English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
beach marker U علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
marker نشانگر
marker U علامت نشان
marker U نشانه
marker U کد وارد شده در فایل یا متن برای بیان یک بخش خاص
marker U دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
marker U کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
marker U نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
marker U حساب نگهدار
marker U داور
marker U نشان گذار
marker U علامت نشانه
marker U مشخص کننده
marker U تعیین کننده شاخص هدف شاخص
marker U ثبت کننده امتی_از
marker U علامته_ای روی زمین
marker U علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
lane marker U راهنمای معبر داخل میدان مین
gap marker U علامت مخصوص نشاندادن رخنه در میدان مین
fan marker U نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
dye marker U فشفشه نشان کننده
dye marker U فشفشه
calibration marker U فاصله یاب راداری
book marker U چوب الف
book marker U نشان لای کتاب
range marker U شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار
marker circle U دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
marker post U لبه نما
marker ship U کشتی نماینده
position marker U نشانگرموقعیت
marker pen علامت گذار
yard marker U خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
sea marker U نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
saltpetre marker U شوره پز
row marker U دستک نشانه ردیف مین علامت ردیف مین
range marker U فاصله یاب راداری
play marker U طراح حمله
marker variable U متغیر ممیز
marker ship U ناو نماینده یاجلودار ستون
skirt marker U نشانگذاردامن
absorption marker U عقربه جذب
beginning of tape marker U علامتی که نقطه شروع ضبط اطلاعات را بر روی نوارنشان میدهد
side marker light U چراغعلامتدهندهکناری
end of tape marker U نشانگر انتهای نوار
end of tape marker U علامت انتهای نوار
end of data marker U نشانگر انتهای داده ها
beach U پلاژ کرانه
beach U زدن به ساحل
beach U کرانه شنی
beach U ساحل شنی
beach U دریاکنار
beach U باراندازساحلی
beach U اسکله
beach U ساحل
beach U شن زار
beach U کناردریا رنگ شنی
beach U بگل نشستن کشتی
backshore beach U کرانه جزر و مد
back beach U ساحل جزرو مد
raised beach U بالاکنار
backshore beach U ساحل جزرو مد
hard beach U ساحل مستحکم
hard beach U قسمت مستحکم ساحل یا اسکله اسکله روسازی شده
landing beach U ساحل پیاده شدن
beach foam U کف آب [کف حاصل از برخورد آب با چیزی]
beach foam U کف آب دریا
beach balls U توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
beach ball U توپ بزرگ و رنگارنگ برای بازی در کنارهی دریا و دریاچه و یا استخر
beach matting U کف پوش ساحلی
over the beach operations U عملیات کرانهای
over the beach operations U عملیات ساحلی
beach foam U کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
back beach U کرانه جزر و مد
beach capacity U فرفیت اسکله
beach capacity U فرفیت باراندازساحلی
beach diagram U طرح نمودار اسکله
beach matting U تور سیمی ساحلی
beach master U رئیس بارانداز
beach master U افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
beach dump U انباراسکله
beach head U سر پل ساحلی
beach head U سر پل
beach group U گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group U گروه خدمات ساحلی
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
beach flag U پرچم شاخص اسکله
beach flag U پرچم مشخصه ساحلی
beach face U کمربند ساحلی
beach exit U محل خروجی اسکله
beach exit U معبر ساحلی
beach exit U گذرگاه ساحلی
beach erosion U فرسایش ساحلی
beach dump U انبار موقت ساحلی
beach minefield U میدان مین ساحلی
beach minefield U میدان مین اسکلهای
beach diagram U طرح نمودار بارانداز ساحلی طرح نمودار قسمت ساحلی
beach unit U یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
beach unit U یکان تهیه بارانداز
beach sand U شن زار
beach reserves U ذخایر موجود دربارانداز ساحلی
beach reserves U ذخایر ساحلی
beach patrol U نگهبان اسکله
beach patrol U نگهبان ساحلی
beach patrol U گشتی ساحلی
beach party U گروه پیشرو اب خاکی
beach party U گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
beach party U تیم ساحل
beach organization U یکان مسئول اداره اسکله قسمت ساحلی
beach organization U یکان ساحلی
beach obstacle U مانع ساحلی
beach dump U نقطه اماد در سر پل دریایی
beach support area U منطقه پشتیبانی ساحلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com