Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
blind alley
U
شاخه بن بست
blind alley
U
کوچه بن بست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blind leading the blind
<idiom>
U
The blind can not lead the blind.
<proverb>
U
کور کى مى تواند کور دگر را راهنمایى کند.
alley
U
شاخه ماز
alley
U
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
U
حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alley way
U
کوچه تاریک
alley
U
خیابان کوچک
alley
U
کوچه
alley
U
باغ راه
up one's alley
<idiom>
U
مهارت درچیزی
down one's alley
<idiom>
U
مناسب ذوق وسلیقه
bowling alley
U
مسیری که توپ بولینگ را در راستای آن به سوی هدف پرتاب میکنند
bowling alley
U
تالار بولینگ
bowling alley
U
باریک راه
alley shot
U
ضربه شدید کم ارتفاع به دیوار مقابل که بعد به دیوارکناری می خورد
bowling alley
U
لین
alley cat
U
گربهی ولگرد
pie alley
U
مسیر اسان برای گوی اندازی
alley cats
U
گربهی ولگرد
tin pan alley
U
کوچه موسیقی دانان واهنگ سازان
tin pan alley
U
جماعت موسیقی دانان
alley oop shot
U
پرتاب نزدیک سبد
up one's street
[British English]
, down one's alley
[American English]
U
مناسب ذوق وسلیقه
[مهارت درچیزی ]
blind
U
گرفتن
blind
U
نابینا
blind
U
: کور
blind
U
اغفال کردن
blind
U
:چشم بند
blind
U
تاریک ناپیدا
blind
U
غیر خوانایی
blind
U
بی بصیرت
blind
U
:کورکردن
blind
U
خیره کردن
to go it blind
U
بی پرواکاری راکردن
to go it blind
U
بی گداربه اب زدن
to be blind to
U
نفهمیدن
to be blind to
U
ندیدن
blind
U
درز یاراه
blind
U
پناه
blind
U
سنگر
blind
U
مخفی گاه
blind
U
مخفی گاه
[جامعه شناسی]
blind
U
کور کردن
blind
U
چراغ چشمک زن
blind
U
آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
blind
U
کمینگاه
blind
U
بدون دید مستقیم پرسنل
blind
U
چشمک زدن علامت دادن
blind
U
چراغ اعلام خطر
blind
U
پوشش مخفی
[جامعه شناسی]
blind
U
هرچیزی که مانع عبورنور شود
blind
U
طاقنما
blind
U
پرده
blind
U
در پوش
moon blind
U
دچار اماس نوبتی
hoodman blind
U
لوطی
murphy blind
U
چشم بند اسب
night blind
U
شبکور
roller blind
U
پرده فنردار قرقره ایی
sand blind
U
دارای چشم تار
gravel blind
U
تقریبا کور
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
hoodman blind
U
مرد کلاهدار
moon blind
U
شبکور
moon blind
U
روزبین
hoodman blind
U
اوباش
hoodman blind
U
گردن کلفت
he strike him blind
U
چنان زد که کورش کرد
he is blind to kindness
U
مهربانی نمیفهمد چیست
green blind
U
نابینادربرابر رنگ سبز سبزکور
snow blind
U
برف کور
snow blind
U
برف کوری
blind alleys
U
کوچه بن بست
blind search
U
جیستجوی بی نتیجه
To know someone blind spots.
U
رگ خواب کسی را بدست آوردن
word-blind
U
کسیکهبدلیلعقلیدرخواندنبامشکلروبروست
colour blind
U
کوررنگ
blind drunk
U
مستمخمور
Roman blind
U
درپرشرومانی
blind cloth
U
پردهکرکره
double blind
U
دوسوکور
blind storey
U
تریبون کلیسا
ventilation blind
U
پیش پنجره
sun blind
U
سایبان
sun blind
U
پرده پنجره
strike blind
U
با ضربه کور کردن
stone blind
U
کاملا کور
spanish blind
U
دریچه کرکرهای
blind alleys
U
شاخه بن بست
blind date
U
قرار ملاقات میان زن ومردی که همدیگر را نمیشناسند
blind coal
U
زغال سنگ بی شعله
blind diagnosis
U
تشخیص بی نام
blind dialling
U
توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
blind flange
U
فلانژ سرپوشیده
blind flange
U
فلانژ کلاهک
blind fold
U
چشم بستن
blind fold
U
کورکردن
blind fold
U
با چشم بسته
blind gate
U
دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
blind hole
U
سوراخ چمن که از فاصله معین دیده نمیشود
blind hole
U
سوراخ کور
blind circuit
U
مداری که ارسال پیام در ان یک طرفه انجام میشود
blind circuit
U
مدار یک طرفه
blind bridle
U
لگام چشمبنددار
blind dates
U
قرار ملاقات میان زن ومردی که همدیگر را نمیشناسند
blind spot
U
نقطه کور
blind spot
U
نقطه ضعف
blind spots
U
نقطه کور
blind spots
U
نقطه ضعف
Venetian blind
U
پنجره کرکره
blind a lley
U
کوچه بن بست
blind analysis
U
تحلیل بی نام
blind arcade
U
طاقنما
blind hole
U
سوراخ مسدود
blind keyboard
U
صفحه کلیدی که خروجی آن نشان داده نمیشود ولی مستقیماگ روی نوار یا دیسک مغناطیسی ضبط میشود
blind rivet
U
پرچ کور
blind pass
U
پاس بدون دید یار
blind score
U
امتیاز اضافی به تیمی که عضو ان غایب یا اخراج شده و جانشینی ندارد
day blind
U
روزکور
color blind
U
فاقد حساسیت نسبت برنگ
color blind
U
رنگ کور
born blind
U
کور مادرزاد
blind zone
U
منطقه کور
blind window
U
پنجره نما
blind side
U
سمتی که بازیگر متوجه ان نیست سمت خط تجمع نزدیک به خط مماس
blind stiteh
U
کور نخبه
blind transportation
U
ارسال یک جانبه
blind valley
U
کور دره
blind pipe
U
لوله کور
blind pipe
U
لوله غیرمشبک
blind letter
U
نامهای که نام ونشان روشن ندارد
blind matching
U
همتاسازی بی نام
blind nut
U
مهره کور
blind of one eye
U
یک چشم
blind transportation
U
ارسال پیام بدون توجه به گیرنده یااخذجواب
blind one eye
U
از یک چشم کور
blind pass
U
کالیبر کور
blind pass
U
پاس کور
to turn a blind eye to something
U
چیزی را زیر سبیلی رد کردن
to turn a blind eye to something
U
چیزی را نادیده گرفتن
The illiterate person is blind .
<proverb>
U
بیسواد کور است .
blind mans buff
U
چشم بندی چشم بندانک
blind man's buff
U
از من داری
blind man's buff
U
چشم بندانک
double blind method
U
روش بی نام مضاعف
blind drainage area
U
حوزه ابریز بسته
blind copy receipt
U
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
blind carbon copy
U
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
He is blind in the left eye .
U
چشم چپ اش کور ( نابینا ) است
To lose ones sight . To go blind.
U
کور شدن
blind bombing zone
U
منطقه بمباران محدود
blind mans buff
U
ازمن داری
To overlook. To turn a blind eye.
U
چشم پوشیدن (نادیده گرفتن )
In is an affair of the heart . Love is blind .
U
کار کار دل است
To turn a blind eye to something. To overlook something.
U
چیزی را نادیده گرفتن
Dead ( blind ) drunk. As drunk as a lord .
U
مست خراب ( مست لایعقل )
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com