Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
axial position
U
وضعیت محوری
axial position
U
حالت محوری قرارگاه محوری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
axial
U
اسهای
axial
U
مرکزی
axial
U
محوری
axial mining
U
مین گذاری طولی
axial of an aircraft
U
محور هواپیما
axial ligation
U
لیگاندپوشی محوری
axial mining
U
مین گذاری محوری
axial load
U
بار محوری
axial flow
U
جریان خطی
axial flow
U
جریان محوری
axial compressor
U
کمپرسور جریان خطی
axial compression
U
فشار محوری
axial bond
U
پیوند محوری
axial pressure
U
فشار مرکزی
axial pressure
U
فشار اسهای
axial thrust
U
بار محوری
axial vector
U
بردار محوری
axial rib
U
شیارمحوری
axial stress
U
تنش محوری
co axial cable
U
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
axial thrust
U
فشار محوری
axial section
U
برش محوری
axial runout
U
ضربه محوری
axial runout
U
شوک محوری
axial runout
U
رانش محوری
axial route
U
مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
axial road
U
جاده طولی منطقه مواصلات
axial road
U
جاده طولی
axial feed method
U
روش تغذیه محوری
omni axial nozzle
U
نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
axial flow compressor
U
کمپرسور جریان خطی یامحوری
axial compressor blade
U
تیغهمحورکمپرسور
axial rotation symmerty
U
تقارن چرخشی محوری
axial flow turbine
U
توربین محوری
axial rake angle
U
زاویه محوری
axial flow turbine engine
U
موتور توربین گاز باکمپرسور جریان خطی
axial flow impulse turbine
U
فشارمستقیم
axial flow impulse turbine
U
توربین محوری
y position
U
حالت- ایگرگ
t position
U
حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
on position
U
وضعیت وصل
position
U
شغل
position
U
جایگاه
position
U
حالت محل سازمانی
position
U
مقام شغل سازمانی
position
U
مستقرشدن یاکردن
position
U
قراردادن امورات مربوط به وفایف
position
U
شکل موقعیت
position
U
موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position
U
نهش
position
U
مقام یافتن سمت
position
U
مرتبه مقام
position
U
منصب
position
U
قراردادن یاگرفتن
position
U
وضعیت
position
U
مقام
position
U
شغل رسمی
position
U
موقعیت
to be in a position to do something
U
موقعیتش باشد که کاری را انجام بدهند
position
U
قرار دادن چیزی در محل خاص
an a for a position
U
درخواست دهنده برای کار
position
U
وضعیت موضع
position
U
وضع
position
U
بردار مکان
[ریاضی]
position
U
موضع
position
U
نظریه
position
U
محل
position
U
جا
position
U
وضع چگونگی
position
U
مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
position
U
محل چیزی
rigging position
U
وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
prone position
U
حالت درازکش
ready position
U
حاضربه تیراندازی
prone position
U
وضعیت درازکش
print position
U
موقعیت چاپ
response position
U
مکان جواب
print position
U
مکان چاپ
primary position
U
موضع ابتدایی
primary position
U
موضع اصلی
punch position
U
موضع منگنه
punch position
U
محل منگنه
rest position
U
موقعیت سکون
rest position
U
استراحتگاه
rest position
U
وضعیت ساکن
reference position
U
محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
referee's position
U
اعلام کشتی در خاک از سوی داور
referee's position
U
خاک شدن در کشتی
reclining position
U
حالت غنوده
ready position
U
وضعیت حاضربه حرکت هلیکوپتر
repetition of position
U
تکرار وضعیت
ready position
U
حالت حاضر به تیر
predicament position
U
بخطر افتادن
post position
U
محل اسب در شروع
position control
U
پیچ مرکز گذار
position buoy
U
بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
position buoy
U
بویه موقعیت
position area
U
منطقه مواضع
position angle
U
زاویه ارتفاع جسم
pinning position
U
نزدیک به ضربه شدن
para position
U
محل پارا
ortho position
U
محل ارتو
ordinal position
U
جایگاه ترتیبی
position correction
U
تصحیحات موضعی
position defense
U
دفاع موضعی
position defense
U
دفاع یا پدافندثابت
position warfare
U
نبرد موضعی
position warfare
U
جنگ موضعی
position response
U
پاسخ مکانی
position of attention
U
حرکات و احترامات نظامی
position light
U
علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
position angle
U
زاویه تراز
position indicator
U
شاخص نماها
position habit
U
عادت مکانی
position finding
U
موقعیت یابی
offhand position
U
حالت ایستاده در تیر اندازی
screen position
U
مکان صفحه
shooting position
U
حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
straight position
U
فرم مستقیم
position of the ligament
U
طرزقراگیریرباط
position marker
U
نشانگرموقعیت
pike position
U
وضعخمشدنبدنشکل7باپاها
leg position
U
مدلپا
document-to-be-sent position
U
موقعیتفرستادنمدارک
arm position
U
موقعیتبازو
lotus position
U
چمباتمه لوتوسی
winning position
U
پوزیسیون برنده
tuck position
U
موفقیتجمعشده
He has not enough experience for the position.
