Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
background process
U
فرایندهای پس زمینه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
background
U
کار با حق تقدم پایین
background
U
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
background
U
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
background
U
رنگ صفحه تصویرکامپیوتر.
background
U
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
background
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background
U
اصلی است
background
U
تجربه
background
U
پس زمینه
We know very little about his background.
ازسوابق او اطلاع کمی در دست است
background
U
که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
background
U
فعالیت ارتباط دادهای
background
U
چاپ گرفتن از کامپیوتر وقتی مشغول به کار دیگری است
background
U
زمینه
background
U
نهانگاه
background
U
سابقه
background
U
دورنما
background
U
معلومات قبلی
background
U
امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند
background
U
برنامه کامپیوتری با حق تقدم پایین
background
U
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
background
U
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
background
U
دورنمای عقب
background printing
U
چاپ پس زمینه
background level
U
الودگی متن الودگی زمینه
background noise
U
همهمه
background noise
U
اصوات مزاحم
background noise
U
پارازیت
background noise
U
صدای پس زمینه
background noise
U
اختلال پس زمینه
background noise
U
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
background level
U
تراز زمینه
background current
U
جریان زمینه
background count
U
عکس العمل تشعشع
background communication
U
ارتباط پس زمینه
background reflection
U
بازتاب زمینهای
background sound
U
موزیک متن
background music
U
موسیقی پس زمینه
background sound
U
موسیقی پس زمینه
background music
U
موسیقی متن
background job
U
program background
background processing
U
پردازش زمینهای
background processing
U
فرآیندی که از تواناییهای -on line سیستم استفاده نمیکند
plaster background
U
مایه گچ کاری سفیدکاری ساختمان
family background
U
پیشینه خانوادگی
display background
U
زمینه نمایش
background sound
U
موسیقی متن
background music
U
موزیک متن
background recalculation
U
محاسبه مجدد پس زمینه
background radiation
U
تابش زمینه
background radiation
U
تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
background program
U
برنامه پس زمینهای
background program
U
برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
background program
U
برنامه زمینهای
background processing
U
کار با حق تقدم پایین که وقتی اجرا میشود که دیگر کاری با حق تقدم از آن بیشتر موجود نباشد
plaster background
U
دورنمای گچ کاری
continuous background radiation
U
تابش زمینهای پیوسته
signal background plate
U
صفحهپشتعلامت
This painting has a green background.
U
زمینه این تابلو سبز است
cosmic microwave radiation background
U
زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
I have to go back a little bit.
[This requires a little background
{explanation}
]
.
U
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
process
U
جریان
process
U
زائده
process
U
پرورش دادن
process
U
تقویم کردن تولید کردن
process
U
جریان کار
process
U
جریان عمل مرحله
process
U
عملکرد
process
U
مرحله
process
U
پویش
process
U
پردازش کردن
process
U
دوره عمل
process
U
پیشرفت تدریجی ومداوم
process
U
مراحل مختلف چیزی
process
U
تهیه و تولید کردن
process
U
طرزعمل
process
U
برنامهای که زمان اجرای دستورات آن در CPU بیشتر از عملیات ورودی و خروجی است
process
U
تهیه کردن
process
U
مراحلی راطی کردن
process
U
بانجام رساندن تمام کردن
process
U
فرا گرد
process
U
فراشد روند
process
U
فرایند
process
U
روند
process
U
انجام دادن کارهایی برای تولید نتیجه
process
U
تعداد کارهایی که باید انجام شوند تا به هدف رسید
process
U
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد
process
U
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
process
U
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
process
U
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process
U
و وسایل کنترل و پشتیبانی
process
U
