English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
board check U تنه زدن
board check U خطا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
check U عیار گرفتن
check off U تغییرروش بازی درتجمع
check out U تصفیه حساب کردن
check-up U بازبینی
check-up U کنترل
check-up U بازبینی کردن
check-up U کنترل کردن
check U بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check U مقابله کردن بررسی
check in U وارد شدن
check in U نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in U وارد شدن
check-in U نام نویسی کردن مراسم ورود
in check <idiom> U غیرقابل کنترل
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
to check off U رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
to check up U درست رسیدگی یاحساب کردن
to check out something U چیزی را بررسی یا امتحان کردن
check out U بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
check up U معاینه کردن
second check U بررسی نهایی
to check in U نام نویسی کردن [هتل]
check U محک زدن
check U تجزیه کردن
check U مطالعه کردن
check U بررسی کردن
check U سنجیدن
check U ارزیابی کردن
check U تحقیق کردن
check up U رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
check U اطمینان از صحت چیزی
second check U بررسی دوباره
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check U بازرسی شد
check U وارسی
check U و شدن بوی شکار
check U دریچه تنظیم
check U کیش
check U کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check U منع
check U تطبیق
check U مقابله
check U بازرسی کردن
check U دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check U جلوگیری کردن از
check U ممانعت کردن
check U سرزنش کردن رسیدگی کردن
check U مقابله کردن مقابله
check U بررسی
check U بررسی کردن
check U تطبیق کردن
check U نشان گذاردن
check U چک بانک
check U چک
check U خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check U نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check U مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check U سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check U خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check U رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check U حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check U یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check U بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check U اجرای خشک یک برنامه
check U او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check U محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check U حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check U امتحان کردن بازرسی
check U امتحان
check U چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
consistency check U بررسی سازگاری
check valve U سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
cyclic check U مقابله چرخهای
division check U ازمایش تقسیم
check valve U شیر یک طرفه
security check U چکامنیتی
check valve U شیر یکطرفه
dump check U مقابله حین روبرداری
diagnostic check U مقابله تشخیصی
check valve U لیژ یک طرفه
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
crossfoot check U تست تعیین صحت یک حاصلجمع
completeness check U تطبیق کامل
rain check <idiom> رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
discovered check U کیش برخاست
rain check <idiom> U بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
consistency check U داده ها یا موضوعات مط ابق با قالب از پیش فرض شده هستند
data check U مقابله داده ها
crosse check U ضربه به گوی دار یا گیرنده گوی
counter check U چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
check valve U سوپاپ یک طرفه
check valve U شیرفلکه
check plot U یک ترسیم قلمی که به طورخودکار توسط سیستم CADقبل از ایجاد خروجی نهایی برای اصلاح و ویرایش تصویری تولید شود
check out time U زمان لازم برای تخلیه محل
check out time U زمان لازم برای ازمایش یک وسیله
check out equipment U وسایل بازدید محل
check out equipment U وسایل ازمایشگاهی
synchronization check U کنترل همزمانی
check off list U برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
check nut U مهره پشت گیر
check nut U مهره چاکدار
check mark U علامت کنترل
check mark U علامتی در نزدیکی خط اغاز علامتی نزدیک نقطه اغازپرش یا پرتاب
check lock U مهره پشت گیر
check lists U لیست مرجع
check lists U فهرست کارهایی که میبایست انجام شود
check list U سیاهه مقابله
check indicator U مشخص کننده مقابله
check indicator U نماینده مقابله
check point U نقطه بازرسی
check point U نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
check point U نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
check valve U شیر تنظیم
check total U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total U برنامهای که صحت داده را بررسی میکند
check sweeping U مین روبی ازمایشی
check sweeping U بازرسی مین روبی
check sum U جمع ارقام یا بیت ها که برای اهداف ازمایشی بکار می رود
check sum U مجموع مقابلهای
check string U ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
check side U پیچ دادن به گوی برای برگشت به عقب
check lock U ساعت امتحان کننده
check register U بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
check problem U مسئله ازمایشی
What time should I check in? U چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
check problem U مسئله مقابلهای
check point U نقطه ازمایش
check point U نقطه مقابله
check point U علامتی نزدیک نقطه اغاز پرش یا پرتاب
check gate U دریچه تنظیم
selection check U مقابله گزینش
stick check U دور کردن گوی از گوی دار بااستفاده از چوب
stock check U کنترل موجودی
perpetual check U کیش دایم
pay check U چک حقوق
sum check U مقابله جمعی
parity check U مقابله ایستایی
parity check U بررسی توازن
parity check U مقابله کردن توازن
summation check U بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
overflow check U مقابله سرریز
overflow check U بررسی سرریز
overflow check U بررسی سرریزی
system check U مقابله سیستم
system check U بررسی سیستم
odd even check U بررسی فرد و زوج
poke check U فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
spite check U کیش دفع الوقت
sequence check U مقابله ترتیب
sequence check U بررسی ترتیبی
sales check U صورت فروش
residue check U بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
redundancy check U بررسی افزونگی
redundancy check U تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
redudancy check U بررسی افزونگی
reasonableness check U بررسی و کنترل معقولانه و مستدل
reasonableness check U بررسی معقول بودن
range check U بررسی محدوده
sight check U مقابله چشمی
sight check U مقابله نظری
programmed check U بررسی برنامه ریزی شده
programmed check U مقابله برنامه ریزی شده
programmable check U مقابله برنامه ریزی شده
priority of check U تقدم کیش
odd even check U مقابله فرد و زوج
transfer check U مقابله
transfer check U انتقال
hook check U سد کردن راه چوب حریف ازعقب
hip check U سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hardware check U مقابله سخت افزاری
frequency check U کنترل فرکانس
rain check U بلیط مجانی یا مجدد
rain check U بلیط باران
rain check U نوید یا قول دعوت بعدی
fore check U جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
check-rail U ریلتنظیم
family check U کیش همگانی
even parity check U بررسی توازن زوج
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
echo check U بکمک طنین
parity check U مقابله توازن
echo check U مقابله
dynamic check U مقابله پویا
duplication check U بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
houndstooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
indian check U سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
modulo n check U مقابله به پیمانه
traveler's check U چک مسافرتی
marginal check U برسی مرزی
marginal check U مقابله مرزی
twin check U مقابله توام
twin check U بررسی توام
validity check U مقابله اعتبار
validity check U بررسی اعتبار
machine check U برسی ماشین
limit check U بررسی حدی
limit check U مقابله حدود
visual check U مقابله دیداری
visual check U مقابله بصری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com