Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
backward search
U
جستجوی پسرو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
backward
U
به عقب
backward
U
بازیابی داده از سیستم آسیب دیده
backward
U
ارسال داده که توسط گیرنده کنترل میشود
backward
U
جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد
backward
U
در جهت عقب یا در خلاف جهت
backward and f.
U
عقب و جلو
backward and f.
U
پس وپیش
to go backward
U
پس رفتن
to go backward
U
تنزل کردن
backward
U
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backward
U
سیگنال کنترل و handshaking
backward
U
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backward
U
عقب افتاده
backward
U
به پشت ازپشت
backward-looking
U
ایدهوعملمخالفتآمیز
backward
U
وارونه
backward
U
عقب مانده کودن
backward
U
عقب مانده
backward
U
پس گشت
backward
U
کانالی از گیرنده به فرستنده برای حمل سیگنالهای کنترل
backward
U
روشی در هوش مصنوعی برای محاسبه هدف از بین چندین قانون
backward somersault
U
پشتک از پشت
backward notion
U
حرکت قهقرایی یا وارونه
backward pass
U
پاس عرضی یا به عقب
backward pawn
U
پایده عقبمانده شطرنج
backward reaction
U
واکنش برگشت
backward read
U
یک نوع مشخصه موجود دربعضی از سیستمهای نوارمغناطیسی که در ان واحدهای نوار مغناطیسی باحرکت در جهت معکوس می توانند داده ها را به حافظه کامپیوتر منتقل کنند
backward reference
U
ارجاع به عقب
backward linkages
U
اثرهای قهقرائی
backward linkages
U
اثرهای نشیب
backward chaining
U
زنجیرهای کردن وارونه
backward chaining
U
روشی برای استدلال که ازهدف مطلوب شروع و به سمت حقایق از قبل شناخته شده ادامه می یابد
backward chaining
U
زنجیره پسرو
backward child
U
کودک عقب مانده
backward countries
U
کشورهای عقب مانده
backward economy
U
اقتصاد عقب مانده
backward effect
U
اثر اشفتگی
backward effect
U
اثر واشوری
backward association
U
تداعی وارونه
backward conditioning
U
شرطی کردن وارونه
backward dive
U
شیرجهبهپشت
backward bucket
U
سطلوارونه
shift backward
U
حرکت به سمت عقب
shift backward
U
انتقال به عقب
backward bucket cylinder
U
سیلندرسطلوارونه
Underdeveloped ( backward) countries .
U
کشورهای عقب افتاده
backward bending supply curve
U
منحنی عرضه به عقب خم شونده
backward leg hook and underarm
U
سوبلس با استفاده از پا
to search
U
گشتن
[جستجو کردن]
to search after
U
کاوش کردن
to search after
U
تحقیق کردن
to search after
U
جستجو کردن
to search for anything
U
پی چیزی گشتن
to search
U
جستجو کردن
to search
[for]
[someone]
U
دنبال
[کسی]
گشتن
[ برای مثال پلیس]
search me
<idiom>
U
نمی دونم ،ازکجا بدونم
right of search
U
حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
right of search
U
حق جستجو
in search of
U
بجستجوی
in search of
U
در جستجوی
right of search
U
حق بازرسی کشتی در دریاها
the search of
U
جستجوی چیزی
to search for anything
U
چیزیراجستجو کردن
to search out
U
پیدا کردن
to search after
U
زیر و رو کردن
to search after
U
بازرسی کردن
search
U
تجسس کردن
search
U
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
search
U
جستجو
search
U
تلاش
search
U
بازرسی کردن
search
U
گشتن
search
U
جستجوکردن
search
U
کاوش
search
U
نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
search
U
تکاپو بازرسی
search
U
تفتیش
search
U
شناسایی کردن
search
U
تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
search
U
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
search
U
کاوش کردن زمین
search
U
درو در عمق با اتش
search
U
مراقبت کردن از زمین
search
U
بررسی وشناسایی زمین
search
U
تجسس
search
U
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
search
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
search
U
جستجو کردن
search
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search
U
جستجو برای یک موضوع داده
search
U
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
search
U
جستجویی که هر عنصریت
search
U
1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search
U
روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search sweeping
U
مین روبی مراقبتی
specific search
U
تجسس اختصاصی منطقه
search memory
U
حافظه جستجو
search warrant
U
حکم تفتیش
search warrant
U
حکم بازرسی و ورود
search mission
U
ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
specific search
U
شناسایی مخصوص
search warrant
U
حکم تفتیش منزل
sequential search
U
جستجوی ترتیبی
sector of search
U
منطقه تجسس رادار
search radar
U
رادار تجسسی
search string
U
رشته جستجو
sector of search
U
منطقه کاوش
search sweeping
U
مین روبی ازمایشی
search warrant
U
اجازه تفتیش
search warrants
U
حکم تفتیش منزل
search results
U
نتایج جستجو
search warrants
U
حکم تفتیش
To search ones conscience .
