English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
basket weave pattern U طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
basket weave U بافت حصیری
basket weave U بافت دو پود زیر دو پود رو
basket-weave U بافت حصیری
weave U بافتن
weave U رقص پا
weave U حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
weave U بافندگی
weave U ساختن بافت
weave U درست کردن
plain weave U بافت ساده
anomalous weave U بی نظمی و عدم تقارن در بافت
board weave U تخت بافت [در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
twill weave U بافتجناغی
satin weave U بافتناطلسی
weave tie U گره بافتنی
bob and weave U رقص پا
to weave a plot U دوزوکلک درست کردن
to weave a plot U توط ئه دیدن
plain weave U پارچه ساده بافت
weave a plot U توط ئه چیدن
plain weave U بافت ساده زیر و رو [معمولا قسمت گلیم بافت فرش را به این صورت می بافند.]
plain weave U بافت حصیری
mixd weave U بافت ترکیبی [هرگاه در بافت یک فرش از چند روش بافت استفاده شود.]
tightly weave U بافت پرتراکم و سفت
flat weave U بافت ساده و بدون پرز
flat weave U تخت بافت
flat weave U جاجیم
compound weave U بافت ترکیبی که بجز تار و پود اجزا دیگری نیز مثل دانه مروارید و یا اجسام تزیینی در بافت بکار گرفته شود
twill weave U بافت ساده حصیری [که گاه در جاجیم و و گلیم و پتو بافی استفاده می شود.]
slit weave U بافت چاکدار
regular weave [plain] U بافت معمولی و ساده
balanced plain weave U بافت ساده یک رو یک زیر
fraudulent weave [false] U بافت تقلبی [بافته هایی با تعداد پود بیش از حد عرف در هر ردیف یعنی دو یا سه پود یا با استفاده از نخ های مصنوعی]
balanced plain weave U گلیم باف فرش
basket U سبد
basket U حلقه یا گل چوبدست اسکی
basket U حلقه بسکتبال
basket U درسبد ریختن
basket U زنبیل
peach basket U ویمیک بالانس
pollen basket U جایگاهگرده
wicker basket U سبدترکهای
clothes basket U سبد رختچرک
wastepaper basket U سطلمخصوصکاغذهایباطله
basket tie U گره اویزان
basket throw U مسابقه پرتاب از راه دور
basket purchase U خرید کلی بدون محاسبه جزئیات
basket hanger U بازیگری که برای گلهای مفت در زمین حریف میماند
basket hanger U مفت خور
basket dam U بندسله اندازی
cutlery basket U سبدکاروچنگال
basket support U پشتیبانسبد
pick of the basket U گل سرسبد
plate basket U سبد قاشق و چنگال
rescue basket U زنبیل نجات
waste basket U سبد کاغذ بیکاره
waste basket U سبد
waste basket U زنبیل
waste basket U مکثف
work basket U سبد سوزن و نخ
basket handle U گذرگاهبهشکلدستهزنبیل
basket stitch U بافتحصیری
basket dam U بند سلهای
basket dam U دیواره سبدی
basket coil U پیچک تار عنکبوتی
basket arch U پانیذ
swing basket U سبد ابکشی
shopping basket U سبد خرید
basket ball U یکجورتوپ بازی
basket arch U چفد دسته زنبیلی
basket arch U قوس دسته زنجبیلی
perforated metal basket U سبد فلزی مشبک
basket suspension cables U کابلآویزانسبد
basket hitch tie U گره اویزان دو خفتی
don't put all your eggs in one basket <idiom> U [تمام منابعت رو یک جا سرمایه گذاری نکن]
to pattern out U نمونه شدن برای
pattern U سرمشق
pattern U الگو صفات فردی
to pattern out U ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
pattern U همتا بودن
pattern U نقش
pattern U طرح
pattern U انگاره نقش
pattern U نقش ونگار
pattern U انگاره
pattern U خصوصیات فردی
pattern U خصوصیات
pattern U شیوه
pattern U بعنوان الگو بکاربردن
pattern U طرح ساختن
pattern U نقشه ساختن
pattern U تقلیدکردن
pattern U نقشه طرح اصابت گلوله ها
pattern U بعنوان نمونه یا سرمشق بکار رفتن نظیربودن
pattern U الگو
pattern U ردیف بندی
pattern U بطور نمونه ساختن
pattern U گامها و حرکات دو اسکیت بازبا هم
pattern U نقشه شکل
pattern U نمونه
pattern U الگوقالب
pattern U مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
pattern U الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند
pattern U محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
dispersion pattern U شکل پراکندگی
disruptive pattern U اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
dispersion pattern U مستطیل پراکندگی طرح پراکندگی
pattern recognition U الگوشناسی شناسایی الگو
bit pattern U الگوی ذرهای
bit pattern U الگوی بیتی
demand pattern U الگوی تقاضا
bravo, pattern U شکلی که حرارت سنج اب درعمق کمتر از 001 فاتوم نشان میدهد
crosshatch pattern U طرح شطرنجی
deflection pattern U مستطیل انحراف
deflection pattern U مستطیل پراکندگی سمتی پراکندگی سمتی
controlled pattern U بارریزی کنترل شده هوایی بارریزی با استفاده ازگسترش معین چترها
bar pattern U ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
key pattern U زنجیره یونانی
punch and pattern U سوراخوحککردن
move of pattern U [وجود تقارن و هماهنگی نگاره ها پس از اتمام بافت در مقایسه با نقشه]
Herati pattern U طرح هراتی [در این طرح گل ها در قالب شکل لوزی خود را نشان داده و تمامی متن فرش را در بر می گیرند. برگ ها از چهارسو به سمت خارج امتداد داده شده و با لوزی های مجاور خود متقارن می شوند.]
