Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bottle rack
U
جا بطری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bottle
U
دربطری ریختن
bottle
U
بطری
bottle
U
شیشه
bottle
U
محتوی یک بطری
case bottle
U
چارپر
bottle companion
U
هم پیاله
case bottle
U
شیشه چارپهلو
gas bottle
U
بطری گاز
gas bottle
U
سیلندر گاز کپسول گاز
gourd bottle
U
قمقمهای که ازکدوی قلیانی بسازند
gourd bottle
U
قمقمه
bottle neck
U
مانع اشکال کار
bottle neck
U
گیر در کار
bottle neck
U
محل تراکم عبور ومرور
bottle neck
U
مهلکه
bottle holder
U
یاور
bottle holder
U
یار
bottle holder
U
پشت
bottle holder
U
نوکر یا ملازم پهلوان مشت زن
bottle flower
U
گل دکمه
ink bottle
U
مرکب دان
ink bottle
U
شیشه مرکب شیشه جوهر
ink bottle
U
دوات
weighting bottle
U
فرف توزین
bottle opener
U
دربازکن
water bottle
U
غمغهآب
bottle bank
U
سطلآشغالمخصوصبطری
bottle green
U
سبزپررنگ
bottle-opener
U
دربازکنبطری
To bottle up a sentiment.
U
احساسی رادر دل خود جمع کردن
To bottle up ones anger.
U
خشم خود را دردل نگاهداشتن
hit the bottle
<idiom>
U
الکل نوشیدن
wash bottle
U
اب فشان
wash bottle
U
بطری شستشوی
case-bottle
U
شیشه چارپر
leather bottle
U
مشک
nursing bottle
U
شیشه شیر بچه
nursing bottle
U
بطری شیربچه
oxygen bottle
U
محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
scent bottle
U
عطر دان
scent bottle
U
شیشه عطری
shake bottle
U
بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
stock bottle
U
شیشه ذخیره
the neck of a bottle
U
گردن بطری
bottle-dungeon
U
سیاه چال
bottle brush
U
شیشه پاک کن
bottle-feed
U
بچهایکهشیرخشکرابهشیرمادرشترجیحمیدهد
bottle feeding
U
تغذیه با بطری
feeding bottle
U
بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
feeding-bottle
U
بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
bottle-feeding
U
تغذیه با بطری
absorption bottle
U
بطری جذب
beather bottle
U
خیک
beather bottle
U
مشک
rack
U
چرخ دنده دار
rack
U
طاقچه مقر
rack
U
شکنجه
rack
U
جاکلاهی
rack
U
بار بند
rack
U
میله دندانه دار
on the rack
U
درفشار
on the rack
U
درشکنجه
rack
U
قطاع دندانه دار
rack up
U
بازی کردن- حساب کردن
rack
U
عذاب دادن
rack
U
بشدت کشیدن
rack
U
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
rack
U
طاقچه
rack
U
قفسه
rack
U
توری مشبک اشغال گیر
rack
U
رنج بردن
rack
U
دندانه دار کردن
rack
U
ردیف
rack
U
قفسه مهمات و وسایل
rack
U
اشغال گیر
rack
U
میله رنده
rack
U
چارچوب
rack
U
چنگک جا لباسی
rack
U
سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
rack
U
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
rack
U
خون مستاجررا در شیشه کردن
rack
U
نوعی الت شکنجه مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز
rack
U
آویز فرش
[قالبی فلزی که در فروشگاه جهت آویزان کردن فرش و نمایش آن بکار می رود.]
rack
U
شکنجه کردن
rack
U
چهارنعل کوتاه
rack
U
به هم بستن
water bottle clip
U
گیرهنگهدارندهغمغمه
gas washing bottle
U
بطری گاز شویی
hot-water bottle
U
کیسهآبگرم
The bottle is fI'lled up with water
U
بطری با آب پر شده است
black glass bottle
U
بطلی
black glass bottle
U
بطری
bottle silt sampler
U
نمونه برداری با بطری
bottle pocket billiard
U
بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
duplex weighting bottle
U
بطری دو دردار توزین
bottle top mold
U
انگشتانه
stamp rack
U
مهرچرخدندهدار
spool rack
U
جاقرقره
trash rack
U
اشغالگیر
rack one's brains
<idiom>
U
سخت فکر کردن یاچیزی را بخاطر آوردن
spice rack
U
قفسه ادویه
go to rack and ruin
<idiom>
U
نتیجه بد حاصل کردن
shoe rack
U
چنگککفش
toast rack
U
شیارهایجداکنندهتوستر
roof-rack
U
باربنداتومبیل
rack one's brains
<idiom>
U
به مغز خود فشار آوردن
pipe rack
U
چنگکپیپ
luggage rack
U
جایچمدان
equipment rack
U
پایهوسایل
rack control
U
نوعی کنترل پروازی غیر دستی
rack and pinion
U
میله دندانه دار و چرخ دندانه کوچک
plate rack
U
جایی که بشقاب هامی گذارندخشک شود
paper rack
U
جاکاغذی
muck rack
U
کسی که عادتا" می خواهدکارمندان خدمات عمومی و یاجمیع مردم را به رشوه خواری و فساد و خلافکاری متهم کند
loading rack
U
سکوی بارگیری
hay rack
U
جای یونجه
hay rack
U
علف دان
cuvette rack
U
جاکووتی
card rack
U
جای کارت
card rack
U
طاقچه کارت
rack railway
U
راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب
rack rent
U
اجازه تمام سال
coat rack
U
محلآویزکت
to go to rack and ruin
U
نابودشدن
shelving rack
U
قفسه
ready rack
U
قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
to rack rent
U
حداکثر اجاره رابر ملکی بستن
rack space
U
محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
rack rent
U
اجازه گزاف بستن بر
burning rack
U
قاب باتری
rack type cutter
U
شانه رنده
pipet tray rack
U
جا پی پتی
test tube rack
U
جای لوله ازمایش
rack type cutter
U
اسکنه نوع شانهای
print drying rack
U
میلهرنگیخشکشونده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com