Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 242 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bit position
U
موقعیت ذره
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
position
U
موقعیت
position
U
وضع
position
U
وضعیت موضع
position
U
نهش
position
U
شغل
position
U
مرتبه مقام
position
U
جایگاه
position
U
مقام یافتن سمت
position
U
منصب
position
U
قراردادن یاگرفتن
position
U
وضعیت
position
U
مقام
position
U
موضع
position
U
حالت محل سازمانی
position
U
مقام شغل سازمانی
position
U
مستقرشدن یاکردن
position
U
قراردادن امورات مربوط به وفایف
position
U
شکل موقعیت
position
U
موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position
U
شغل رسمی
position
U
نظریه
position
U
جا
position
U
محل
position
U
وضع چگونگی
position
U
مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
position
U
قرار دادن چیزی در محل خاص
position
U
محل چیزی
air position
U
وضعیت هوایی
air position
U
موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
all position welding
U
جوشکاری دو طرفه
alternate position
U
موضع یدکی
alternate position
U
موضع فرعی
secondary position
U
موضع یدکی
secondary position
U
موضع فرعی
an a for a position
U
درخواست دهنده برای کار
arms material position
U
شغل همه رستهای
branch immaterial position
U
شغل همه رستهای
assumed position
U
موضع فرضی
assumed position
U
موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
attack position
U
موضع تک
axial position
U
وضعیت محوری
axial position
U
حالت محوری قرارگاه محوری
battle position
U
موضع نبرد
battle position
U
محل ناو در دریا
benzylic position
U
موقعیت بنزیلی
blocking position
U
موضع سد کننده
bowsprit position
U
موقعیت دکل خوابیده
branch material position
U
شغل سازمانی
break off position
U
نقطه رهایی
break off position
U
نقطه قطع درگیری
central position
U
قرارگاه مرکزی
central position
U
وضعیت مرکزی
circle of position
U
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
clock code position
U
سمت روبروی دماغه هواپیمایا کشتی هدف رو به دماغه هواپیما
comma position
U
وضع بدن در پیچ زدن
commitment position
U
نقطه پرتاب بمب ضدزیردریایی
consolidation of position
U
تحکیم مواضع
consolidation of position
U
تکمیل ارایش مواضع
covered position
U
موضع پوشیده
covered position
U
محوطه تحت پوشش موضع مخفی
crash position indicator
U
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
critical position
U
پوزیسیون حساس
daily position summary
U
خلاصه وضعیت محل کشتیهادر روی اب
dead center position
U
نقطه مرگ بالا یا پایین
defense position
U
موضع دفاعی
defense position
U
موضع پدافندی
delay position
U
موضع تاخیری
delay position
U
موضع مخصوص اجرای عملیات تاخیری
drilling position
U
وضعیت مته کاری
drilling position
U
مکان مته کاری
duty position
U
شغل
duty position
U
شغل ارجاعی
duty position
U
محل شغلی
egg position
U
حالت تخم مرغی در مسابقات سرعت اسکی
electrode position
U
رسوبگیری الکتروشیمیایی
emergency conning position
U
پل فرماندهی اضطراری
endo position
U
موقعیت اندو
equilibrium position
U
وضع تعادل
estimated position
U
نقطه تخمینی
estimated position
U
نقطه براوردی
extreme position
U
وضعیت نهایی
extreme position
U
واقع درمنتهاالیه
fencing position
U
گارد شمشیرباز
final position
U
وضعیت نهایی
financial position
U
وضعیت مالی
fireman's carry from kneeling position
U
نوعی یک دست و یک پا
firing position
U
موضع تیر
firing position
U
موضع اتش وضعیت تیراندازی حالت تیراندازی
firing position
U
موقعیت احتراق
fist position
U
وضع و حالت مشت
flage pole position
U
موقعیت میله پرچمی
float into position
U
شناور شدن
float into position
U
غوطه ور شدن
forward steering position
U
wheelhouse
steering position
U
wheelhouse
free position
U
روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
gearbox position
U
وضعیت جعبه دنده
ground position
U
ایستگاه زمینی
ground position
U
نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
ground position
U
موقعیت زمینی
Other Matches
t position
U
حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
y position
U
حالت- ایگرگ
position
U
بردار مکان
[ریاضی]
on position
U
وضعیت وصل
to be in a position to do something
U
موقعیتش باشد که کاری را انجام بدهند
predicament position
U
بخطر افتادن
punch position
U
موضع منگنه
prone position
U
حالت درازکش
prone position
U
وضعیت درازکش
print position
U
موقعیت چاپ
print position
U
مکان چاپ
post position
U
محل اسب در شروع
primary position
U
موضع ابتدایی
primary position
U
موضع اصلی
punch position
U
محل منگنه
ready position
U
حالت حاضر به تیر
ready position
U
حاضربه تیراندازی
rest position
U
وضعیت ساکن
rest position
U
استراحتگاه
response position
U
مکان جواب
repetition of position
U
تکرار وضعیت
reference position
U
محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
referee's position
U
اعلام کشتی در خاک از سوی داور
referee's position
U
خاک شدن در کشتی
rest position
U
موقعیت سکون
reclining position
U
حالت غنوده
ready position
U
وضعیت حاضربه حرکت هلیکوپتر
rigging position
U
وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
position warfare
U
نبرد موضعی
position buoy
U
بویه موقعیت
position area
U
منطقه مواضع
position angle
U
زاویه تراز
position angle
U
زاویه ارتفاع جسم
pinning position
U
نزدیک به ضربه شدن
para position
U
محل پارا
ortho position
U
محل ارتو
ordinal position
U
جایگاه ترتیبی
offhand position
U
حالت ایستاده در تیر اندازی
occupation of position
U
اشغال موضع کردن
position buoy
U
بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
position control
U
پیچ مرکز گذار
position warfare
U
جنگ موضعی
position response
U
پاسخ مکانی
position of attention
U
حرکات و احترامات نظامی
position light
U
علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
position indicator
U
شاخص نماها
position habit
U
عادت مکانی
position finding
U
موقعیت یابی
position defense
U
دفاع یا پدافندثابت
position defense
U
دفاع موضعی
position correction
U
تصحیحات موضعی
occupation of position
U
اشغال موضع
screen position
U
مکان صفحه
forward position
U
موقعیت رو به جلو
straight position
U
فرم مستقیم
position of the ligament
U
طرزقراگیریرباط
position marker
U
نشانگرموقعیت
pike position
U
وضعخمشدنبدنشکل7باپاها
leg position
U
مدلپا
document-to-be-sent position
U
موقعیتفرستادنمدارک
arm position
U
موقعیتبازو
lotus position
U
چمباتمه لوتوسی
lotus position
U
جاگیری لوتوسی
winning position
U
پوزیسیون برنده
tuck position
U
موفقیتجمعشده
He has not enough experience for the position.