U
برای اینکار تجربه کافی ندارد
This position is much too small for me .
U
این سمت برای من خیلی کوچک است
pole position
U
جلوتر از همه در صف
[مسابقه]
pole position
U
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
forward position
U
موقعیت رو به جلو
position vector
U
بردار مکان
[ریاضی]
wing position
U
وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
waltz position
U
رقص والس
waiting position
U
ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
starting position
U
وضعیت صفر
stag position
U
پاباز در هوا
stag position
U
وضع پاهای باز
squatting position
U
وضعیت چمباتمه در تیراندازی
sitting position
U
وضعیت نشسته
sign position
U
موقعیت علامت
sign position
U
مکان علامت
sign position
U
موضوع علامت
set position
U
اماده در نقطه اغاز
starting position
U
وضعیت راه اندازی
steinitz position
U
پوزیسیون اشتاینیتسی
supplementary position
U
موضع تکمیلی
validated position
U
شغل بلاتصدی سازمانی
validated position
U
محل سازمانی خالی
unit position
U
مکان واحد
to seek a position
U
نظر خواستن
to seek a position
U
مشورت کردن
to seek a position
U
جستجوی کاریامقامی کردن پی کاری گشتن
switch position
U
موضع دفاعی بینابین
switch position
U
موضع رابط دفاعی
supplementary position
U
موضع یدکی
selection of position
U
انتخاب موضع
firing position
U
موقعیت احتراق
electrode position
U
رسوبگیری الکتروشیمیایی
egg position
U
حالت تخم مرغی در مسابقات سرعت اسکی
duty position
U
محل شغلی
duty position
U
شغل ارجاعی
duty position
U
شغل
drilling position
U
مکان مته کاری
drilling position
U
وضعیت مته کاری
delay position
U
موضع مخصوص اجرای عملیات تاخیری
delay position
U
موضع تاخیری
assumed position
U
موضع فرضی
endo position
U
موقعیت اندو
equilibrium position
U
وضع تعادل
firing position
U
موضع اتش وضعیت تیراندازی حالت تیراندازی
firing position
U
موضع تیر
financial position
U
وضعیت مالی
final position
U
وضعیت نهایی
fencing position
U
گارد شمشیرباز
extreme position
U
واقع درمنتهاالیه
extreme position
U
وضعیت نهایی
estimated position
U
نقطه براوردی
estimated position
U
نقطه تخمینی
defense position
U
موضع پدافندی
defense position
U
موضع دفاعی
benzylic position
U
موقعیت بنزیلی
circle of position
U
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
central position
U
وضعیت مرکزی
central position
U
قرارگاه مرکزی
air position
U
وضعیت هوایی
break off position
U
نقطه قطع درگیری
break off position
U
نقطه رهایی
bowsprit position
U
موقعیت دکل خوابیده
blocking position
U
موضع سد کننده
comma position
U
وضع بدن در پیچ زدن
commitment position
U
نقطه پرتاب بمب ضدزیردریایی
consolidation of position
U
تحکیم مواضع
assumed position
U
موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
attack position
U
موضع تک
all position welding
U
جوشکاری دو طرفه
battle position
U
موضع نبرد
critical position
U
پوزیسیون حساس
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com