Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 239 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
at the drop of a hat
<idiom>
U
بدون هیچ گونه معطلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
drop
U
ژیگ
drop
U
قطره
drop
U
چکه
drop
U
نقل
drop
U
اب نبات
drop
U
از قلم انداختن
drop
U
افتادن چکیدن
drop
U
رهاکردن
drop
U
انداختن قطع مراوده
drop
U
افت
drop
U
سقوط
drop
U
کم کردن
drop
U
فرود
drop
U
قطره سقوط کردن کم کنید
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
جاگذاشتن حریف
drop
U
پشت سر گذاشتن حریف دو
drop
U
بار
drop
U
چکه سقوط
drop
U
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drop
U
یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drop
U
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drop
U
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop
U
افت سقوط
drop-out
U
افت
drop-out
U
ترک کننده
drop-out
U
ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop-outs
U
افت
drop-outs
U
ترک کننده
drop-outs
U
ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop volley
U
جاخالی
drop gage
U
فشار سنج
arc drop
U
افت جرقهای ولت
arc drop loss
U
اتلاف جرقهای
automatic drop
U
اتصال خودکار
barrel drop
U
ابشار لولهای
bed drop or bod fall
U
اختلاف سطح کف نهر دردوطرف ساختمانی که روی نهر ساخته میشود
board drop hammer
U
چکش چوبی
check and drop structure
U
ابشار تنظیم سطح اب
contact drop
U
افت کنتاکتی
drip drop
U
چک چک
drop a goal
U
ضربه زدن بر فراز دروازه
drop altitude
U
ارتفاع پرش
drop altitude
U
ارتفاع بارریزی
drop annunciator
U
زنگ احضار
drop arch
U
قوس شاه عباسی
drop back
U
افتادن
drop back
U
جاافتادن
drop ball
U
دراپ بال
drop ball
U
انداختن توپ بین دو بازیگر برای شرع مجدد
drop behind
U
عقب افتادن از
drop behind
U
عقب ماندن
drop by
U
بکسی سر زدن
drop by
U
دیدن
drop by
U
مختصرکردن
drop cable
U
بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
drop cap
U
حرف درشت اولین کلمه پاراگراف
drop curtain
U
پرده جلو صحنه
drop dead halt
U
توقفی که نمیتوان ان رامورد پوشش قرار داد
drop down list box
U
لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
drop down menu
U
منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
drop forge
U
سکه زدن
drop forge
U
منگنه زدن
drop forger
U
اهنگر
drop forging
U
اهنگری سقوطی
drop forging press
U
پرس اهنگری حدیدهای
drop froge
U
اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
drop goal
U
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
drop hammer
U
پتک خودکار اهنگری
drop hammer
U
چکش سقوط ازاد
drop hammer
U
چکش سقوطی
drop hammer die
U
حدیده اهنگری گرم
drop hardness test
U
ازمایش سختی سقوطی
drop height
U
ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
drop in
U
سرزدن
drop in
U
اتفاقا دیدن کردن انداختن در
drop in
U
درج تصادفی
drop in temperature
U
کاهش دما
drop inlet
U
دریچه ریزش
drop keel
U
تیغه میانی
drop keel
U
centre-plate :syn
drop kick
U
شوت سرضرب
drop leaf
U
رومیزی اویخته از اطراف میز
drop letter
U
نامه پست شهری
drop manhole
U
دهانه ریزش
drop master
U
مدیر پرش
drop master
U
سرپرست پرش
drop message
U
لولههای خبر
drop mohawk
U
چرخش از جلو بعقب و بعکس و برگشت روی پای اصلی
drop of potential
U
افت پتانسیل
drop off
U
بخواب رفتن
drop off
U
مردن
drop off
U
دفاع بیرون از منطقه خود
drop on
U
سوزن دوراهی خط اهن
drop out
U
افت
drop out
U
حذف شدن
drop out
U
حذف تصادفی
drop out
U
از قلم افتادگی
drop out type
U
دخشههای متضاد
Other Matches
Drop by drop . I n drops.
U
قطره قطره
ir drop
U
افت ای ار
To drop in on someone .
U
به کسی سرزدن
drop by
<idiom>
U
بازدید از کسی با جایی
drop in
<idiom>
U
دیدار کوتاه
to drop someone off
U
کسی را پیاده کرن
to drop something off
[at someone's]
U
چیزی را
[به کسی ]
تحویل دادن
drop
U
جرعه کمی
drop
U
[نوعی طاق]
to drop on
U
سرزنش یاتنبیه کردن
the very last drop
U
اخرین قطره
to drop in
U
سرزدن
to drop in
U
اتفاقا دیدنی کردن
to let drop
U
ول کردن
to let drop
U
رهاکردن
to let drop
U
انداختن
drop
U
[تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
resistance drop
U
افت ای ار
peppermint drop
U
قرص نعناع
pressure drop
U
افت فشار
potential drop
U
افت پتانسیل
potential drop
U
افت ولتاژ
school drop out
U
ترک تحصیل کرده
resistance drop
U
افت مقاومتی
energy drop
U
افت انرژی
paradrag drop
U
سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
one should not drop the pilot
U
شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
heat drop
U
افت حرارت
gravity drop
U
پرتاب بار یا بارریزی ازهواپیما با استفاده از نیروی سقوط ازاد
gravity drop
U
زنگ احضار وزنی
front drop
U
پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم
free drop
U
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
free drop
U
پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
ear drop
U
گل اویز
ear drop
U
اویزه
ear drop
U
گوشواره اویزدار
drop zone
U
منطقه فرود چترباز
heavy drop
U
بارریزی سنگین
heavy drop
U
پرتاب بارسنگین با چتر
ohmic drop
U
افت اهمی
no drop image
[تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
line drop
U
افت ولتاژ یک خط
line drop
U
افت خط
letter drop
U
صندوق پست
lemon drop
U
اب نبات ترش
leakage drop
U
افت نشتی
knee drop
U
فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
impedance drop
U
ولتاژ اتصال کوتاه
hot drop saw
U
اره گرم
drop zone
U
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
I just cant drop my work and go .
