English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
auxiliary storage U انبار کمکی
auxiliary storage U انباره کمکی
auxiliary storage U حافظه کمکی ذخیره سازی کمکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
auxiliary U پردازنده جانبی مثل آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی کار کند تا سرعت اجرا را افزایش دهد
auxiliary U پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
auxiliary U آنچه کمک میکند
auxiliary <adj.> U کمک کننده
auxiliary <adj.> U به درد بخور
auxiliary <adj.> U دارای مزیت
auxiliary <adj.> U بدرد خور
auxiliary value U ارزش کومکی
auxiliary value U مقدار کومکی
auxiliary U نیست
auxiliary U که حافظه اصلی کامپیوتر
auxiliary U هر رسانه ذخیره سازی داده
auxiliary U امدادی
auxiliary U کمکی
auxiliary U یدکی
auxiliary U امدادی کمکی
auxiliary <adj.> U کمک دهنده
auxiliary U معین
auxiliary U مساعدت
auxiliary U امدادی معین
auxiliary U اضطراری
auxiliary operation U عملیات کمکی عملکرد کمکی
auxiliary operation U عمل کمکی
auxiliary machinery U دستگاههای کمکی ماشینهای فرعی ماشینهای کمکی
auxiliary memory U حافظ کمکی
auxiliary memory U حافظه کمکی
auxiliary operatich U عمل کمکی
auxiliary forces U نیروی کمکی
auxiliary fleet U ناوگان تدارکاتی
auxiliary equipment U تجهیزات جانبی
auxiliary equipment U وسائل کمکی
auxiliary equipment U وسایل کمکی
auxiliary equipment U وسایل یدکی
auxiliary equipment U تجهیزات کمکی
auxiliary electrode U الکترود کمکی
auxiliary ego U خود کمکی
auxiliary contours U خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
auxiliary construction U ساختمان کومکی
auxiliary circuit U مدار یدکی
auxiliary charger U شارژکننده کمکی
auxiliary activity U فعالیت فرعی
auxiliary forces U قوای کمکی
auxiliary rotor U رتور کمکی
nursing auxiliary U کمک پرستار [زن] [شغل] [پزشکی]
auxiliary handle U دستهکمکی
nursing auxiliary U کمک بهیار [زن] [شغل] [پزشکی]
auxiliary heating U سیستمگرمایی
auxiliary projector U پروژهکتورکمکی
nursing auxiliary U کمک بهیار [مرد]
auxiliary program U برنامه کمک [رایانه شناسی ]
nursing auxiliary U کمک پرستار [مرد]
auxiliary work U کارهای اضافی
auxiliary view U نمای کمکی
auxiliary service U خدمات جنبی
naval auxiliary U پایگاه لجستیکی دریایی
auxiliary ship U کشتی تدارکاتی
auxiliary section U برش کومکی
modal auxiliary U فعل معین شرطی
auxiliary switch U کلید فرعی
auxiliary target U هدف کمکی
auxiliary target U نقطه کمکی
auxiliary tank U مخزنکمکی
auxiliary facilities room U اتاقتدارک
port auxiliary service U یگان خدمات بندری
auxiliary video switcher U دکمهنمایشکمکی
auxiliary control surfaces U سطوح فرامین کمکی
auxiliary base line U باز کمکی
auxiliary flight surfaces U سطوح پرواز کمکی
auxiliary landing field U فرودگاه کمکی
auxiliary spark gap U دهانه جرقه یدکی
auxiliary power unit U واحد قدرت کمکی
auxiliary sailing vessel U کشتی بادی موتوردار
storage U خزانه
storage U هر وسیلهای که میتواند داده ذخیره کند و در صورت نیاز بازیابی کند
storage U مخزن
storage U بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
storage U TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
storage U مشابه 9641
storage U انباره
storage U حافظهای که نیاز دارد محتوایش مرتب بهنگام شود
storage U وسیله ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دستیابی است
storage U هر رسانه ذخیره سازی داده
storage U ذخیره سازی انبار کالا
storage U انبارش
storage U انبار کردن
storage U انبار
storage U اندوزش
storage U ذخیره کردن
storage U ذخیره کردن ذخیره
storage U که حافظه اصلی و سریع کامپیوتر نیست
storage U ذخیره سازی داده به صورتی که به آن امکان پردازش دیرتر داده میشود
storage U فضای موقت حافظه برای داده هایی که در حال حاضر پردازش می شوند
storage U تعداد بیتهایی که در واحد فضای ذخیره سازی رسانه قابل ضبط است
storage U فضای لازم برای ذخیره سازی داده
storage U نحوه اختصاص حافظه به کاربران مختلف , مثل برنامه ها , متغیرها, داده ,.....
