Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
background radiation
U
تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
background radiation
U
تابش زمینه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
continuous background radiation
U
تابش زمینهای پیوسته
cosmic microwave radiation background
U
زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
Other Matches
background
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
background
U
رنگ صفحه تصویرکامپیوتر.
background
U
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
background
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background
U
اصلی است
background
U
تجربه
background
U
پس زمینه
We know very little about his background.
ازسوابق او اطلاع کمی در دست است
background
U
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
background
U
کار با حق تقدم پایین
background
U
که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
background
U
زمینه
background
U
نهانگاه
background
U
سابقه
background
U
دورنما
background
U
معلومات قبلی
background
U
دورنمای عقب
background
U
فعالیت ارتباط دادهای
background
U
برنامه کامپیوتری با حق تقدم پایین
background
U
امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند
background
U
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
background
U
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
background
U
چاپ گرفتن از کامپیوتر وقتی مشغول به کار دیگری است
background noise
U
اختلال پس زمینه
background printing
U
چاپ پس زمینه
background noise
U
پارازیت
background process
U
فرایندهای پس زمینه
background processing
U
پردازش زمینهای
background noise
U
صدای پس زمینه
background noise
U
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
background noise
U
اصوات مزاحم
background noise
U
همهمه
background level
U
الودگی متن الودگی زمینه
background level
U
تراز زمینه
background job
U
program background
background processing
U
فرآیندی که از تواناییهای -on line سیستم استفاده نمیکند
background processing
U
کار با حق تقدم پایین که وقتی اجرا میشود که دیگر کاری با حق تقدم از آن بیشتر موجود نباشد
plaster background
U
دورنمای گچ کاری
family background
U
پیشینه خانوادگی
display background
U
زمینه نمایش
background music
U
موسیقی متن
background sound
U
موسیقی متن
background program
U
برنامه پس زمینهای
background program
U
برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
background program
U
برنامه زمینهای
plaster background
U
مایه گچ کاری سفیدکاری ساختمان
background current
U
جریان زمینه
background recalculation
U
محاسبه مجدد پس زمینه
background sound
U
موسیقی پس زمینه
background music
U
موسیقی پس زمینه
background sound
U
موزیک متن
background music
U
موزیک متن
background reflection
U
بازتاب زمینهای
background communication
U
ارتباط پس زمینه
background count
U
عکس العمل تشعشع
This painting has a green background.
U
زمینه این تابلو سبز است
signal background plate
U
صفحهپشتعلامت
I have to go back a little bit.
[This requires a little background
{explanation}
]
.
U
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
radiation
U
پرتوافشانی
radiation
U
جلا
radiation
U
پرتوافکنی
radiation
U
برق
x radiation
U
پرتو ایکس
x radiation
U
تشعشع اشعه مجهول
radiation
U
تشعشع
radiation
U
تابش
x radiation
U
اشعه ایکس
radiation
U
پرتوافکنی پرتوگستری
radiation
U
درخشش
radiation
U
تشعشع اتمی
radiation
U
پرتو
radiation
U
اشعه
radiation laws
U
قوانین تابش
radiation shield
U
وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
radiation scattering
U
تفرق تابشها
radiation scattering
U
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
radiation intensity
U
شدت تابش
radiation of heat
U
تابش
radiation pressure
U
فشار تشعشع
radiation ionization
U
یونش تابشی
radiation of heat
U
انتقال گرمابوسیله تابش
radiation of heat
U
گرما
radiation ionization
U
یونش فوتونی
radiation loss
U
تلف تشعشع
radiation loss
U
گمگشتگی تابش
radiation intensity
U
شدت تشعشع اتمی
radiation source
U
منبع تشعشع
scattered radiation
U
تشعشع پراکنده
radiation sickness
U
بیماری اشعه
radiation sickness
U
بیماری تابشی
radiation sickness
U
بیماری برتابشی
radiation pattern
U
الگوی تابش
wave radiation
U
تابش موج
visible radiation
U
طیف مرئی
visible radiation
U
تابش مرئی
vdt radiation
U
پرتوافکنی VDT
ultraviolet radiation
U
تابش فرابنفش
total radiation
U
تشعشع کل
total radiation
U
تابش کل
thermal radiation
U
تابش حرارتی
thermal radiation
U
تشعشع حرارتی
terrestrial radiation
U
تابشهای زمینی
space radiation
U
تشعشع رادیویی
soft radiation
U
تابش نرم
solar radiation
U
اشعهانرژیخورشیدی
radiation hazard
U
گزند تابش
adaptive radiation
U
پرتوش سازگار
energy radiation
U
تابش انرژی
exciting radiation
U
تابش برانگیزاننده
extraterrestrial radiation
U
تابشهای ماوراء زمینی
fluorescent radiation
U
تشعشع فلورسنت
gamma radiation
U
اشعه گاما
gamma radiation
U
پرتو گاما
hard radiation
U
تابش یا پرتو سخت
heat radiation
U
تابش گرما
induced radiation
U
تشعشع القایی
electronic radiation
U
تشعشع الکترونی
electromagnetic radiation
U
تابش الکترومغناطیسی
electromagnetic radiation
U
تابشهای الکترومگنتیک
alpha radiation
U
وقوع طبیعی پرتو
annihilation radiation
U
تابش نابودی
beta radiation
U
اشعه بتا
beta radiation
U
پرتو بتا
blackbody radiation
U
تابش جسم سیاه
corpuscular radiation
U
تشعشع ذرهای
cosmic radiation
U
پرتو کیهانی
cosmic radiation
U
تابش کیهانی
directive radiation
U
تشعشع جهت دار
intensity of radiation
U
شدت تشعشع
ionizing radiation
U
تابش یونیزه کننده
prompt radiation
U
تشعشع کامل
radiation constants
U
ثابتهای تابش
radiation cooling
U
سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
radiation density
U
تراکم تابش
radiation efficiency
U
راندمان تابش
radiation energy
U
انرژی تابشی
radiation excitation
U
تحریک تابشی
radiation field
U
میدان تابش
radiation hardening
U
سخت گردانی تابشی
polarized radiation
U
تابش قطبیده
near ultraviolet radiation
U
تابش فرابنفش نزدیک
nuclear radiation
U
تشعشع هستهای
neutron radiation
U
تشعشع نوترونی
ionizing radiation
U
تابش یون ساز
microwave radiation
U
اشعه میکروموجی
ultra violet radiation
U
تشعشع ماوراء بنفش
airborne radiation thermometer
U
میزان الحراره تشعشعی هوابرد
planck's radiation law
U
قانون تابش پلانک
The Physics of Radiation Protection
U
فیزیک بهداشت
kirchhoff radiation law
U
قانون تابش کیرشهف
The Physics of Radiation Protection
U
بهداشت پرتوی
magnetic dipole radiation
U
تشعشع دوقطبی مغناطیسی
black body radiation
U
اشعه جسم سیاه
black body radiation
U
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
solar radiation pressure
U
فشار تشعشعی خورشیغ
net radiation factor
U
ضریب تابش خالص
polarized electromagnetic radiation
U
تابش الکترومغناطیسی قطبیده
The Physics of Radiation Protection
U
فیزیک محافظت از پرتو
van allen radiation belt
U
کمربندهای تابشی وان الن
laser
[light amplification by stimulated emission of radiation]
U
لیزر
[تقویت نور به روش گسیل القایی تابش]
[فیزیک]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com