Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
at my request
U
مطابق با تقاضای من
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
request
U
خواهش
request
U
درخواست
request
U
تقاضا خواسته
request
U
خواستار شدن
request
U
تمناکردن
request
U
تقاضا کردن درخواست کردن
request
U
تقاضا
request
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
request
U
درخواست می کنم
request
U
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request
U
متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
request
U
تقاضا برای چیزی
request
U
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
at the request of
U
بخواهش
at the request of
U
برحسب
at the request of
U
تقاضای
d. of a request
U
در درخواست
d. of a request
U
عدم قبول خواهش
divorce granted at the a woman's request
U
طلاق خلع
i humbly request that
U
خواهش عاجزانه دارم که ...
initial fire request
U
درخواست ابتدایی اتش
letters of request
U
rogatory
mission request
U
درخواست اجرای ماموریت هوایی
purchase request
U
درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
request for discharge
U
عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
request for price quotation
U
درخواست مظنه قیمت
request for proposal
U
تقاضا برای پیشنهاد
request for quotation
U
استعلام بها
request for quotation
U
تقاضا برای اعلام قیمت
request mast
U
گزارش از طریق سلسله مراتب
request mast
U
از طریق سلسله مراتب
request modify
U
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
request signal
U
علامت درخواست
request substitution
U
تقاضای تعویض
request time out
U
تقاضای تایم اوت یک دقیقهای
request to send
U
تقاضای ارسال
supervisor request
U
درخواست نافر
to be in great request
U
مورد احتیاج زیاد بودن
to be in great request
U
زیادمورد احتیاج بودن
to g. any one's request
U
درخواست کسیراپذیرفتن
to request issuance
U
تقاضای صدور کردن
to request the company of:
U
حضور کسی را خواستن
work request
U
برگ درخواست انجام کار برگ کار
request stop
U
ایستگاهیکهدرآناتوبوستنهازمانیمیایستدکهمسافرانخبردهند
His request was in the nature of a command.
U
خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
To swallow ones pride and request someone (to do something).
U
نزد کسی رو انداختن ( تقاضایی کردن )
REQUEST STOP
U
ایستگاه درخواستی
My money request to him
U
طلب من از او
[مرد]
at the request of
U
به خواهش
[به درخواست]
on request
U
وقتی که درخواست بشود
by request
U
بنا بر خواسته
[میل]
on request of which
[at his request]
U
به درخواست او
by popular
[demand]
request
U
درخواست توده پسند
to grant a request
U
درخواستی را اعطا کردن
Thank you for the confirmation of your request!
U
از تایید درخواستتان خیلی متشکرم.
input
[output]
request
U
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
I
[O]
request
[IORQ]
U
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com