English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
arrester gear U سیم نگهدارنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spark arrester U جرقه خاموش کن
lightning arrester U برق گیر
lightning arrester U برقگیر
lightening arrester U برق گیر
spark arrester U برق گیر
dust arrester U گرد گیر
dust arrester U واحد گردگیری
non arcing lightning arrester U برقگیر بی جرقه
gas discharge arrester U برقگیر تخلیه گازی
electrolytic lighnting arrester U برق گیر الکترولیتی
lightning arrester relay U رله برقگیر
magnetic blow out arrester U برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
comb lightning arrester U برقگیر شانهای
aluminium cell lightning arrester U برق گیر الومینیمی
in gear U اماده حرکت
get in gear [get into gear] <idiom> U بعد از مدتی دوباره سررشته امور را به دست گرفتن.
to gear down U باعوض کردن دنده کندکردن
to gear up U باعوض کردن دنده تندکردن
to go out of gear U خراب شدن
out of gear U خراب
out of gear U ازهم سواشده
to go out of gear U مختل شدن ازکارافتادن
gear in U درگیری دو چرخ دنده
gear in U درگیر شدن
out of gear U ازدنده بیرون افتاده
gear U جعبه دنده
gear U پوشانیدن
gear U کردن اماده کارکردن
gear U پوشش دنده دار
gear U افزار
gear U ادوات
gear U اسباب لوازم
gear مجموع چرخهای دنده دار
gear چرخ دنده
gear دنده
gear U الات جامه
gear U ابزار وسایل لباس مخصوص
in gear U اماده
in gear U دایر
gear U انتقال دادن
planetary gear U جعبه دنده خورشیدی
landing gear U عراده هواپیما وسایل فرود امدن
oil gear U جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
reduction gear U جعبه دنده تبدیل سرعت
reduction gear U جعبه دنده کاهنده سرعت
reduction gear U چرخ دنده کاهنده
rocker gear U تنظیم جاروبک
landing gear U چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
running gear U قسمت حرکت کننده ماشین
mess gear U جعبه فروف سرباز یا مسافر
landing gear U ارابه فرود
planetary gear U دنده خورشیدی
low gear U دنده کندکن
mess gear U وسایل نظافت نهارخوری
loose gear U چرخ دندانه هرزگرد
nose gear U قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
spiral gear U چرخ دنده حلزونی
pull gear U چرخ دنده بالابر
herringbone gear U چرخ دندانه جناغی
high gear U دنده قوی خودرو
mess gear U وسایل غذاخوری
hoisting gear U چرخ دنده بالابر
planetary gear U چرخ دنده سیارهای
spur gear U چرخ دندانه دار
worm gear U چرخ دنده حلزونی
gear wheels U چرخ های دندانه دار
gear cable U کابلچرخدنده
gear housing U پوششچرخدنده
riot gear U نوعیلباسخاصپلیسضدآشوب
get one's rear in gear <idiom> U عجله کردن
high gear <idiom> U آخر سرعت
gear box U جعبه دنده گیرباکس
gear shift U دسته دنده اتومبیل
gear lever U دسته دنده اتومبیل
gear stick U دسته دنده اتومبیل
bathing gear U لوازم شنا [حمام]
bathing gear U لباس شنا [حمام]
gear wheels U چرخ دنده ها
worm gear U دنده حلزونی پیچ حلزونی
worm gear U دنده مورب
worm gear U دنده مارپیچی
spur gear U دنده ملخی
spur gear U دنده مهمیزی دنده خاردار
steering gear U دنده فرمان
steering gear U دنده سکان
steering gear U جعبه دنده فرمان
steering gear U جعبه فرمان
step up gear U چرخ دنده افزاینده
sun gear U چرخ دنده خورشیدی
switch gear U وسیله اتصال
synchromesh gear U گیربکس سنکرون
timing gear U چرخ دنده میل بادامک
training gear U گردونه در سمت
transmission gear U چرخ دنده انتقال
tumble gear U چرخ واسطه
tumble gear U چرخ دنده واسطه
valve gear U مکانیزمی که برای بحرکت دراوردن سوپاپهای موتورپیستونی
helical gear U چرخ دنده حلزونی
reverse gear U دنده معکوس
crown gear U چرخ دنده محدب
differential gear U دنده عقب اتومبیل
driving gear U چرخ دنده محرک
change gear U چرخ دندانه تبدیل
elevating gear U چرخ دندانه بالابر
elevator gear U گردونه در ارتفاع
exhaust gear U چرخ دندانه خروجی
external gear U تاج دندانه خارجی
fishing gear U اسباب ماهیگیری
flight gear U لباس پرواز
four gear drive U گیربکس چهار دنده
foxer gear U صداساز
foxer gear U وسیله تولید صدا
fuse gear U متعلقات فیوز
gear arrangment U نظم و ترتیب درگیری دو چرخ دنده
