Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
assembly order control number
U
شماره کنترل دستور کارتعمیر
assembly order control number
U
شماره کنترل تعمیراتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
assembly order
U
دستورتعمیر دستور جمع شدن درنقطه تجمع
assembly order
U
دستور مونتاژ وسایل
marching order
[travel order]
U
دستور پیشروی
[ارتش]
assembly
U
همگذاری
assembly
U
محفل
assembly
U
اسمبلی گردهمایی
assembly
U
تولید
assembly
U
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
assembly
U
نصب ساخت
assembly
U
1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
assembly
U
نمایش یک برنامه اسمبلی که به ترتیب مکانهای حافظه مرتب شده است
assembly
U
نشانه هایی که برای نمایش دستورات کد ماشین در برنامه اسمبلی به کار می روند
assembly
U
کارخانهای که واحدهای آن از قط عاتی از کارخانه هایی دیگر و در کنار هم جمع شده اند
assembly
U
تعدادی دستورات کد اسمبلی که یک کار را تشکیل می دهند
assembly
U
تبدیل برنامه به کد ماشین
assembly
U
محل بسیج افراد احتیاط
assembly
U
گردایش
assembly
U
قرار دادن یک موضوع از بخشهای مختلف در کنار هم
assembly
U
مونتاژ
assembly
U
مجموعه یک واحد کامل ازچندین قطعه
assembly
U
شیپور جمع
assembly
U
مجمع
assembly
U
گروه
assembly
U
اجتماع انجمن
assembly
U
مجلس
assembly
U
هیئت قانون گذاری
assembly
U
تجمع
assembly
U
شیپور خاموشی دستگاه مرکب
assembly
U
بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
assembly
U
نقطه الحاق هوایی
assembly
U
مجمع نشست
general assembly
U
مجلس عوام
assembly program
U
برنامه اسمبلی
assembly shop
U
کارگاه مونتاژ
assembly tools
U
ابزار مونتاژ
gear assembly
U
مجموعه چرخ دنده ها
assembly lines
U
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
final assembly
U
نصب نهایی
paragraph assembly
U
جمع اوری پاراگراف
final assembly
U
مونتاژ نهایی
instruction for assembly
U
مقررات نصب
pre assembly
U
نصب اولیه
guard assembly
U
محفظه
general assembly
U
مجمع عمومی
guard assembly
U
الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
needle assembly
U
مجمعسوزنی
ready for assembly
U
اماده جهت نصب
house of assembly
U
مجلس ایالتی
riotous assembly
U
اجتماع و مواضعه اشوبگرانه
critical assembly
U
ترتیب بحرانی
cable assembly
U
مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
cable assembly
U
کابل
house of assembly
U
مجلس درجه دوم قانون گذاری
major assembly
U
قسمت عمده دستگاه
major assembly
U
قطعه عمده
national assembly
U
مجلس ملی
legislative assembly
U
هیات مقننه
legislative assembly
U
مجلس شورای ملی
unlawful assembly
U
در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
unlawful assembly
U
مجمع غیر قانونی
unit assembly
U
یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
unit assembly
U
یک قطعه مجزا
assembly language
U
زبان اسمبلی
legislative assembly
U
مجلس قانونگذاری
assembly list
U
سیاهه همگذاری
assembly listing
U
صورت برداری همگذاری لیست اسمبلی
assembly of notables
U
مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
cell assembly
U
مجتمع یاختهای
assembly instrudactions
U
مقررات یا دستورات نصب
consultative assembly
U
مجلس شورا
constituent assembly
U
مجلس موسسان
consmtituent assembly
U
مجلس موسسان
bridle assembly
U
کنترلوزنه
bridge assembly
U
برآمدگیسیمها
ball assembly
U
توپمجمع
spout assembly
U
سرشیرآب
tail assembly
U
قسمتهایدم
assembly area
U
گمگاه
assembly area
U
منطقه تجمع
assembly bench
U
میز مونتاژ
assembly fixture
U
تجهیزات مونتاژ
unlawful assembly
U
تجمع غیر قانونی
assembly line
U
تیمار خط
assembly line
U
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines
U
خط مونتاژ
assembly lines
U
خط کلی
assembly program
U
assembler
assembly program
U
برنامه همگذاری
assembly lines
U
خط تولید
assembly lines
U
تیمار خط
assembly language
U
زبان همگذاری
duplexing assembly
U
دستگاه دو راهه
assembly line
U
خط تولید
assembly line
U
خط مونتاژ
assembly line
U
خط کلی
legislative body or assembly
U
هیئت مققنه
the national consultative assembly
U
مجلس شورای ملی
membership of legislative assembly
U
عضویت مجلس مقننه
object assembly test
U
ازمون الحاق قطعات
national consulative assembly
U
مجلس شورای ملی
interchangeable end assembly
U
مجمعانتهاییمتحرک
convoy assembly port
U
بندر محل تجمع کاروان دریایی
clandestine assembly area
U
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
convoy assembly port
U
بندر محل تجمع ستون موتوری
assembly language instruction
U
دستورالعمل زبان اسمبلی
outline assembly drawing
U
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
basic unit assembly group
U
گروه ساختمانی
breechblock operating lever assembly
U
سطحبازکنندهگلنگدنتفنگ
out of order
U
درهم برهم
well-order
U
خوش ترتیب
[ریاضی]
in order to ...
