Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
arresting system cycle time
U
زمان تناوب سیستم مهارهواپیما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
arresting system runout
U
محوطه دویدن سیستم مهارهواپیما
arresting system payout
U
بازده سیستم مهار هواپیما
arresting system reset unit
U
متوقف کننده سیستم مهارهواپیما
arresting system purchase element
U
وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
closed cycle reactor system
U
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
open cycle reactor system
U
سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
cycle time
U
زمان رفت و برگشت
cycle time
U
زمان تناوب عمل
cycle time
U
مدت چرخه زمان چرخه
cycle time
U
مدت چرخه
cycle time
U
زمان سیکل
cycle time
U
زمان تناوب
cycle time
U
زمان دوره
cycle time
U
مدت لازم جهت انجام کارهای دوره
cycle time
U
زمان
internal cycle time
U
زمان چرخه داخلی
system time
U
زمان سیستم
system time
U
ساعت سیستم
real time system
U
سیستم بلادرنگ
real time system
U
سیستم بلا درنگ
arresting
U
جالب
arresting
U
توقیف کننده
aircraft arresting
U
دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
arresting sheave
U
ریل و سرسره مهار هواپیما
arresting gear
U
قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
aircraft arresting
U
دستگاه مهار هواپیما
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
arresting sheave
U
پل مهار هواپیما
arresting barrier
U
چتر کم کننده سرعت هواپیمادر روی باند
arresting sheave span
U
محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
arresting net stanchion
U
قلاب تور مهار هواپیما
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aircraft arresting complex
U
وسایل مهار هواپیما
aircraft arresting gear
U
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
aircraft arresting hook
U
قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft arresting reset unit
U
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
cycle
U
تناوب پریود سیکل
cycle
U
حلقه
cycle
U
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycle
U
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycle
U
زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
U
دوره زمانی در یک حلقه که داده قابل دستیابی یا ارسال شود
cycle
U
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycle
U
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cycle
U
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
cycle
U
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycle
U
تاکت
cycle
U
زمانه
cycle
U
عملیات کامل تولید مدت محدودی از یک زمان
cycle
U
چرخ چرخه
cycle
U
چرخه زدن
cycle
U
سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
cycle
U
:بصورت دورانی فاهر شدن
cycle
U
بصورت متناوب فاهر شدن
cycle
U
سواردوچرخه شدن
cycle
U
دور
cycle
U
دوران
cycle
U
سیکل
cycle
U
دوره
cycle
U
دوره گردش
cycle
U
: دور
cycle
U
سیکل مدار
cycle
U
دوره عملیات یابازی
cycle
U
گردش
cycle
U
چرخه
cycle
U
زمان بین شروع و خاتمه یک عمل بویژه برای آدرس دهی یک محل از حافظه و بازیابی داده و سپس توقف عمل
four cycle
U
دارای چهاردور یا دوره
R/W cycle
U
ترتیب رویدادها برای بازیابی و ذخیره داده
R/W cycle
U
CYCLE WRITE/READ
cycle per second
U
هرتس
cycle per second
U
سیکل بر ثانیه تناوب در ثانیه
four cycle
U
چهار چرخه
hydraulic cycle
U
مدار هیدرولوژی
four cycle engine
U
موتور چهارزمانه
four stroke cycle
U
دوره چهار زمانه
four stroke cycle
U
سیکل چهار زمانه
business cycle
U
دور بازرگانی
business cycle
U
دور تجاری
business cycle
U
دور اقتصادی
procurement cycle
U
دوره خرید
business cycle
U
دور کسب وکار
business cycle
U
دور فعالیت بازرگانی
reset cycle
U
چرخه باز نشانی
duty cycle
U
ضریب کار
estrous cycle
U
دوره فحلی
execute cycle
U
چرخه اجرا
execution cycle
U
چرخه اجرا
search cycle
U
چرخه جستجو
fetch cycle
U
چرخه واکشی
ration cycle
U
سیکل محاسبه جیره 42ساعته
rankin cycle
U
سیکل رانکین
budget cycle
U
گردش بودجه
budget cycle
U
مراحل بودجه
flow cycle
U
مدار ترتیب کار
flow cycle
U
سیکل جریان کار
engine cycle
U
سیکل کاری موتور
duty cycle
U
دوره کار
business cycle
