Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
asynchronous impedance
U
ناگذرایی ناهمزمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
asynchronous
U
1-روش ارسال سریع داده
asynchronous
U
اتصال به کامپیوتر برای دستیابی غیر یکنواخت به داده
asynchronous
U
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
asynchronous
U
ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده
asynchronous
U
در یک شبکه با استفاده از خانههای داده با اندازه ثابت
asynchronous
U
2-استاندارد CCITT , ANSI مربوط به ارسال خانه
asynchronous
U
انتقال داده بین دو وسیله که بدون هر گونه سیگنال زمانی قابل پیش بینی انجام میشود
asynchronous
U
داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
asynchronous
U
اتصال یک ترمینال که به یک وسیله دیگر متصل است به طوری که این دو نیاز نیست هم سان باشند
asynchronous
U
1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد
asynchronous
U
مداری که به کامپیوتر اجازه میدهد که دادههای سریال را به کمک دستیابی غیر همسان دریافت و ارسال کند
asynchronous
U
ناهمگام
asynchronous
U
غیرهمزمان
asynchronous
U
غیرمعاصر
asynchronous
U
مختلف الزمان
asynchronous
U
ناهمزمان
asynchronous
U
ناهماهنگ
asynchronous
U
اسنکرون
asynchronous
U
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
asynchronous
U
ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
asynchronous
U
کامپیوتری که به شبکهای وصل است تا شماره گیری مودم ها را کنترل کند و به کاربران در فاصله دور اجازه استفاده از اتصال مودم و دستیابی به شبکه بدهد
asynchronous device
U
دستگاه غیرهمزمان
asynchronous reactance
U
راکتانس ناهمزمان
asynchronous transmission
U
اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
asynchronous transmission
U
انتقال غیرهمزمان
asynchronous transmission
U
مخابره ناهمگام
asynchronous transmission
U
مخابره غیرهمزمان
asynchronous device
U
دستگاه ناهمگام
asynchronous control
U
کنترل ناهمگام
asynchronous motor
U
موتور ناهمزمان
asynchronous admittance
U
گذرایی ناهمزمان
asynchronous alternator
U
ژنراتور اسنکرون
asynchronous commuinication
U
ارتباط ناهمزمان
asynchronous computer
U
کامپیوتر ناهنگام
asynchronous computer
U
نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
asynchronous computer
U
کامپیوتر غیرهمزمان
three phase asynchronous motor
U
موتور اسنکرون سه فازه
asynchronous time division multiplexing
U
تسهیم زمانی ناهمگام
impedance
U
مقاومت جریان متناوب امپدانس
impedance
U
پاگیرایی
impedance
U
اندازه گیری تاثیر مدار الکتریکی روی سیگنال مغناطیسی شده دارد پس از اعمال ولتاژ
impedance
U
مقاومت صوری برق در برابرجریان متناوب
impedance
U
مقاومت فاهری
impedance
U
ناگذرایی
impedance
U
مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
impedance
U
امپدانس
impedance matrix
U
ماتریس امپدانس
impedance coupling
U
پیوست امپدانس
impedance drop
U
ولتاژ اتصال کوتاه
impedance factor
U
ضریب ناگذرایی
impedance feedback
U
پیوست برگشت امپدانس
impedance function
U
تابع امپدانس
impedance heating
U
گرمایشی امپدانسی
impedance irregularity
U
غیریکنواختی امپدانس
impedance level
U
مقاومت موجی
impedance loss
U
تلف اتصال کوتاه
impedance operator
U
اپراتور مقاومت
impedance of grid
U
امپدانس شبکه
impedance meter
U
دستگاه اندازه گیری امپدانس
impedance meter
U
امپدانس متر
impedance matrix
U
ماتریس مقاومت فاهری
impedance magnetometer
U
مغناطیس سنج با تغییرامپدانس
impedance loss
U
گمگشتگی اتصال کوتاه
impedance operator
U
اپراتورامپدانس
impedance protection
U
حفافت امپدانس
inductive impedance
U
مقاومت فاهری القائی
input impedance
U
امپدانس ورودی
input impedance
U
مقاومت فاهری اولیه
internal impedance
U
مقاومت داخلی
internal impedance
U
امپدانس داخلی
line impedance
U
امپدانس خط
output impedance
U
ناگذرایی خروجی
output impedance
U
امپدانس خروجی
inductive impedance
U
مقاومت فاهری با جزء القائی
impedance voltage
U
ولتاژاتصال کوتاه نامی
impedance voltage
U
ولتاژ اتصال کوتاه
impedance ratio
U
نسبت امپدانس
impedance ratio
U
نسبت مقاومت فاهری
impedance relay
U
رله ی امپدانس
impedance transformation
U
تبدیل امپدانس
impedance triangle
U
مثلث ناگذرایی
impedance triangle
U
مثلث مقاومت ها
impedance triangle
U
مثلث اتصال کوتاه
zener impedance
U
امپدانس زنر
synchronous impedance
U
ناگذرایی همزمان
impedance coupling
U
تزویج پیچک
impedance coupling
U
جفتگری با ناگذرایی
generator impedance
U
امپدانس ژنراتور
image impedance
U
مقاومت مشخصه تصویر
image impedance
U
امپدانس تصویر
image impedance
U
ناگذرایی ماهیتی
characteristic impedance
U
ناگذرایی ماهیتی
surge impedance
U
ناگذرایی ماهیتی
choke impedance
U
امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
choke impedance
U
مقاومت سلف
complex impedance
U
ناگذرایی مختلط
high impedance
U
امپدانس بالا
generator impedance
U
مقاومت ژنراتور
electrode impedance
U
ناگذرایی الکترد
coupling impedance
U
امپدانس تزویج
coupling impedance
U
مقاومت فاهری پیوست
impedance angle
U
زاویه فازی
impedance at resonance
U
مقاومت رزونانس
impedance at resonance
U
مقاومت فازی
impedance corrector
U
مصصح امپدانس
impedance transformer
U
مبدل امپدانس
impedance converter
U
مبدل امپدانس
impedance compensator
U
متعادل کننده مقاومت فاهری
impedance comparator
U
تطبیق دهنده امپدانس
impedance coil
U
چوک
impedance coil
U
پیچک
cyclic impedance
U
ناگذرایی حلقهای
impedance balancing
U
تعادل امپدانس
antenna impedance
U
ناگذرایی انتن
impedance balancing
U
تقارن امپدانس
impedance bridge
U
پل امپدانس
impedance bridge
U
پل اندازه گیری مقاومت
impedance characteristic
U
مشخصات امپدانس
impedance coil
U
پیچک ناگذرایی
internal impedance drop
U
افت ولتاژ داخلی
low impedance input
U
ورودی اولیه با امپدانس کم
effective input impedance
U
ناگذرایی موثر ورودی
impedance measuring set
U
دستگاه اندازه گیری امپدانس
high impedance winding
U
سیم پیچی با مقاومت زیاد
impedance transforming filter
U
صافی تبدیل امپدانس
high impedance rotor
U
رتور امپدانسی
high impedance relay
U
رله باامپدانس زیاد
high impedance relay
U
رله پیچک دار
impedance unbalance finder
U
دستگاه یابنده امپدانس نامتعادل
impedance voltage test
U
ازمایش ولتاژ اتصال کوتاه
effective output impedance
U
ناگذرایی موثر خروجی
high input impedance circuit
U
مدار با امپدانس ورودی زیاد
impedance unbalance measuring set
U
دستگاه اندازه گیری امپدانس نامتعادل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com