English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
blind copy receipt U در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blind carbon copy U در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
The blind can not lead the blind. <proverb> U کور کى مى تواند کور دگر را راهنمایى کند.
blind leading the blind <idiom> U
receipt U بزهکاران را تحویل گرفتن
receipt U رسیدکردن
receipt U دریافت
receipt U رسید پیام دریافت شد
receipt U قبض رسید
receipt U اعلام وصول نمودن
receipt U دریافت رسید دادن
receipt U وصول کردن
receipt U دریافتی
to a receipt U رسید گرفتن
receipt U رسید
receipt U اعلام وصول
dock receipt U رسید لنگرگاه
to pay against receipt U در برابر رسید پرداختن درمقابل رسید دادن
warehouse receipt U رسید انبار
on receipt of the goods U برسیدن کالا
acknowledgement of receipt U اعلام وصول
receipt statement U رسید
i am in receipt of your letter U نامه شما واصل گردید
i am in receipt of your letter U نامه شما به من رسید
hand receipt U رسید دستی
forwarder's receipt U رسید متصدی حمل و نقل
dock receipt U رسیدی که مسئول لنگرگاه پس ازدریافت کالا صادر میکند
dock receipt U قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
clean receipt U رسید بی قید و شرط
mate's receipt U رسید معاون ناخدا
mate's receipt U رسیدافسر ارشد کشتی
mate's receipt U رسیدکاپیتان کشتی
receipt statement U اعلامیه ورود
receipt notification U خصوصیتی در بیشتر برنامههای پست الکترونیکی که یک پیام خودکار را ارسال میکند برای تایید اینکه پیام دریافت شده است
railway receipt U رسید راه اهن
on receipt of the goods U بوصول کالا
official receipt U رسید رسمی
mate's receipt U رسید کاپیتان کشتی
appropriation receipt U رسید سپرده قانونی
appropriation receipt U رسیدسپرده رسید اعتبار
certificate of receipt U گواهی وصول
certificate of receipt U گواهی رسید
data freight receipt U رسید اماری حمل
data fright receipt U رسید اماری حمل
air mail receipt U رسید پست هوایی
constructive receipt billing U ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
registered letter with receipt attached U نامه سفارشی دو قبضه
copy U کپی
copy U نسخه برداری
copy U دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy U کپی برداری
copy U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy U نمونه
copy U بدل سازی کردن
copy U سواد
copy U نگهبان مخابراتی
copy U رونویس کردن
copy U استنساخ کردن
copy U کپیه کردن رونویسی کردن
copy U کپیه
copy U پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
to copy U در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
copy U رونوشت
copy U نسخه
copy U جلد
copy U نمونه ساختن
copy book U دفتر کپیه
hard copy U نسخه ملموس خروجی چاپی
copy protect U یچی که مانع از کپی گرفتن از دیسک میشود
cetified copy U رونوشت مصدق
cetified copy U سواد مصدق
certified copy U سواد مصدق
exact copy U رونوشت عین
certified copy U رونوشت مصدق
copy editing U ویرایش کپی
copy protection U محافظت از کپی
copy protection U جلوگیری از اعمال کپی
copy protect U یچ برای جلوگیری از کپی گرفتن از یک دیسک
dead copy U اخبارچیده شده
copy plot U تکثیر از روی نسخه اصلی
copy milling U الگوتراشی
dead copy U اخبارکهنه
copy machining U الگوتراشی
copy holder U گیره کاغذ
copy fitting U مطابقت کپی
copy protection U حفافت دربرابر کپی
foul copy U چرک نویس
foul copy U مسوده
straightforward copy U کپیه عین اصل
tape copy U پیام نوار شده
tape copy U پیام ضبط شده روی نوارضبط
true copy U رونوشت مطابق با اصل
certified copy U رونوشت گواهی رسمی شده
copy quantity U مقدارکپی
back copy U نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
examined copy U نسخه بررسی شده
cheap copy U بدل قلابی
copy for private use U نسخه برای استفاده شخصی
soft copy U نسخه غیر چاپی
be a carbon copy <idiom> U دقیقا مثل دیگری بودن
The painting is only a copy. U این نقاشی فقط کپی [از اصل] است.
