Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
between group variance
U
پراکنش میان گروهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
within group variance
U
پراکنش درون گروهی
Other Matches
variance
U
اختلاف
variance
U
مغایرت عدم توافق
variance
U
واریانس
variance
U
انحراف
variance
U
مغایرت
variance
U
ناسازگاری
variance
U
اختلاف و نتاقض در ارکان مختلف دعوی
variance
U
میانگین حسابی توان دوم انحرافات از مقدارمتوسط
variance
U
پراکندگی
variance
U
پراکنش
residual variance
U
پراکنش مازاد
analysis of variance
U
تحلیل پراکنش
true variance
U
پراکنش حقیقی
explained variance
U
واریانس تشریح شده تغییرات بیان شده
analysis of variance
U
تحلیل واریانس
partial variance
U
پراکنش سهمی
specific variance
U
پراکنش اختصاصی
efficiency variance
U
تباین کارایی
efficiency variance
U
اختلاف بازدهی
variance analysis
U
تحلیل واریانس
cost variance
U
نوسانات هزینه
error variance
U
پراکنش خطا
to set at variance
U
بهم انداختن
unique variance
U
پراکنش یگانه
to set at variance
U
با هم بد کردن باهم مخالف ت
total test variance
U
پراکنش کل ازمون
common factor variance
U
پراکنش عامل مشترک
purchase price variance
U
سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
to set two men at variance
U
میانه دو کس رابهم زدن
t group
U
گروه T
t group
U
گروه حساسیت اموزی
we group
U
گروه خودی
in group
U
گروه خودی
out group
U
برون گروه
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
U
ناوگروه
group
U
دسته دسته کردن
group
U
جمع شدن
group
U
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group
U
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group
U
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group
U
شیعه
group
U
حزب
group
U
دسته بندی کردن
group
U
گروه رزمی
group
U
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
U
جمع اوری چندین چیز با هم
group
U
مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group
U
کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group
U
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group
U
دسته
group
U
گروه
group
U
جمع کردن چندین وسیله با هم
group
U
جمعیت گروه بندی کردن
group
U
انجمن
local group
U
گروه محلی
hydrogxyl group
U
گروه هیدروکسیل
landing group
U
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
marginal group
U
گروه حاشیهای
minority group
U
گروه اقلیت
group identification
U
همانند سازی گروهی
group index
U
شاخص گروه
leaving group
U
گروه ترک کننده
open group
U
گروه باز
natural group
U
گروه طبیعی
phosphoryl group
U
گروه فسفریل
norm group
U
گروه هنجار
membership group
U
گروه عضویت
infinite group
U
گروه نامتناهی
group theory
U
نظریه گروهی
group of targets
U
گروه هدفها
group of targets
U
گروه اماجها
group norms
U
هنجارهای گروهی
group mark
U
علامت گروه
group mark
U
نشان گروه
group interview
U
مصاحبه گروهی
group pressure
U
فشار گروهی
group printing
U
چاپ گروهی
group rendezvous
U
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group velocity
U
سرعت گروهی
group membership
U
عضویت گروهی
group theory
U
نظریه گروهها
group test
U
ازمون گروهی
group teaming
U
ریخته گری گروهی
group structure
U
ساخت گروهی
group selector
U
سلکتور گروهی
group index
U
اندیس گروه
business group
U
شرکت سهامی
[شرکت]
splinter group
U
گروهجداییطلب
noun group
U
گروهکلمات
interest group
U
علایقگروهی
group practice
U
گروهپزشکی
ginger group
U
افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group
U
گروه قیدی
salvage group
U
گروه بازیابی وسایل
cyclic group
U
گروه دوری
[ریاضی]
Group theory
U
نظریه گروه ها
[ریاضی]
management group
U
ائتلاف تجاری
management group
U
ائتلاف چند شرکت
extra-group
U
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
finite group
U
گروه متناهی
[ریاضی]
user group
U
گروه کاربران
user group
U
گروه استفاده کننده
tractor group
U
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
shot group
U
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group
U
گروه گزیده
salvage group
U
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
repeating group
U
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group
U
گروه مرجع
product group
U
کالاهی مشابه
primary group
U
گروه نخستین
point group
U
گروه نقطهای
side group
U
گروه جانبی
spelling group
U
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
standardization group
U
گروه معیاریابی
sporadic group
U
گروه نامنظم
[ریاضی]
thiocarbonyl group
U
گروه تیوکربونیل
task group
U
گروه ماموریت زمینی
task group
U
ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group
U
مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group
U
گروه تقارن
substituent group
U
گروه استخلافی
strength group
U
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
pile group
U
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
group frequency
U
بسامد گروهی
criterion group
U
گروه ملاک
bridged group
U
گروه پل شده
boat group
U
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
beach group
U
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group
U
گروه خدمات ساحلی
battle group
U
گروه نبرد
battle group
U
واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group
U
گروه تک به ساحل
attack group
U
گروه تک
armor group
U
گروه زره تانک
bridging group
U
گروه پل شده
carbonyl group
U
گروه کربونیل
coordinated group
U
گروه کوئوردینانسی
control group
U
گروه گواه
group separator
U
جداساز گروه
commutative group
U
گروه جابجاپذیر
command group
U
گروه فرماندهی
coacting group
U
گروه همکار
closed group
U
گروه بسته
carboxylic group
U
کروه کربوکسیلی
artillery group
U
گروه توپخانه
army group
U
گروه ارتش
armor group
U
گروه زرهی
acid group
U
گروه اسید
abelian group
U
گروه ابلی
group therapy
U
گروه درمانی
peer group
U
گروه همسالان
blood group
U
گروه خون
blood group
U
تعیین کردن
blood group
U
گروه خونی
pressure group
U
گروه فشار
acid group
U
گروه اسیدی
acidic group
U
گروه اسید
acidic group
U
گروه اسیدی
amino group
U
گروه امینی
alkyl group
U
گروه الکیلی
alkyl group
U
گروه الکیل
air group
U
گروه هوایی یک ناو
air group
U
گروه هوایی
aiming group
U
دستگاه مثلث گیری
aiming group
U
عوامل مثلث گیری
age group
U
گروه سنی
age group
U
گروه سالخور
group factors
U
عاملهای گروهی
group analysis
U
تحلیل گروه
functional group
U
گروه عاملی
group acceptance
U
پذیرش گروهی
entering group
U
گروه وارد شونده
entry group
U
واجدین شرایط تخصصی شغلی
entry group
U
گروه واجد شرایط
experimental group
U
گروه ازمایشی
gas group
U
گروه گاز
feeding group
U
قسمت خوراک دهنده
formal group
U
گروه رسمی
group casting
U
ریخته گری گروهی
group consciousness
U
اگاهی گروهی
group discussion
U
بحث گروهی
group contracts
U
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group atmosphere
U
جو گروهی
encounter group
U
گروه رویارویی
end group
U
گروه انتهایی
dead group
U
زاویه بیروح
dead group
U
زمین بیروح
deactivating group
U
گروه کم کننده فعالیت
detail group
U
قسمت بیگاری
feeding group
U
گروه تغذیه کننده
detail group
U
دسته ماموربیگاری
group contagion
U
سرایت گروهی
diastereotopic group
U
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
group dynamics
U
پویش گروهی
group captain
U
سرهنگ هوایی
group casting
U
ریخته گری
group dynamics
U
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive
U
محرکه گروهی
activated methylene group
U
گروه متیلن فعال شده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com