English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
arc elasticity of demand U کشش کمانی تقاضا
arc elasticity of demand U عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
arc elasticity of demand U /
arc elasticity of demand U *
arc elasticity of demand U = Eنسبت فوق نسبت مقدار تقاضابه قیمت کالاست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
cross elasticity of demand U کشش متقاطع تقاضا
cross elasticity of demand U درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
cross elasticity of demand U *
cross elasticity of demand U = Eab
demand elasticity U کشش تقاضا
demand elasticity U درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
elasticity of demand U کشش تقاضا
income elasticity of demand U کشش
income elasticity of demand U درامدی تقاضا
income elasticity of demand U تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
price elasticity of demand U کشش قیمتی تقاضا
Other Matches
zero elasticity U کشش صفر
elasticity U ارتجاعی
elasticity U جهمندی کشسانی
elasticity U برجهندگی
elasticity U خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
elasticity U جهندگی
elasticity U نوانی
elasticity U خاصیت فنری
elasticity U کشسانی
elasticity U قوه ارتجاع الاستیسیته
elasticity U قابلیت ارتجاع
zero elasticity U بدون کشش
elasticity U حساسیت
elasticity U الاستیسیته
elasticity U قابلیت ارتجاعی
elasticity U کشش
elasticity U کشواری
elasticity modulus U ضریب کشسانی
elasticity coefficient U ضریب کشش
coefficient of elasticity U ضریب حساسیت
modulus of elasticity U مدول الاستیسیته
modulus of elasticity U ضریب ارتجاعی
elasticity of substitution U کشش جانشینی
elasticity of production U کشش تولید
elasticity of supply U کشش عرضه
limit of elasticity U حد کشسانی
coefficient of elasticity U ضریب کشش
limit of elasticity U حد ارتجاعی
coefficient of elasticity U ضریب کشسانی
unit elasticity U کشش واحد
modulus of elasticity U ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
modulus of elasticity U ضریب شکل
point elasticity U کشش نقطهای
price elasticity U کشش قیمت
price elasticity U حساسیت قیمت
modulus of elasticity U ضریب برجهندگی
modulus of elasticity U مدول نوانی
modulus of elasticity U ضریب کشسانی
price elasticity of supply U کشش قیمتی عرضه
shear modulus of elasticity U ضریب کشسانی برینشی
modulus of elasticity in shear U ضریب ارتجاعی برشی
elasticity of factor substitution U وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
elasticity of factor substitution U کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
modulus of elasticity in shear U ضریب کشسانی در برش
shear modulus of elasticity U ضریب ارتجاعی برشی
bulk modulus of elasticity U ضریب کشسانی حجمی
coefficient of cross elasticity U ضریب کشش متقاطع
on demand U بنا به تقاضا
on demand U به در خواست به مجرد تقاضا
demand U تقاضا کردن
demand U درخواست کردن
demand U خواست
demand U یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demand U تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demand U تقاضا برای انجام چیزی
demand U تقاضای خرید کالا
demand U درخواست
demand U مطالبه تقاضا کردن
demand U مطالبه
demand U پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demand U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demand U انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demand U تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand U نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand U نیاز احتیاج
demand U تقاضا
demand [of] U درخواست [خواست] [طلب] [تقاضا] [از]
on demand U عندالمطالبه
demand U تقاضا کردن تقاضا
demand U طلب
demand U درخواست مطالبه
demand U خواستارشدن
demand U نیاز
demand U احتیاج
demand U مطالبه کردن
demand U نیاز
to be in demand U طالب داشتن
to be in demand U خریدارداشتن مطلوب بودن
maximum demand U تقاضای بیشینه
market demand U تقاضای بازار
inelastic demand U تقاضای بی کشش
maximum demand U پیک بار
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
law of demand U قانون تقاضا
joint demand U تقاضای مشترک
inelastic demand U تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
inelastic demand U تقاضای غیر حساس
maximum demand U بار پیک
maximum demand U بار حداکثر
measurement of demand U اندازه گیری تقاضا
to meet a demand U تقاضایی را براوردن
total demand U تقاضای کل
we demand p in our contract U ما صراحت ودقت در قراردادمی خواهیم
To demand ones right. To get ones due. U حق کسی را خواستن ( گرفتن )
to make a demand on somebody U مطالبه کردن از کسی
information on demand U اطلاعات با تقاضا
supply and demand U عرضه و تقاضا
measurement of demand U تخمین تقاضا
offer and demand U عرضه و تقاضا
national demand U تقاضای ملی
within three days of demand U در طی سه روز پس از تقاضا