U
نمی توانم کارم را ول کنم وبروم
drop a hint
<idiom>
U
فاش کردن اتفاقی یک چیز خیلی جزئی
drop (someone) a line
<idiom>
U
چند خط(برای کسی)نوشتن
drop back
<idiom>
U
عقب نشینی کردن
drop by the wayside
<idiom>
U
قبل از اتمام کار ،ویران شدن
Drop dead
<idiom>
U
کم کردن مزاحمت
drop in the bucket
<idiom>
U
مقداری جزئی
drop out (of school)
<idiom>
U
ترک مدرسه
a drop in the ocean
<idiom>
U
قطره ای دردریا
[بسیار نا چیز]
[اصطلاح]
Let's drop the subject.
U
از این موضوع صرف نظر کنیم .
drop repeat
U
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
ear-drop
U
گل آویز
drop-ornament
U
تزئینات آویزان
To drop a brick .
<idiom>
U
دسته گل به آب دادن
[افتضاح کردن]
Drop me a line .
U
برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
drop-leaf
U
لایهلولاییمیز
school drop out
U
افت تحصیلی
short drop
U
دراپ کوتاه
stepped drop
U
شیبشکن پلکانی
syphon well drop
U
ابشار با چاهک و لوله
the drop the veil
U
توری یانقاب خودراپایین انداختن
the drop the veil
U
روی خودراپوشیدن
ear-drop
U
گوشواره
Drop me just before you get to the turning.
U
مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
vertical drop
U
ابشار قائم
voltage drop
U
افت ولت
voltage drop
U
افت ولتاژ
voltage drop
U
افت فشار الکتریکی
wing drop
U
افت ناگهانی برا روی یک بال
crystal drop
U
اشککریستالی
drop earrings
U
گوشوارهآویز
drop-tracery
U
تزئینات مشبک کاری
drop test
U
ازمایش ضربهای
drop selector
U
سلکتور سقوطی
drop shadow
U
سایه برجسته
drop shot
U
ضربه دراپ
drop shot
U
ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
drop shot
U
جاخالی
drop worm
U
حلزونی سقوطی
drop tank
U
تانک موقت
drop wire
U
سیم انشعاب
drop weight
U
وزن سقوطی
drop vault
U
طاق قوسی خفته
drop track
U
تعقیب را قطع کنید
drop track
U
تعقیب موقوف
drop test
U
ازمایش سقوطی
drop shot
U
ضربه اهسته روی تور والیبال
drop point
U
قطره
drop point
U
چکه
drop point
U
قطران
drop point
U
نقطه چکه
drop point
U
نقطه پرتاب عده ها یا کالا از هواپیما
drop point
U
نقطه پرش
drop press
U
پتک خودکار اهنگری
drop scene
U
پرده جلوصحنه نمایش
drop scene
U
پرده اخرداستان زندگی
drop zone
U
منطقه فرود
drop pass
U
پاس بعقت
drop type switchboard
U
قفسه کلیدهای نوع سقوطی
glasic type drop
U
ابشار شیب دار
drop the ball behind the block
U
جاخالی پشت دفاع
drop worm release
U
قطع حلزونی سقوطی
drop worm shaft
U
محور پیچشی سقوطی
drop worm lever
U
اهرم حلزونی سقوطی
drop worm housing
U
پوسته حلزونی سقوطی
oil drop experiment
U
آزمایش قطره روغن
[فیزیک]
drop worm bearing
U
یاطاقان حلزونی سقوطی
drop-point slating
U
سنگ شیروانی اریب
high velocity drop
U
بارریزی با سرعت سقوط زیاد
high velocity drop
U
بارریزی سریع
throat=water drop
U
ابچکان
Drop me by the phone booth.
U
مرا جلوی کیوسک تلفن پیاده کن
drop waist dress
U
پیراهنازکمرکلوش
line drop compensator
U
تنظیم کننده یا رگولاتور ولتاژ
valve voltage drop
U
افت ولتاژ لامپ
tube voltage drop
U
افت ولتاژ لامپ
drop point tester
U
دستگاه اندازه گیری نقطه قطران
internal voltage drop
U
افت ولتاژ داخلی
internal impedance drop
U
افت ولتاژ داخلی
hoop drop relay
U
رله سقوطی قلاب دار
inductive d.c. voltage drop
U
افت ولتاژ جریان دائم القائی
To drop a hint . to insinuate .
U
گوشه زدن
Only a drop in the bucket ( ocean) .
U
قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
inductive voltage drop
U
افت ولتاژ القائی
He emptied the glass to the last drop .
U
لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
Drop me off in front of the train station!
U
من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
drop zone control center
U
مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
millikan oil drop experiment
U
ازمایش قطره روغن میلیکان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com