English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
asymmetric substance U جسم بی تقارن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
asymmetric U نامتقارن بی قرینه
asymmetric U غیرمتقارن
asymmetric U بی تناسب
asymmetric U نامتقارن
asymmetric transmission U روش ارسال داده که در مودم های سریع استفاده میشود
asymmetric top U فرفرهای بی تقارن
asymmetric system U دستگاه بی تقارن
asymmetric molecule U مولکول بی تقارن
asymmetric knot U گره نامتقارن
asymmetric knot U گره سنه
asymmetric carbon U کربن بی تقارن
asymmetric video compression U استفاده از کامپیوتر قوی برای فشرده سازی تصویر
asymmetric local deformation U تغییر شکل موضعی بی تقارن
asymmetric video compression U تا روی کامپیوتر آهسته هم اجرا شود
maximum asymmetric three phase U current short-circuit جریان اتصال کوتاه ضربهای سه فازه
asymmetric knot [farsi] U گره فارسی
asymmetric digital subscriber line [ADSL] U خط مشترک دیجیتال نامتقارن [مخابرات ]
substance U جنس
substance U ذات جوهر
in substance U اصولا
in substance U در اصل
substance U عین
substance U دوام
substance U استحکام
substance U مفاد مفهوم
substance U جوهر
substance U ذات
substance U ماده اصلی
substance U شی
substance U ماده
substance U جسم
substance U مسند
abiotic substance U ماده بیجان
allelopathic substance U ماده دورساز
All show and no substance. <proverb> U از ظاهر کسی نمی شود به باطنش پی پرد. [ضرب المثل]
Form without substance . U صورت بدون معنی
toxic substance U ماده سمی
the colouring p of a substance U ماده رنگ دهنده جسمی
symmetry substance U ماده متقارن
coloring substance U ماده رنگ
dissymmetric substance U جسم نامتقارن
exereta substance U ماده پس داده
pure substance U جسم ناب
substance and accidents U جوهروعرض
substance and form U جوهروعرض
substance of endowment U عین موقوفه
substance withdrawal U ترک دارو
Catch not at the shadow and lase the substance. <proverb> U به فرع نپرداز که اصل را از دست دهى.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com