U
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
business cycle
U
معادل cycle trade
game cycle
U
دوره بازی
instruction cycle
U
چرخه دستورالعمل
number of cycle
U
تعداد دوره ها
number of cycle
U
تعداد تناوبها
vapor cycle
U
سرد زائی مدار بسته
water cycle
U
چرخه اب
life-cycle
U
چرخه زندگی
design cycle
U
چرخه طراحی
hysteresis cycle
U
حلقه پسماند
turnaround cycle
U
مدت رفت و برگشت
turnaround cycle
U
مدت زمان بارگیری و رفت وبرگشت خودرو یا هواپیما یاکشتی
idling cycle
U
سیکل بی باری
display cycle
U
چرخه نمایش
training cycle
U
مرحله اموزش
training cycle
U
سیکل اموزشی
trade cycle
U
دوره فعالیت تجاری
instruction cycle
U
سیکل یاچرخش دستورالعمل
hydrologic cycle
U
چرخه اب
hydraulic cycle
U
گردش اب در طبیعت
game cycle
U
دورههای عملیاتی بازی جنگ
duty cycle
U
چرخه کار
gramdfather cycle
U
چرخه پدر بزرگ
tempering cycle
U
دوره بازپخت
planning cycle
U
دوره برنامه ریزی
carbon cycle
U
سیکل کربن
staticizing cycle
U
سیکل ایستاسازی
cardiac cycle
U
چرخه قلبی
stirling cycle
U
سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
cycle of the room
U
گردش ماه
storage cycle
U
چرخه انباره
storage cycle
U
سیکل انباره
thermodynamics cycle
U
سیکل ترمودینامیک
carnot cycle
U
سیکل کارنو
carnot cycle
U
چرخه کارنو
trade cycle
U
دور تجاری
cycle spanner
U
اچار مخصوص تعمیردوچرخه
continous cycle
U
دوره بی وقفه
continous cycle
U
گردش دائمی
cycle of everts
U
دورحوادث
cycle milling
U
دستگاه فرز پاندولی
cycle stealing
U
ناتوان سازد و پس ازان حافظه داخلی کامپیوتر دراختیار دستگاه قرار گیرد چرخه دزدی
minor cycle
U
چرخه خرد
cycle car
U
اتوموبیل دوچرخهای
machine cycle
U
چرخه ماشین
minor cycle
U
خرد چرخه
cycle stealing
U
حلقه ربایی
cycle stealing
U
روشی که اجازه میدهد یک دستگاه جانبی بطور موقت کامپیوتر را ازدسترسی به مسیر
cycle of operation
U
دوره عمل سلاح
life cycle
U
مدارج ومراحل مختلف حیاتی انسان وجانوران
motor cycle
U
دوچرخه موتوردار موتورسیکلت
life cycle
U
دوره زندگی
life cycle
U
دوره عمر
life cycle
U
دوره عمر یک محصول
life cycle
U
چرخه دوام
cycle of water
U
گردش اب در طبیعت
cycle of the room
U
دورقمر
cycle stealing
U
مدت چرخه
cycle of operation
U
جریان عمل جنگ افزار
cycle stealing
U
چرخه دزدی
menstrual cycle
U
عادت ماهانه
cycle stock
U
موجودی فعال
major cycle
U
چرخه بزرگ
null cycle
U
زمان مورد نیاز برای چرخیدن درون یک برنامه کامل بدون تعریف دادههای جدید چرخه تهی
major cycle
U
کمترین زمان دستیابی به وسیله ذخیره سازی مکانیکی
juglar cycle
U
دور ژوگلار
cycle track
U
راه دوچرخه رو
kitchin cycle
U
دور کیچین
activity cycle
U
چرخه فعالیت
memory cycle
U
چرخه حافظه
kilomega cycle
U
یک بیلیون سیکل در ثانیه
occupancy cycle
U
دوره سکونت
kondratieft cycle
U
دور کندراتیف
major cycle
U
بزرگ چرخه
exercise cycle
U
دوچرخهثابت
cycle stock
U
موجودی که جهت تولید در انبار نگهداری میشود
magnetic cycle
U
دوره مغناطیسی
magnetic cycle
U
منحنی هیسترزیس
cycle lock
U
قفلدوچرخه
magnetic cycle
U
فرایندمدار مغناطیسی
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
menstrual cycle
U
چرخه قاعدگی
intelligence cycle
U
مدار اطلاعاتی
citric acid cycle
U
چرخه سیتریک اسید
mixed cycle engine
U
موتور سرسرخ
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
life cycle of the frog
U
چرخهزندگیقورباغه
platonic cycle or year
مدت گردش اجرام آسمانی درهمه مدارهای خود و برگشت آنها بوضوح نخستین
high cycle fatigue
U
خستگی ناشی از لرزشهای بافرکانس زیاد
gas cycle reactor
U
راکتور با مدار گردش گازی مسدود
computer processing cycle
U
چرخه پردازش کامپیوتر
read write cycle
U
چرخه خواندن و نوشتن
read restore cycle
U
چرخه خواندن و ترمیم
data processing cycle
U
چرخه پردازش داده
short cycle annealing
U
سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
current asset cycle
U
زمانی که برای تساوی حجم فروش با سرمایه جاری لازم است
low cycle fatigue
U
خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
program development cycle
U
چرخه ایجاد برنامه
variable cycle engine
U
موتور جتی که در ان مسیرسیال محرک تغییر میکند
refresh display cycle
U
زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com