storage U 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
storage U حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفاده بعدی ذخیره شده اند
storage U حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
storage U می نیست
storage U نگهداری
storage U دیسک برای ذخیره داده
storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage U ذخیره سازی
storage U چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
storage U فضای ذخیره سازی داده که بیشتر از یک میلیون میلیون بیت داده میتواند ذخیره کند
storage U مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند
storage U ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
storage cell U پیل باتری
storage cell U یاخته انباره
storage capacity U فرفیت انباره
storage capacity U گنجایش انباره
storage bunker U دخیره
storage bunker U انبار
storage buffer U میانگیر انباره
storage block U بلوک ذخیره
storage battery U باتری بارشدنی
storage battery U اکولاموتور
storage cell U باتری
storage cell U سلول انباره
storage dump U روبرداری حافظه
storage device U دستگاه انباره
storage device U انباره
storage device U دستگاه ذخیره سازی
storage device U دستگاه ذخیره
storage device U دستگاه انبارش
storage cycle U چرخه انباره
storage fragmentation U تکه تکه شدن انباره
storage compaction U فشردگی انباره
storage costs U هزینههای انبارداری
storage circuit U مدار ذخیره
storage battery U انباره
storage battery U باتری انبارهای
secondary storage U انباره ثانوی
secondary storage U حافظه ثانویه
secondary storage U انباره ثانویه
seasonal storage U مخزن فصلی
searching storage U روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
real storage U حافظه حقیقی
regenerative storage U انباره باززا
real storage U انباره واقعی
pushup storage U انباره بالا فشردنی
protected storage U انباره محفوظ
semiconductor storage U حافظه نیمه هادی
sequential storage U انباره ترکیبی
serial storage U انباره نوبتی
program storage U انباره برنامه
protected storage U حافظه محافظت شده
storage array U ارایه انباره
storage area U ناحیه انبارش
storage allocation U تخصیص حافظه
storage allocation U تخصیص انباره
static storage U انباره ایستا
serial storage U انباره سری
protected storage U انباره محافظت شده
storage granules U دانههای اندوزش
working storage U انباره کاری
working storage U حافظه کاری
winter storage U مخزن زمستانه
wet storage U بارگیری روی عرشه کشتی درروی دریا بارگیری دریایی
wet storage U تر داری
weekly storage U مخزن هفتگی
volatile storage U انباره فرار
virtual storage U حافظه مجازی
virtual storage U انباره مجازی
vault storage U محفظه یا انبار ضد حریق وبتون ارمه
useable storage U ذخیره مفید
temporary storage U انباره موقتی
cold storage U سردخانه
scenery storage U چشماندازانبار
storage compartment U قسمتذخیره
storage cycle U سیکل انباره
addressable storage U حافظه خواندن،نوشتن [علوم کامپیوتر]
addressable storage U حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
storage tray U سینیذخیره
storage space U فضایذخیره
storage door U دروسایلذخیرهای
temporary storage U حافظه موقت
temporary storage U می نیست
storage pool U گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
storage pile U انبار مصالح در کارگاه
storage map U نقشه انباره نقشه انبارش
storage map U نقشه حافظه
storage location U موقعیت انباره
storage location U مکان انباره محل انباره
storage location U مکان ذخیره
storage location U مکان انباره
storage level U تراز ذخیره تراز مخزن
storage level U تراز خزانه
storage interleaving U درمیان انباره جای دادن
storage protection U حفافت انباره
storage protection U حفافت حافظه
temporary storage U فایل روی دیسک سخت که توسط نرم افزار برای ذخیره موقت داده یا نرم افزاری حافظه مجازی را پیاده سازی میکند مثل ویندوز ماکروسافت استفاده میشود
temporary storage U ثبات حافظه موقت برای نتیجه عملیات ALU
temporary storage U انباره موقت
terabit storage U بیلیون بیت حافظه
tape storage U انباره نواری
switch storage U انباره گزینهای
storage unit U واحد انباره
storage unit U واحد ذخیره
storage tank U انبار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com