U
تا
[اینکه ]
order
[placed with somebody]
U
دستور
[ازطرف کسی]
order
[placed with somebody]
U
سفارش
[ازطرف کسی]
order off
U
حکم خروج
in order to ...
U
برای
[اینکه]
out of order
U
نادرست
out of order
U
خراب
out of order
U
از کار افتاده
order
U
سفارش دادن
first order
U
مرتبه اول
order about
U
پیوسته پی فرمان فرستادن
In this order. In this way.
U
باین ترتیب
order
U
ترتیب
order
U
ترتیب انجام کار
order
U
فرمان نظم
order
U
نظم دادن
order
U
سفارش دادن کالا یا جنس
order
U
دستورالعمل
order
U
سبک معماری
order
U
شیوه
order
U
نظام معماری
order
U
دستورالعمل دستور
order
U
سفارش دادن دستور دادن
order
U
مرتب کردن
order
U
حکم
order
U
حواله
order
U
دستور دادن
order
U
دستورعملیاتی
to the order of
U
در وجه
to the order of
U
به حواله کرد
to the order of
U
بحواله کرد
out of order
<idiom>
U
کارنکردن
out of order
<idiom>
U
برخلاف قانون ،نامناسب
to order
<idiom>
U
به ترتیب
in order to
<idiom>
U
اعتماد شخص را بدست آوردن
order
U
ن
order
U
منظم کردن
order
U
سفارش دادن تنظیم کردن
order
U
نظم
order
U
سفارش
order
U
دستور
order
U
حواله کرد حواله کردن دستور
order
U
خرید سفارش خرید
in order that he may go
U
برای اینکه برود
by order of
U
حسب الامر
by order of
U
فرمان
in order that i may go
U
برای اینکه بروم
in order that
U
برای اینکه
re order
U
سفارش دوم باره
in order that
U
تا اینکه
in order
U
درست
second order
U
مرتبه دوم
in order
U
صحیح
in order
U
دایر
order
U
رتبه
order
U
دستور سفارش
order
U
پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
order
U
کد عمل
order
U
راسته
order
U
مرتبه
order
U
امر
order
U
دستور دادن سفارش
whole number
U
عدد صحیح
[ریاضی]
She looks after number one . she does herself well .
نمیگذارد برای خودش بد بگذرد.
number one
U
خودشخص
number three
U
شماره3
to do a number on somebody
<idiom>
U
سر کسی کلاه گذاشتن
[اصطلاح روزمره]
number two
U
شماره2
number one
U
دست اول
number one
U
درجه یک
E number
U
شمارهاروپایی
number one
U
خودم
number one
U
خیلی خوب
to the number of 0
U
بقدر هفتاد
number
[of something]
U
تعداد
[عده]
[چیزهایی]
the t. number
U
شماره کل
number
U
عدد
number
U
شماره
by the number
U
اجرای فرمان با شماره
by the number
U
با شماره بشمارید
number
U
رقم
[ریاضی]
There is no such number.
U
همچنین شماره تلفنی وجود ندارد.
number one
<idiom>
U
برای دل خودش
to take after number one
U
در فکر خویش بودن
to take after number one
به فکر خود بودن.
number e
U
عدد
[ ایی ]
[حرف لاتین]
[ریاضی]
number
U
مجموعه مقادیر مجاز
number
U
انجام محاسبات سریع
number
U
انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
without number
U
بیشمار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com