English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
assets liabilities technique U شیوه محاسن- معایب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
assets and liabilities U دارائیها و بدهیها
liabilities and assets U بدهی و دارایی
liabilities U ریون
liabilities U اسناد دیونی
liabilities U دیون پرداخت
liabilities U تعهد
liabilities U الزام مسئولیت
liabilities U تعهد موجودی بانکی
liabilities U التزام
liabilities U مسئوولیت
liabilities U سزاواری
liabilities U مسئولیت
liabilities U بدهکاری استعداد
liabilities U احتمال
liabilities U بدهی
liabilities U دین
liabilities U فرض شمول
current liabilities U بدهیهایی که باید در اینده نزدیک پرداخت شوند
current liabilities U بدهیهای جاری
contingent liabilities U بدهیهای احتمالی
bank liabilities U بدهیهای بانکی
bank liabilities U تعهدات بانکی
liabilities and responsibilities U تعهدات و مسئوولیتها
assets U موجودی شخص ورشکسته
assets U دارائی
assets U موجودی
assets U مال و اموال
assets U دارائیها
assets U اجزای داده جدا
assets U که در برنامههای کاربردی چند منظوره به کار می روند
assets U مایملک دارایی
assets U ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
assets U وسایل
assets U مواد لازم
value of assets U ارزش دارائی ها
frozen assets U دارائیهای مسدود
frozen assets U دارائی که بعلت ادعای فرد یا افرادی قابل فروش نمیباشد
defferential assets U هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
fixed assets U دارائیهای ثابت
fixed assets U درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
fixed assets U داراییهای ثابت
financial assets U موجودی مالی
financial assets U دارائیهای مالی
current assets U دارائیهای جاری
intangible assets U دارائیهای نامرئی
intangible assets U دارائیهای غیرمادی
quick assets U موجودی نقدشو
real assets U دارائیهای واقعی
tangible assets U دارائیهای مرئی
tangible assets U دارائیهای ثابت دارائیهای عینی
tangible assets U دارائی مرئی
tangible assets U دارائیهای مادی
tangible assets U داراییهای قابل لمس
pipeline assets U وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
intangible assets U دارائیهای غیرمرئی
intangible assets U دارائیهای ناملموس
invisible assets U دارائیهای نامرئی دارائیهای غیرقابل رویت
liquid assets U دارائیهای نقدی
monetary assets U دارائیهای پولی
nonmonetary assets U دارائیهای غیر پولی
dedicated assets U دارایی وقف شده
current assets U پول نقد یامالیات یا عوارضی که درحدود یک سال پس از بستن ترازنامه قابل وصول باشد
assets and equities U بیلان
capital assets U دارایی طویل المده اعم ازمالی واعتباری
capital assets U اموال سرمایهای
assets and equities U ترازنامه
assets and equities U دارایی ودیون
current assets U دارایی جاری
cash assets U داراییهای نقدی
o technique U تحلیل عوامل زمانی
technique U اسلوب
technique U روش یا فن اجرای کار
technique U اسلوب کار
technique U فنون انجام کار یا تولید وسیله
p technique U فن پی
technique U شگرد
technique U فن
technique U اصول مهارت روش فنی
technique U تکنیک
technique U شیوه
t technique U فن T
technique U فن مهارت
technique U روش با مهارت برای انجام کاری
technique U مهارت
cloze technique U شیوه بندش
flooding technique U شیوه غرقه سازی
bottom up technique U روش اجرا از پایین به بالا
refrigerating technique U فن سرما سازی
salami technique U کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
salami technique U سرقت مقادیر کوچکی ازدارایی بسیار زیاد
sociometric technique U فن گروه سنجی
unfolding technique U فن تاگشایی
telecommunication technique U تکنیک ارتباطات
luria technique U اسلوب لوریا
telecommunication technique U تکنیک مخابرات
production technique U روش فنی تولید
production technique U فن تولید
measuring technique U تکنیک سنجش
measuring technique U روش سنجش
matching technique U اسلوب جور کردن
measuring technique U متد سنجش اسلوب سنجش فن سنجش فن اندازه گیری
odd even technique U فن فرد و زوج
overlay technique U فن کالک
overlay technique U فن استفاده از کالک
matching technique U اسلوب همتاسازی
probing technique U فن وارسی
nominating technique U روش نامزدگزینی
thought stopping technique U فن بازداری اندیشه
telephone switching technique U فن سوئیچینگ تلفن
telephone switching technique U اصول اتصالات تلفنی
white ground technique U اسلوب نقاشی
critical incidents technique U شیوه رویدادهای شاخص
capital saving technique U فن تولید سرمایه اندوز
capital intensive technique U فن تولید سرمایه بر
holtzman inkblot technique U شیوه لکههای هولتسمان
alpha beta technique U روشی در هوش مصنوعی برای حل بازی ها و مشکلات استراتژیک
reference count technique U تکنیک شمارش ارجاعات
brute force technique U استفاده ناشیانه از کامپیوتر
error choice technique U شیوه خطا گزینی
edman degradation technique U شکستن به روش ادمن
double irradiation technique U روش تاباندن مضاعف
telephone switching technique U تکنیک مراکز تلفن خودکار
oil on canvas [painting technique] U رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
program evaluation review technique (per U روش ارزیابی و بررسی برنامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com