English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
approach avoidance conflict U تعارض گرایشی- اجتنابی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
avoidance avoidance conflict U تعارض اجتنابی- اجتنابی
approach approach conflict U تعارض گرایشی- گرایشی
avoidance U پرهیز
avoidance U لغو
avoidance U طفره
avoidance U کناره گیری احتراز
avoidance U اجتناب
conflict U تعارض
conflict U کشاکش
conflict U کشمکش نبرد
conflict U برخورد
conflict U ناسازگاری تضاد
conflict U ناسازگار بودن مبارزه کردن
conflict U ستیزه
active avoidance U اجتناب فعال
avoidance gradient U شیب اجتناب
avoidance conditioning U شرطی کردن اجتنابی
avoidance clause U شرط لغو
avoidance behavior U رفتار اجتنابی
tax avoidance U اجتناب از پرداخت مالیات کاهش بدهی مالیاتی
action for avoidance U اقدام برای لغو
avoidance reaction U واکنش اجتنابی
terrain avoidance U ممانعت خودکار هواپیما ازنزدیک شدن به زمین
avoidance learning U یادگیری اجتنابی
avoidance of a contract U لغو یک قرارداد
confession and avoidance U به ان اضافه میکند
terrain avoidance U اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
confession and avoidance U باط ندارد و اثرش به سوداوست
basic conflict U تعارض بنیادی
conflict of lows U تعارض قوانین
intrapsychic conflict U تعارض درون روانی
interpersonal conflict U تعارض میان فردی
conflict of interest U برخورد منافع
conflict of laws U تعارض قوانین
conflict of lows U در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
economic conflict U برخورداقتصادی
font id conflict U اختلال شناسایی فونت
conflict of interest U تضاد منافع
mental conflict U تعارض روانی
role conflict U تعارض نقش
third area conflict U جنگ در منطقهای غیر ازسرزمین دو طرف جنگ مبارزه در کشور سوم
triangular conflict U تعارض سه وجهی
economic conflict U تضاد اقتصادی
conditioned avoidance response U پاسخ اجتنابی شرطی
approach U ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
to approach U به طرف کسی رفتن برای برخورد
to approach somebody [something] U نزدیک شدن به کسی [چیزی]
to approach somebody [something] U نزدیک آمدن به کسی [چیزی]
to approach somebody [something] U به سمت کسی [چیزی] رفتن
to approach U به طرف کسی رفتن
to approach something U نزدیک آمدن به چیزی
to approach something U نزدیک شدن به چیزی
to approach one another U به هم نزدیک شدن [همچنین اصطلاح مجازی]
approach U شیوه
approach U حرکت به سمت جلو
approach U رسیدن
approach U دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approach U دورخیز
approach U فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approach U پرواز هواپیما درست قبل ازفرود
approach U معبر
approach U نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach U مسیر فرود
approach U نزدیک امدن معبر
approach U نزدیک شدن
approach U مشی
approach U برخورد
approach U برداشت روش
approach U رویکرد
approach U دیدگاه
missed approach U فرود ناقص
angle of approach U زاویه تند
line of approach U مسیر تقرب یا فرود
angle of approach U زاویه حاده
missed approach U فرود اضطراری
approach chart U نقشه مسیر فرود
line of approach U راه وصول
landing approach U مسیر نشستن هواپیما مسیر پیاده شدن به ساحل
landing approach U مسیر تقرب
intrinsic approach U رهیافت درونی
intrinsic approach U رهیافت سرشتی
approach channel U کانال ورودی- نهر ورودی
power approach U تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
quantitative approach U روش کمی
quantitative approach U دیدگاه کمی
to approach [a topic] U ذکر کردن [موضوعی]
hump approach U برآمدگیکناری
velocity of approach U سرعت متوسط اب هنگام رسیدن به تاج سرریز یا سد
underpass approach U نشیب پیوند
underpass approach U سرازیری پیوند
line of approach U راه تقرب به دشمن
angle of approach U زاویه تقرب هواپیما
systems approach U رویکرد نظام نگر
angle of approach U زاویه فرود هواپیما
radio approach U دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
radio approach U دستگاه تقرب رادیویی
intermediate approach U مسیر تقرب فرعی
approach time U زمان تقرب هواپیما
approach ramp U سربالائی ورودی
approach parapets U جان پناه دیوار
approach march U راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
approach line U خط تقرب به باند
clinical approach U روش بالینی
commodity approach U بررسی بازار با مطالعه مسیرتولید تا مصرف
approach line U خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
approach lane U مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
approach lane U مسیر تقرب
approach ramp U فرازای ورود
approach ramp U شیب ورودی
approach time U زمان نزدیک شدن به باند
approach transition U تبدیل ورودی
approach wall U دیواره ورودی
approach sequence U ترتیب توالی تقرب هواپیماها
avenues of approach U معابر وصولی
avenues of approach U راههای نفوذی مسیرهای تقرب
approach schedule U برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
approach route U مسیرفرود به باند
approach route U مسیر تقرب به باند
approach gradient U شیب گرایش
approach formation U صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
expenditure approach U روش هزینه
approach chart U نقشه تقرب هواپیما
final approach U مسیرنهایی فرود هواپیما
final approach U مسیر نهایی فرود
expenditure approach U روش مخارج
information approach U روش کسب اطلاعات
approach clearance U اجازه فرود
approach ramp U فرازورودی
covered approach U راه نفوذی پوشیده
covered approach U پیشروی پوشیده معابر مخفی
covered approach U مسیر پوشیده
counter approach U استحکامات متقابله
initial approach U مسیر تقرب اصلی
approach clearance U اجازه تقرب
approach end U نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
initial approach U تقرب اولیه هواپیما
approach end U ابتدای باند فرود
income and expenditure approach U مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
ground controled approach U دستگاه فرود خودکار هواپیما
ground controled approach U دستگاه تقرب خودکار
closest point of approach U نزدیکترین نقطه گذر
target approach point U اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
automatic approach and landing U روش کنترل خودکار سرعت ومسیر هواپیما در تقرب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com