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
process
U
روش
process
U
تحویل
process
U
فرابرد فرابرش
process
U
شیوه
process
U
جریان کار در دادگاه
process
U
جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
process
U
عمل
process
U
مرحله جریان
process
U
احضار کردن
process
U
تکلیف به حضور کردن
process
U
عمل اوردن
process
U
فراگرد
process
U
روند طریقه
process control
U
کنترل فرایند
process schizophrenia
U
اسکیزوفرنیای تکوینی
process of industrialization
U
فرایند صنعتی شدن
process conversion
U
تبدیل فرایند
pterygoid process
U
زائده نازله عظم وتدی
process server
U
مامور ابلاغ برگهای قانونی
production process
U
فرایند تولید
production process
U
جریان تولید
production process
U
روند ساخت
pterygoid process
U
زائده نازله استخوان شب پرهای
random process
U
پویش تصادفی
pultrusion process
U
فرایند کشش رانی
process control
U
بررسی فرایند
process control
U
کنترل فرایندها
process chart
U
نقشه روند کار
markov process
U
فرایند مارکف
manufacturing process
U
پویش ساخت
mesne process
U
مراحل مختلفه و احکام وقرارهای مختلف دادگاه تاپیش از دستور اجرا
mond process
U
فرایند موند
obolete process
U
فرایندهای مهجور
output process
U
فرایند خروجی
oxidizing process
U
فرایند اکسیداسیون
oxidizing process
U
فراینداحیاء
photogelatin process
U
چاپ بوسیله ژلاتین
mental process
U
فرایند ذهنی
predefined process
U
فرایند از پیش تعریف شده
process bound
U
برنامه عملیاتی و محاسباتی شرایطی که در ان سیستم کامپیوتری توسط سرعت پردازنده محدود میشود
process chart
U
نقشه عملیات
mastoid process
U
زایده پستانی
random process
U
جریان تصادفی فرایند تصادفی
refinery process
U
فرایند کوره پالایش
styloid process
U
زائده سهمی
the next process is weaving
U
عمل یا مرحله بعداز بافتن است
transverse process
U
زائده جانبی ستون فقرات
trustee process
U
توقیف
tunneling process
U
فرایند تونل زنی
unionmelt process
U
فرایند الیرا
word process
U
ویرایش , ذخیره و تغییر متن با کامپیوتر
work in process
U
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
ziegler process
U
فرایند زیگلر
spinous process
U
زائدهخارمانند
due process
U
سازمانتامینحقوقوآزادیافراد
To process and treat something .
U
چیزی راعمل آوردن
process of negotiations
U
روند مذاکرات
stochastic process
U
فرایند اتفاقی
steelmaking process
U
فرایند فولادسازی
refining process
U
فرایند پالایش
remelting process
U
فرایند ذوب مجدد
remelting process
U
روش ذوب مجدد
retread process
U
تعمیر مجدد
retread process
U
تقویت روکش روکش دوباره
reversal process
U
جریان معکوس
salpeter process
U
فرایند سالپیتر
scrubbing process
U
فرایند شستشو و تصفیه
selective process
U
فرایند گزینشی
sequential process
U
فرایند ترتیبی
solidifying process
U
فرایند انجماد
solidifying process
U
روند انجماد جریان انجماد
solidifying process
U
مرحله انجماد
solidifying process
U
پروسه انجماد
solution
[process]
U
راه حل
acid process
U
فرایند اسیدی
direct process
U
فرایند مستقیم
discriminal process
U
فرایند افتراقی
dissipative process
U
فرایند اتلافی
duplexing process
U
فرایند دوپلکس
ecological process
U
فرایند بوم شناختی
extrusion process
U
فرایند چکش کاری
final process
U
دستور اجرای حکم
fission process
U
روند انشقاق
fission process
U
فرایند انشقاق پروسه انشقاق
fission process
U
مرحله انشقاق
fixation process
U
فرایند تثبیت
flow process
U
جریان انجام کار
flow process
U
جریان چرخش کار
fusion process
U
فرایند ذوب
gosseneck process
U
فرایند دوخمی
historical process
U
فرایند تاریخی
diabatic process
U
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
decision process
U
فرایند تصمیم
adiabatic process
U
فرایند بی دررو
annealing process
U
فرایند تابکاری
associative process
U
فرایند تجمعی
batch process
U
فرایند پیمانهای
batch process
U
فرایندناپیوسته
bessemer process
U
فرایند بسمر
budget process
U
فرایند بودجه
budget process
U
مراحل بودجه
child process
U
تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
cladding process
U
فرایند پوشش
cladding process
U
مرحله روکش کاری
cleaning process
U
فرایند شستشو
continuous process
U
فرایند پیوسته
converting process
U
فرایند بیرنه
coronoid process
U
زائده منقاری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com