English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
breaking down train U راه اولیه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
breaking U گسیختگی
breaking U پاره گی قطع شدگی
breaking U شکستگی
breaking U بریدگی
breaking U هتک حرز و ورود غیر قانونی به ملک غیر به هر شکل و به هر وسیلهای که باشد
breaking stress U بارگسیختگی
breaking pass U پاس به مهاجم
breaking load U حداکثر تحمل بار
breaking load U بار گسیختگی
breaking point U سرحدی که پس از آن شخص اختیاراز دست میدهد و یا از جا در میرود
breaking down roll U نورد شکست
breaking down pass U کالیبر شکست
breaking down of insulation U فرو ریختن نارسانایی
breaking capacity U فرفیت شکست
breaking capacity U فرفیت قطع
breaking down stand U مقام پیش نورد
heart breaking U اندوه اور
heart breaking U از پا دراورنده
prison breaking U زندان گریزی
strike-breaking U شکستناعتصاب
record-breaking U شکستنرکورد
law-breaking U قانونشکنی
breaking point U طاقت
viscosity breaking U گرانروی شکستی
back-breaking U شاق
back-breaking U کمر شکن
breaking point U نقطهی شکست
non breaking space U حرف فاصله که باعث میشود و کلمه توسط خط شکسته جدا نشوند
breaking into the ground U فرورفتن در زمین
jaw breaking U دشوار برای تلفظ
breaking into safe custody U هتک حرز
overcurrent circuit breaking U قطع مدار جریان زیاد
ignition by contact breaking U احتراق با قطع کنتاکت
circuit breaking capacity U توان قطع
circuit breaking capacity U قدرت قطع
one cannot make an omlette without breaking eggs <idiom> U بی مایه فطیر است
train U ورزش کردن
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
train U حیله
train U نظم ترتیب
train U متلزمین
train U پیش قطار
train U بنه یکان
train U عقبه یکان
train U ترن
train U مسیرجریان کار
train U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
train U تله
train U فریب اغفال
train U تربیت کردن
train U فرهیختن
train U نشانه رفتن
train U پروردن ورزیدن
train U کاراموزی کردن
train U کاروان
train U بنه دریایی
train U ازار
train U دم
train U اماده کردن اسب
train U تمرین
train U رشته
train U سلسله
train U دنباله
train U قطار
train U بنه اماد
train U یک رشته موج
train U رشته سلسله
train U تعلیم دادن
train U اموزش دادن
When is the last train to Oxford? U چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
Is there a train to the airport? U آیا برای فرودگاه قطار هست؟
a thorugh train U قطار بدون توقف
There is a train to London at 8. یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
freight train U قطار باری
When is the next train to Oxford? U چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
passenger train U قطارمسافربری
underground train U ترنزیرزمینی
toilet-train U آموزشدادنبهبچهبرایکنترلادرارومدفوع
When wI'll the train arrive ? U چه وقت قطار می آید ؟
train station U ایستگاهقطار
The train came in on time . U قطار به موقع رسید ( سروقت )
gravy train <idiom> U
power train U آموزشقدرت
intercity train U قطار بین شهری با توقف
intercity train U قطار بین شهری
train journey from ... over ... to ... U مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
train [teach] U آموزش دادن
train [teach] U یاد دادن
train [teach] U اموزاندن
train [teach] U درس دادن
train [teach] U تدریس کردن
train driver U راننده قطار
train [teach] U تربیت کردن
train [teach] U تعلیم دادن
I'd like a train timetable. من برنامه حرکت قطارها را می خواهم.
Is this the train to Liverpool? U آیا این قطار شهر لیورپول است؟
When does the train arrive? U قطار کی می رسد؟
boat train U [خط ] قطار با ارتباط به کشتی [برای سفر]
train ride U گردش با قطار
igniter train U مدار اتش
cogging train U مسیر اولیه
omnibus train U قطاریکه هر ایستگاهی می ایستد
burning train U مسیر انفجار سیکل انفجار
burning train U مسیر اشتعال
igniter train U مدار مشتعل کننده
blooming train U مسافت نورد
powder train U فتیله باروتی
battering train U توپخانه محاصره
powder train U مدار خرج مدار باروت
limited train U قطارمحدود
electric train U قطار برقی
electric train U ترن برقی
i lost the train U به قطار نرسیدم
igniter train U مجموعه چاشنی
impluse train U توالی ایمپولز
impluse train U پالس
i lost the train U قطار را از دست دادم
express train U قطارویژه تندرو
explosive train U مدار انفجار مسیر انفجار
explosive train U فتیله انفجاری
limited train U قطاریکه یک عده محدودی مسافر می پذیرد
pulse train U قطار تپشها
pulse train U سلسله تپش ها
commuter train U قطارمسافربری
train oil U روغن بالن
train oil U روغن نهنگ
train path U اجازه عبور ترن روی یک خط
train priter U چاپگر سلسلهای
train priter U چاپگرقطاری
gravy train U منبع در امد نامشروع
gravy train U منبع درامد بدون زحمت
unit train U بنه یکان
unit train U بنه اماد یکان
wave train U قطار موج
goods train U قطار باربری
boat train U ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
accomodation train راه آهنی که در ایستگاه های مختلف توقف میکند
train headway U فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
parliamentary train U قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
train of thought U رشته افکار
train of waves U قطار موج
goods train U قطار حمل کالا
train operator [American E] U راننده قطار
cogging mill train U مسیر دستگاه نورد شمش
Does the train stop in London? U آیا قطار در لندن توقف دارد؟
the train runs without a stop U میرود
Is there train running on time? U آیا قطاری که به موقع رفت و برگشت کند دارید؟
She interrupted the train of my thoughts. U رشته افکارم را پاره کرد
The train was 10 minutes late. U قطار 10 دقیقه دیر رسید
Luchily for me the train was late. U خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
Is this the right platform for the train to London? U آیا این سکوی قطار لندن است؟
Is the train from Leeds late? U آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
How long does the train stop here? U چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
When does the train [bus] to ... depart? U قطار [اتوبوس] به ... کی حرکت می کند؟
The train ran off the rails. U قطار از خط خارج شد
troop train ration U جیره طبخی بین راه
troop train ration U جیره بین راه
the train runs without a stop U قطار بدون ایست
train lighting battery U باتری روشنایی ترن
What time does the train arrive in London? U چه وقت قطار به لندن می رسد؟
What platform does the train from York arrive at? U قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
Change at London and get a local train. در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
Drop me off in front of the train station! U من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
What platform does the train to York leave from? U قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
We rushed ( hurried ) back to the train station. U با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
Consider yourself lucky [fortunate] (that) you weren't on the train at that time. U شما باید خودتان را خوش شانس [خوشبخت] در نظر بگیرید [که] در آن زمان در قطار نبودید.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com