activation pattern U طرح برانگیختگی
diaper pattern U طرح گل و بلبل تکراری [بطوری که کل متن فرش را در بر بگیرد.]
pattern plate U صفحه مدل
antenna pattern U انتشار انتن
cane pattern U طرح بندی که بصورت تکرار نقوش با نواری نازک به شکل بند کل متن را فرا می گیرد
Afshan [all-over pattern] U طرح افشان [با حالت های پیچشی و یا زوایای هندسی و ترکیبی از گل ها و شکوفه ها که نشان دهنده و عدم محدودیت در طرح است. گاه با طرح های دیگر مثل میناخانی، بوته، هراتی، بندی و گل و بته ترکیب می شود]
antenna pattern U طرح انتشارامواج انتن
attack pattern U الگوی تک
attack pattern U ارایش تک
key pattern U زبانه یونانی
drilling pattern U طرح مته کاری
pattern bombing U بمباران پوشش کننده هدف بمباران پوشاننده
pattern recognition U الگو شناسی
pattern recognition U تشخیص الگو
pattern shop U کارگاه مدل سازی
movement pattern U انگاره حرکتی
movement pattern U الگوی حرکتی
pattern laying U مین گذاری طراحی شده
holding pattern U کنترل هواپیما برای پرواز دریک مسیر پیش بینی شده
herringbone pattern U طرح جناغی
pattern recognitation U تشخیص الگو
pass pattern U مسیر منحنی که گیرنده پاس برای گرفتن توپ طی میکند
pattern offense U موضعگیری در برابر حریف
pattern generator U مولد تعمیر کار
pattern lady U بانویی که سرمشق بانوان دیگر باشد
pattern laying U مین گذاری مدل دار
pattern maker U قالب ساز
pattern maker U طرح ساز
pattern making U نمونه سازی
pattern making U مدل سازی
pattern of development U الگوی توسعه
radiation pattern U الگوی تابش
fallout pattern U نمونه ریزش اتمی
target pattern U شکل قرار گرفتن هدف
drilling pattern U نمونه مته کاری الگوی مته کاری
target pattern U شکل هدف مسیر تک هواپیما به هدف
test pattern U طرح ازمایشی
factor pattern U طرح عاملی
energy pattern U الگوی انرژی
energy pattern U نقشه انرژی
effective pattern U منطقه اثر موثر
effective pattern U منطقه اصابت موثر
fallout pattern U شکل ریزش
stimulus pattern U طرح محرک
battery groung pattern U وضع قرار گرفتن توپها درموضع تیر
pattern construction drawing U الگوی نقشههای ساختمانی
fundamental motor pattern U الگوی بنیادی حرکت
battery groung pattern U طرح گسترش توپهای اتشبار
weft-face pattern U [بافت پود نما که بیشتر در پارچه و گلیم بکار می رود.]
developmental motor pattern U الگوی حرکت تکوینی
photo pattern generation U تولید یک پوشش مدار مجتمع بوسیله قرار دادن الگویی ازنواحی مستطیل مجاور یارویهم افتاده
sport skill pattern U الگوی مهارت ورزشی
weaving pattern lever U اهرم مجموعهموجدار
fundamental motor pattern U انگاره بنیادی حرکت
weaving pattern brush U مجموعهبرسموجدار
pattern milling attachment U تجهیزات فرز مدل
spot pattern test U ازمون طرح نقطه ها
stitch pattern memory U حافظهبافتودوخت
pattern start key U کلیدشروعبافت
admiralty pattern anchor U لنگر میله دار
pattern perception test U ازمون ادراک طرحها
operational pattern of marks by night U نقشیازعلائممشخصبرایشب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com