payable on demand U پرداخت عندالمطالبه
peak demand U حداکثر تقاضا
peak demand U بیشترین تقاضا
planned demand U تقاضای برنامه ریزی شده
quantity of demand U مقدار تقاضا
replacement demand U نیازمندیهای جایگزینی تقاضای جایگزینی پرسنل
change in demand U تغییر تقاضا
demand note U سفته
demand note U مطالبه نامه
demand meter U تقاضاسنج
demand management U مدیریت تقاضا
demand function U تابع تقاضا
demand frequency U نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
demand forecast U پیش بینی تقاضا
demand for payment U تقاضای پرداخت
demand note U چک تمسک
demand paging U در سیستم ذخیره مجازی انتقال یک صفحه از حافظه به حافظه واقعی به هنگام نیازمندی است
demand satisfaction U تحویل اماد مورد نیاز
demand satisfaction U تحویل درخواستها
demand report U گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
demand processing U پردازش بر اساس نیاز
demand price U حداکثر قیمتی که خریداران کل را در بازار بخصوص جذب میکند
demand pattern U الگوی تقاضا
demand paging U صفحه بندی تقاضا
demand paging U صفحه بندی مورد نیاز
money demand U تقاضا برای پول
demand for money U تقاضا برای پول
demand code U شماره رمزبرگ درخواست
demand code U رمز درخواست
demand accommodation U تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
demand accommodation U تعدیل درخواستها
composite demand U تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
composite demand U تقاضای مرکب
complementary demand U تقاضای تکمیلی
complementary demand U تقاضای مکمل
demand curve U منحنی تقاضا
demand factors U پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
demand factors U جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
demand factors U عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
demand factors U عوامل تقاضا
demand factor U ضریب تقاضا
demand deposit U سپرده جاری
demand deposit U سپرده دیداری
demand deposit U سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
demand schedule U جدول تقاضا
demand shift U جابجائی تقاضا
effective demand U تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند
final demand U تقاضای نهائی
elastic demand U تقاضای کشش دار
factor demand U تقاضای عوامل
elastic demand U تقاضای انعطاف پذیر
financed demand U احتیاجاتی که تامین اعتبارشده اند نیازمندیهایی که هزینه ان پرداخت شده
excess demand U فزونی تقاضا
elastic demand U حساس
excess demand U درخواست مازاد
energy demand U مطالبه انرژی
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
excess demand U تقاضای بیش از حد
excess demand U تقاضای زیادی مازاد تقاضا
effective demand U تقاضای موثر
aggregate demand U تقاضای کل
demand surface U سطح تقاضا
demand side U طرف تقاضا
demand side U ستون تقاضا
demand shift U تغییر تقاضا
derived demand U تقاضای مشتق شده
elastic demand U تقاضای با کشش
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
demand shift U انتقال تقاضا
demand surface U میزان تقاضا
aggregate demand function U تابع تقاضای کل
To demand prompt payment. U تقاضای پرداخت فوری کردن
law of supply and demand U قانون عرضه و تقاضا
by popular [demand] request U درخواست توده پسند
aggregate market demand U تقاضای کل بازار
chemical oxygen demand U نیاز شیمیایی اکسیژن
biological oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
kinked demand curve U و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
marginal demand price U قیمت تقاضای نهائی
biochemical oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
demand and supply market U بازار عرضه و تقاضا
excess demand inflation U تورم ناشی از مازاد تقاضا
individual demand schedule U جدول تقاضای فردی
pressure demand regulator U رگولاتورتنظیمفشار
market demand schedule U صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
shift of a demand curve U انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
individual demand schedule U صورت کالاهایی که یک فرد در یک مدت معین حاضر به خریدانها باشد
demand oriented pricing U قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
demand oxygen system U سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
precautionary demand for money U تقاضای احتیاطی برای پول تقاضا برای پول بمنظورانگیزه احتیاطی
perfectly inelastic demand U تقاضای کاملا بی کشش
perfectly elastic demand U تقاضای کاملا با کشش
demand pull inflation U تورم ناشی از فشار تقاضا
speculative demand for money U تقاضای سفته بازی برای پول
speculative demand for money U تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
maximum demand pointer U عقربه مصرف حداکثر
transaction demand for money U تقاضای معاملاتی برای پول تقاضا برای پول بمنظورمبادلات
maximum power demand U مصرف حداکثر
maximum demand indicator U کنتور بار پیک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com