Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
approach gradient
U
شیب گرایش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
approach approach conflict
U
تعارض گرایشی- گرایشی
gradient
U
زینه
gradient
U
نشیب
gradient
U
شیبدار
gradient
U
درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
gradient
U
میزان شیب
gradient
U
مدرج متحرک
gradient
U
افت حرارت
gradient
U
افت
gradient
U
گرادیان
[ریاضی]
gradient
U
گرادیان
gradient
U
شیب دار سالک
gradient
U
درخور راه رفتن
gradient
U
سطح شیب دار
gradient
U
شیو
[ریاضی]
gradient
U
شیب
gradient
U
خیز
hydraulic gradient
U
شیب هیدرولیک
line of most gradient
U
خط بزرگترین شیب
physiological gradient
U
شیب فیزیولوژیکی
potential gradient
U
شیب پتانسیل
potential gradient
U
گرادیان ولتاژ
voltage gradient
U
شیب پتانسیل
voltage gradient
U
شیب ولت,
hydraulic gradient
U
شیب ابی
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
avoidance gradient
U
شیب اجتناب
concentration gradient
U
گرادیان غلظت
concentration gradient
U
شیب غلظت
energy gradient
U
شیب خط انرژی
geothermal gradient
U
گرادیان دمای زمین
geothermal gradient
U
شیب دمای زمین
goal gradient
U
شیب هدف
voltage gradient
U
گرادیان ولتاژ
thermal gradient
U
گرادیان دما
pressure gradient
U
گرادیان فشار
stimulus gradient
U
شیب محرک
temperature gradient
U
تغییر درجه حرارت با زیادشدن عمق اب دریا
potential gradient
U
شیب ولت,
temperature gradient
U
گرادیان دما
gradient elution analysis
U
تجزیه شویشی گرادیانی
vertical pressure gradient
U
تغییر فشار اتمسفری در واحدتغییر ارتفاع
to approach something
U
نزدیک آمدن به چیزی
to approach something
U
نزدیک شدن به چیزی
to approach
U
به طرف کسی رفتن برای برخورد
to approach somebody
[something]
U
نزدیک شدن به کسی
[چیزی]
to approach one another
U
به هم نزدیک شدن
[همچنین اصطلاح مجازی]
to approach somebody
[something]
U
نزدیک آمدن به کسی
[چیزی]
to approach somebody
[something]
U
به سمت کسی
[چیزی]
رفتن
to approach
U
به طرف کسی رفتن
approach
U
برداشت روش
approach
U
پرواز هواپیما درست قبل ازفرود
approach
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
approach
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approach
U
دورخیز
approach
U
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approach
U
رسیدن
approach
U
حرکت به سمت جلو
approach
U
معبر
approach
U
نزدیک امدن معبر
approach
U
مشی
approach
U
برخورد
approach
U
شیوه
approach
U
نزدیک شدن
approach
U
رویکرد
approach
U
دیدگاه
approach
U
مسیر فرود
approach
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
radio approach
U
دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
radio approach
U
دستگاه تقرب رادیویی
quantitative approach
U
دیدگاه کمی
quantitative approach
U
روش کمی
approach chart
U
نقشه مسیر فرود
approach chart
U
نقشه تقرب هواپیما
approach clearance
U
اجازه فرود
approach clearance
U
اجازه تقرب
approach end
U
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
approach lane
U
مسیر تقرب
approach end
U
ابتدای باند فرود
approach formation
U
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
approach channel
U
کانال ورودی- نهر ورودی
systems approach
U
رویکرد نظام نگر
to approach
[a topic]
U
ذکر کردن
[موضوعی]
approach ramp
U
فرازورودی
power approach
U
تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
angle of approach
U
زاویه تقرب هواپیما
hump approach
U
برآمدگیکناری
angle of approach
U
زاویه فرود هواپیما
velocity of approach
U
سرعت متوسط اب هنگام رسیدن به تاج سرریز یا سد
underpass approach
U
نشیب پیوند
underpass approach
U
سرازیری پیوند
angle of approach
U
زاویه تند
angle of approach
U
زاویه حاده
approach lane
U
مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
approach wall
U
دیواره ورودی
covered approach
U
پیشروی پوشیده معابر مخفی
covered approach
U
راه نفوذی پوشیده
approach route
U
مسیرفرود به باند
expenditure approach
U
روش هزینه
expenditure approach
U
روش مخارج
final approach
U
مسیر نهایی فرود
final approach
U
مسیرنهایی فرود هواپیما
approach route
U
مسیر تقرب به باند
approach ramp
U
شیب ورودی
covered approach
U
مسیر پوشیده
counter approach
U
استحکامات متقابله
avenues of approach
U
معابر وصولی
avenues of approach
U
راههای نفوذی مسیرهای تقرب
approach transition
U
تبدیل ورودی
clinical approach
U
روش بالینی
commodity approach
U
بررسی بازار با مطالعه مسیرتولید تا مصرف
approach time
U
زمان نزدیک شدن به باند
approach time
U
زمان تقرب هواپیما
approach sequence
U
ترتیب توالی تقرب هواپیماها
approach schedule
U
برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
approach ramp
U
فرازای ورود
approach ramp
U
سربالائی ورودی
approach parapets
U
جان پناه دیوار
intrinsic approach
U
رهیافت سرشتی
intrinsic approach
U
رهیافت درونی
landing approach
U
مسیر تقرب
landing approach
U
مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
line of approach
U
راه وصول
line of approach
U
راه تقرب به دشمن
line of approach
U
مسیر تقرب یا فرود
approach line
U
خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
missed approach
U
فرود ناقص
intermediate approach
U
مسیر تقرب فرعی
initial approach
U
تقرب اولیه هواپیما
approach march
U
راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
approach line
U
خط تقرب به باند
missed approach
U
فرود اضطراری
information approach
U
روش کسب اطلاعات
initial approach
U
مسیر تقرب اصلی
approach avoidance conflict
U
تعارض گرایشی- اجتنابی
income and expenditure approach
U
مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
target approach point
U
اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
ground controled approach
U
دستگاه فرود خودکار هواپیما
ground controled approach
U
دستگاه تقرب خودکار
automatic approach and landing
U
روش کنترل خودکار سرعت ومسیر هواپیما در تقرب
closest point of approach
U
نزدیکترین نقطه گذر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com