eye ( ear , nose ) drops . U قطره چشم ( گوش و بینی )
To try to pick up some information . to nose around. To pry about . U سر وگوشی آب دادن
cut off one's nose to spite one's face <idiom> U به حدنهایت رسیدن عصبانیت
To put ones nose into other peoples affairs . U درکار دیگران فضولی کردن
bridge U compassplatform : syn
bridge U پل ساختن
bridge U بازی ورق
bridge U سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridge U برامدگی بینی
bridge U استفاده از پل برای انتقال برنامه ها فایلهای داده و... به سیستم دیگر
bridge U جسر
bridge U پل
bridge U وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge U دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridge U سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد
bridge U تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridge U اتصال دادن
bridge U پل فرماندهی
bridge U پل زدن
bridge U پل فرماندهی کشتی
swing bridge U پل نوسان دار
cross that bridge when you come to it <idiom> U [به حل یک مشکل زمانی اقدام کن که لازم باشه و نه قبلش]
lattic-bridge U تیر حمال مشبک
road bridge U پل خیابان
rise of a bridge U خیز طاق پل
road bridge U راه پل
road bridge U پل راه
railroad bridge U پل راه اهن
railway bridge U پل راه اهن
arch bridge U پلقوسدار
portal bridge U پلدروازهای
ribbon bridge U پل تاشونده
ribbon bridge U پل کرکرهای
salt bridge U پل نمک
signal bridge U پل مخابره ناو
signal bridge U پل مخابرات ناو
bridge loan U وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
truss bridge U پل خرپایی
truss bridge U پل اسکلت فلزی
weatstone bridge U پل ویتستن
weigh bridge U قپان تخت قنطار کش
wheatstone bridge U مداری متشکل از مقاومتهای معلوم و مجهول که توسط ان میتوان مقاومت مجهول رادقیقا اندازه گیری کرد
wien bridge U پل وین
water under the bridge <idiom> U همه چیز عوض شده
bass bridge U پایهباس
beam bridge U پلمیلهای
bridge assembly U برآمدگیسیمها
compass bridge U قطبنمایعرشهکشتی
lift bridge U پلبالارو
through arch bridge U پلکمانسراسری
arched bridge U پل قوسی
transporter bridge U پلانتقال
treble bridge U پلصدایزیر
truss bridge U پل با تیر مشبک
truss bridge U پل دارای اسکلت اهنی
slab bridge U پل دالو
slab bridge U پل تاوه
spar bridge U پل الواری
spar bridge U پل ساخته شده ازگرده چوب
lattic-bridge U پل نرده ای
stick bridge U پل دراز چوبی و فلزی کمکی برای رسیدن به گوی بیلیارد
swing bridge U پل گردان
that bridge has openings U ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
the instability of a bridge U نا استواری پل
the pier of a bridge U پایه پل
the span of a bridge U چشمه یا دهانه پل
trestle bridge U پل پایه خرپایی
bridge finance U وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
treadway bridge U پل عبور موقتی پیاده
treadway bridge U پل دوخطه
cross a bridge before one comes to it <idiom> U درمورد مشکلی قبل از حادثه فکرکردن
flying bridge U پل موقتی
chain bridge U پل معلق
chain bridge U پل زنجیری
capacitance bridge U نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
cantilever bridge U پل کنسول
cantilever bridge U پل طرهای
cantilever bridge U پل بازودار
cantilever bridge U پایه پل
cantilever bridge U ستون پل
Recent search history Forum search
Search history is off. Activate
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com