U
کلاه خود را قا ضی کردن
body search
U
بازرسیبدنی
sector of search
U
منطقه مراقبت رادار
search results
U
نتیجه های جستجو
search warrants
U
حکم بازرسی و ورود
search party
U
دستهی جستار گرد
search party
U
گروه پیگرد
search parties
U
دستهی جستار گرد
search parties
U
گروه پیگرد
visit and search
U
بازدید و تجسس کردن ناو
search result
U
نتیجه جستجو
search one's soul
<idiom>
U
کنکاش کردن درمورد بی گناهی کسی
area search
U
جستجوی ناحیهای
blind search
U
جیستجوی بی نتیجه
chaining search
U
جستجوی زنجیرهای
cover search
U
جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
dichotomizing search
U
جستجوی دورستهای
dichotomizing search
U
جستجوی دو حالته
dichotomizing search
U
جستجوی دوقسمتی
disjunctive search
U
جستجو برای داده هایی که لااقل با یکی از اعداد کلید مط ابق هستند
exhaustive search
U
جستجو هر رکورد در پایگاه
search coil
U
پیچک کاشف
fibonacci search
U
جستجو فیبو ناجی
binary search
U
جستجوی دودوئی
area search
U
جستجوی دامنهای
area search
U
جستجوی ناحیه
area search
U
کاوش منطقه با دیدبانی بصری کاوش منطقهای
area search
U
کاوش منطقه
antisubmarine search
U
عملیات تجسس ضد زیردریایی
air search
U
مراقبت هوایی
air search
U
تجسس هوایی
dichotomizing search
U
روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها.
search warrants
U
اجازه تفتیش
binary search
U
جستجوی دوتایی
fibonacci search
U
جستجوی فیبوناچی
global search
U
جستجوی سراسری
search and replace
U
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
search and replace
U
جستجو و جایگزینی
search and rescue
U
عملیات تجسس و نجات
antisubmarine search
U
کاوش ضد زیردریایی
search cycle
U
چرخه جستجو
search jammer
U
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
search key
کلید جستجو
search light
U
نورافکن
search and clear
U
جستجو و پاک کردن دشمن
search and replace
U
جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن
retrospective search
U
جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
intercepting search
U
کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
linear search
U
جستجوی خطی
multifile search
U
جستجوی چند پروندهای
optimum tree search
U
جستجوی بهینه درخت
search attack unit
U
ناو گروه شکارزیردریایی
total search result
U
مجموع نتیجه جستجو
global search and replace
U
جستجو و جایگزینی سراسری
search light illumination
U
روشن کردن منطقه با نورافکن
quadratic quotient search
U
الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
edit/search buttons
U
دکمهجستجوگر
search light illumination
U
روشنایی با نورافکن
case sensitive search
U
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
parallel search storage
U
انباره جستجوی موازی
air search radar
U
رادارردیابهوایی
automatic search jammer
U
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
edit/search buttons
U
اصلاحگر
search attack unit
U
یکان تجسس و تک ضدزیردریایی
track search keys
U
کلیدهایجستجویزمان
HE has plenty of excuses who is in search of trick.
<proverb>
U
ییله جو را بهانه بسیار است .
air search attack unit
U
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com