gear assembly U مجموعه چرخ دنده ها
crank gear U چرخ دنده سر میل لنگ
control gear U دستگاه کنترل
arresting gear U دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
arresting gear U قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
back gear U یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
beaching gear U سرسره قایق
beaching gear U وسایل به ساحل کشیدن ناو
bell gear U چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
bevel gear U دنده مورب
bevel gear U دنده کرامویل
bevel gear U چرخ دنده مخروطی
bevel gear U چرخ دندانه مخروطی
breathing gear U ماسک تنفسی
breathing gear U وسیله تنفسی
chaffing gear U وسایل ضد ساییدگی
chaffing gear U وسایل ضد سایش
compasition gear U چرخ دنده مرکب
gear blank U چرخ دنده کار نکرده
gear box U جعبه دنده
head gear U کلاه تمرین بوکس
gear guard U جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
gear level U تبدیل کردن
gear level U دسته دنده
gear pump U پمپ دندهای
gear pump U پمپ روغن دندهای
gear quadrant U ماهک جعبه دنده
gear ratio U نسبت چره دنده ها
gear ratio U نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
head gear U پوشش سر
gear wheel U چرخ دندانه دار
gear wheel U چرخ دنده
head gear U روسری
gear grinder U ماشین پرداخت چرخ دنده
gear box U گیربکس
gear cluster U مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear cutter U فرز
gear case U پوسته جعبه دنده
gear cutter U دنده تراش
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
gear friction U اصطکاک چرخ دنده
gear case U جعبه دنده
gear brake U ترمز سیستم انتقال
internal gear pump U پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
gear change box U گیربکس
hour angle gear U ساعتدندهدارگوشهای
main landing gear U ترمزاصلیفرود
nose landing gear U ترمزفروددماغه
aircraft arresting gear U جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
The car is in the reverse gear. U اتو موبیل توی دنده عقب است
speed reduction gear U جعبه دنده کاهنده سرعت
gear change box U جعبه تعویض دنده
fixed-gear bicycle U دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
front landing gear U ترمزجلوییفرود
automobile gear transmission U گیربکس اتومبیل
gear transmission ratio U نسبت دنده گیربکس
back gear shaft U محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
bevel gear drive U جعبه دنده مخروطی
accessory gear box جعبه چرخدنده فرعی
change gear mechanism U مکانیزم چرخ دندانه تبدیل
magnetic gear shift U دسته دنده مغناطیسی
low supercharger gear U دور کم سوپرشارژر درموتورهای پیستونی که معمولا بصورت اتوماتیک توسط یک فشارسنج کنترل میشود
switch gear cabinet U قفسه کلیدها
switch gear cabinet U شالت شرانک
divided landing gear U ارابه فرود ثابت که هیچ محور افقی بین چرخهای ان وجود ندارد
double helical gear U چرخ دندانه مارپیچی دوبل
steering gear housing U بدنه جعبه فرمان
gear friction losses U تلفات اصطکاکی جعبه دنده
eight speed gear drive U گیربکس هشت دنده
gear lubricant oil U روغن گیربکس
bevel gear grinder U دستگاه سنگ چرخ دندانه مخروطی
worm gear mechanism U مکانیزم چرخ دنده حلزونی
starter gear ring U چرخ دنده استارتر
bevel gear generator U ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
bevel gear planer U دستگاه رنده چرخ دندانه مخروطی
bevel gear hob U دستگاه فرز غلطکی چرخ دندانه مخروطی
air operated tipping gear U چرخ دندهای که با فشار هوابه کار میافتد
helical tooth bevel gear U چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
magnetic anomaly detection gear U دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
hand brake gear housing U دستهترمزموتورکابین
bell type distributing gear U زنگ کوره بلند
variable speed gear drive U گیربکس قابل تنظیم
steering column gear change U اتصال چرخ دنده فرمان
automatic gear cutting machine U ماشین فرز چرخ دندانه
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back. U بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com