hard copy U نسخه چاپی
make a copy of U سواد برداشت
make a copy of U رونوشت برداشتن
office copy U رونوشت مصدق
She is a bit too copy . U خیلی ناز دارد ( ناز میکند )
presentation copy U نسخه قدیمی
soft copy U نسخه غیر ملموس
pirate copy U نسخه غیر قانونی چاپ شده
pirate copy U نسخه سرقت شده
carbon copy U ورق کاربن
carbon copy U کپی نسخه غیراصل
abdominos'copy U شکم بینی
carbon copy U رونوشت کاربنی
carbon copy U رونوشت
attested copy U رو نوشت مصدق
fair copy U نسخه درست
authorization to copy U اجازه ناشر نرم افزار به کاربر برای کپی کردن از برنامه در تعدادی معین
backup copy U نسخه پشتیبان
backup copy U کپی پشتیبان روگرفت پشتیبان
copy letter book U دفتر کپیه
rough or foul copy U چرک نویس
fair or clean copy U پاکنویس
press copy book U دفتر کپیه
copy output mode U روکشخروجیکپی
camera ready copy U کپی اماده تکثیر
live copy paste U کپی الصاق مستقیم
hard-copy output U نسخه [خروجی] چاپی
He's a carbon copy of his father. U کپی پدرش است.
copy of his letter is here with enclosed U رونوشت نامه وی ضمیمه است
colour hard copy device U اسباب نسخه چاپی رنگی
to go it blind U بی گداربه اب زدن
to go it blind U بی پرواکاری راکردن
to be blind to U نفهمیدن
to be blind to U ندیدن
blind U آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
blind U کور کردن
blind U کمینگاه
blind U تاریک ناپیدا
blind U نابینا
blind U بدون دید مستقیم پرسنل
blind U درز یاراه
blind U خیره کردن
blind U :کورکردن
blind U بی بصیرت
blind U طاقنما
blind U : کور
blind U پوشش مخفی [جامعه شناسی]
blind U مخفی گاه [جامعه شناسی]
blind U گرفتن
blind U اغفال کردن
blind U :چشم بند
blind U چشمک زدن علامت دادن
blind U چراغ اعلام خطر
blind U چراغ چشمک زن
blind U در پوش
blind U پرده
blind U هرچیزی که مانع عبورنور شود
blind U مخفی گاه
blind U سنگر
blind U پناه
blind U غیر خوانایی
day blind U روزکور
colour blind U کوررنگ
word-blind U کسیکهبدلیلعقلیدرخواندنبامشکلروبروست
To know someone blind spots. U رگ خواب کسی را بدست آوردن
blind letter U نامهای که نام ونشان روشن ندارد
blind matching U همتاسازی بی نام
blind nut U مهره کور
blind one eye U از یک چشم کور
blind pass U پاس بدون دید یار
blind drunk U مستمخمور
blind keyboard U صفحه کلیدی که خروجی آن نشان داده نمیشود ولی مستقیماگ روی نوار یا دیسک مغناطیسی ضبط میشود
Roman blind U درپرشرومانی
blind fold U با چشم بسته
roller blind U پرده فنردار قرقره ایی
blind gate U دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
ventilation blind U پیش پنجره
blind hole U سوراخ چمن که از فاصله معین دیده نمیشود
double blind U دوسوکور
blind cloth U پردهکرکره
blind hole U سوراخ کور
blind hole U سوراخ مسدود
blind pass U پاس کور
color blind U فاقد حساسیت نسبت برنگ
color blind U رنگ کور
blind alleys U کوچه بن بست
blind alleys U شاخه بن بست
blind alley U کوچه بن بست
blind alley U شاخه بن بست
blind zone U منطقه کور
blind window U پنجره نما
blind valley U کور دره
blind transportation U ارسال پیام بدون توجه به گیرنده یااخذجواب
born blind U کور مادرزاد
blind stiteh U کور نخبه
blind pass U کالیبر کور
blind pipe U لوله غیرمشبک
blind pipe U لوله کور
blind rivet U پرچ کور
blind storey U تریبون کلیسا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com