U
برای اینکار تجربه کافی ندارد
pole position
U
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
pole position
U
جلوتر از همه در صف
[مسابقه]
shooting position
U
حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
position vector
U
بردار مکان
[ریاضی]
This position is much too small for me .
U
این سمت برای من خیلی کوچک است
wing position
U
وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
waltz position
U
رقص والس
starting position
U
وضعیت راه اندازی
starting position
U
وضعیت صفر
stag position
U
پاباز در هوا
stag position
U
وضع پاهای باز
squatting position
U
وضعیت چمباتمه در تیراندازی
sitting position
U
وضعیت نشسته
sign position
U
موقعیت علامت
sign position
U
مکان علامت
sign position
U
موضوع علامت
set position
U
اماده در نقطه اغاز
steinitz position
U
پوزیسیون اشتاینیتسی
supplementary position
U
موضع تکمیلی
waiting position
U
ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
validated position
U
شغل بلاتصدی سازمانی
validated position
U
محل سازمانی خالی
unit position
U
مکان واحد
to seek a position
U
نظر خواستن
to seek a position
U
مشورت کردن
to seek a position
U
جستجوی کاریامقامی کردن پی کاری گشتن
switch position
U
موضع دفاعی بینابین
switch position
U
موضع رابط دفاعی
supplementary position
U
موضع یدکی
selection of position
U
انتخاب موضع
lucena position
U
پوزیسیون لوسنا در اخر بازی رخ و پیاده شطرنج
illegal position
U
پوزیسیون غیر قانونی شطرنج
idle position
U
وضعیت ساکن
ideal position
U
وضعیت ایده ال
ideal position
U
پوزیسیون ارمانی شطرنج
ideal position
U
پوزیسیون ایده ال
monopoly position
U
موقعیت انحصاری
idle position
U
حالت سکون
holding position
U
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
in a stooping position
U
خمیده
meta position
U
محل متا
key position
U
موضع حساس و مهم
line of position
U
خط موقعیت
layig up position
U
موضع یا اسکله مخصوص تهیه سرپل ساحلی
lattice position
U
محل شبکه
kneeling position
U
وضعیت به زانو
measuring position
U
محل سنجش
men of position
U
صاحبان مقام
kilian position
U
وضع ایستادن دواسکیت بازرقصنده درکنار هم
key position
U
شغل حساس
neotral position
U
وضع بدن عمود بر سطح مسیر
neutral position
U
محل بی اثر
no wind position
U
محل نهایی هواپیما
in a stooping position
U
دولا
no wind position
U
اخرین محل هواپیما
ground position
U
در خاک نشستن
neutral position
U
وضعیت خنثی یا خلاص حالت خلاص یا بی باری
he is unworthy of his position
U
شایسته مقام خود نیست
neutral position
U
وضعیت بی باری
The position is over his head . he cannot cope with it .
U
این شغل برای سرش خیلی گشاد است ( از توانائی اوبیرون است )
Status . Position and rank.
U
مقام ومنزلت ( جاه ومقام )
plan position indicator
U
صفحه رادار ناو یا هواپیما
person in a position of trust
U
امین
To attain position and wealth.
U
به مقام وثروت رسیدن
toa for a job or position
U
تقاضای شغل کردن
toa for a job or position
U
درخواست کارکردن
hand steering position
U
flat tiller
radio position finding
U
روش تعیین محل ایستگاه فرستنده به روش تقاطع
Sun mode position
U
طریقهموقعیتخورشید
position coupling key
U
کلید اتصال
needle position selector
U
انتخابگرموقعیتسوزن
We have no vacant position ( opening ) in this company .
U
دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
She is not mindful of her social position ( status ) .
U
متوجه موقعیت اجتماعی اش نیست
To attain a high position in life.
U
درزندگی بجایی رسیدن
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
U
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com