Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
application oriented
U
کاربرد گرا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
application oriented language
U
زبان کاربردی
Other Matches
oriented
U
گرویده
oriented
U
متمایل به
oriented
U
جهت دار
problem oriented
U
مسئله گرا
procedure oriented
U
رویه گرا
sense oriented
U
حس گرا
software oriented
U
نرم افزارگرا
task oriented
U
تکلیف گرا
transaction oriented
U
تراکنش گر
object oriented
U
استفاده میکند
object oriented
U
استفاده میکند تا شکل تصویر را شرح دهد به جای اینکه در شکل پیکس ایجاد کند
object oriented
U
تصویری که از بردارهای تعریف
machine oriented
U
ماشین گرا
computer oriented
U
کامپیوتر گرا
goal oriented
U
هدف گرا
byte oriented
U
لقمه گرا
market oriented
U
بازاری
area oriented
U
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
market oriented
U
در جهت بازار
mission , oriented
U
لازم برای انجام ماموریت ضروری برای انجام ماموریت
motor oriented
U
حرکت گرا
object oriented
U
روش برنامه نویسی مثل ++C که هر قطعه برنامه به عنوان یک شی که در ارتباط با سایر اشیا است در برنامه به کار می رود
goal oriented
U
مقصد گرا
target-oriented
<adj.>
U
مقصد گرا
goal-oriented
<adj.>
U
هدف گرا
target-oriented
<adj.>
U
هدف دار
target-oriented
<adj.>
U
هدف گرا
goal-oriented
<adj.>
U
هدف دار
goal-oriented
<adj.>
U
مقصد گرا
future-oriented
<adj.>
U
آینده گرا
object oriented
U
زبان برنامه نویسی که برای برنامه نویس شی گرا مثل C++ به کار می رود
future-oriented
<adj.>
U
پایدار
[نسبت به آینده]
human oriented language
U
زبان ارایش یافته بشری
problem oriented language
U
زبان مسئله گرا
demand oriented pricing
U
قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
character oriented protocol
U
پروتکل با گرایش کاراکتری پروتکل کاراکترگرا
machine oriented language
U
زبان ماشین گرا
magazines computer oriented
U
مجلات کامپیوتری
competition oriented pricing
U
قیمت گذاری رقابت امیز
word oriented computer
U
کامپیوتر کلمه گرا
user oriented language
U
زبان استفاده کننده گرا
procedure oriented language
U
زبان رویه گرا
problem oriented language
U
زبان باگرایش مسئله
object oriented programming
U
برنامه نویسی مقصود گرا
object oriented graphics
U
نگاره سازی موضوعی
computer oriented language
U
زبان کامپیوترگرا
transaction oriented processing
U
پردازش تغییرگرا
object oriented programming language
U
زبان برنامه نویسی موضوعی
record oriented database management
U
برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی
action oriented management report
U
گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
table oriented database management progr
U
برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
application
[for something]
U
درخواست نامه
[برای چیزی]
application
U
پیشنهاد
on application
U
در زمان
[حالت]
درخواست
application
U
معمولا به صورت نوشته
application
U
اجرا
application
U
درخواست نامه پشت کار
application
U
استعمال
application
U
کاربرد استفاده
application
U
کاربرد
application
U
اعمال
application
U
موارد استعمال
application
U
تقاضای کار
application
U
به کار گماردن استخدام کردن به کار بردن
application
U
درخواست
application
U
فرم تقاضا
application
U
تقاضا برای چیز
application
U
کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند
application
U
برنامه کاربردی استفاده
application
U
عرضحال
to grant an application
U
درخواست نامه ای را پذیرفتن
Application may be filed by ...
U
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
application
[applicability]
U
سودمندی
application
[applicability]
U
مقبولیت
application
[applicability]
U
عملی بودن
application
[applicability]
U
قابلیت استفاده
application
[applicability]
U
قابلیت اجرا
application expenses
U
هزینه های درخواستنامه
[درخواست کار]
application papers
U
مدارک درخواستنامه
application documents
U
مدارک درخواستنامه
application credentials
U
مدارک درخواستنامه
to withdraw an application
U
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
application
[applicability]
U
مفیدبودن
field of application
U
میدان کاربرد
application programming
U
برنامه نویسی کاربردی
application programmer
U
برنامه نویس کاربردی
outward application
U
استعمال برونی یا خارجی
application program
U
برنامه کاربردی
application package
U
بسته کاربردی
application of load
U
فرود بار کاربرد نیرو
application programs
U
برنامههای کاربردی
application software
U
programs application
credit application
U
تقاضای گشایش اعتبار
application years
U
مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
microcompouter application
U
کابردهای ریزکامپیوتر
application years
U
عمر مفید یک دستگاه
application study
U
بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
nontransactional application
U
برنامه کاربردی غیر ثبت وضبطی
application study
U
بررسی پذیرش اماد
application software
U
نرم افزار کاربردی
application of load
U
کاربرد بار
transactional application
U
برنامه کاربردی ثبت و ضبط
application for loan
U
تقاضای وام
vertical application
U
برنامه کاربردی عمودی
application form
U
برگ درخواست
application heap
U
پشته کاربردی
written application
U
تقاضانامه
application heap
U
حافظه پایه
brush application
U
رنگزنی با قلم مو
application of a force
U
کاربرد نیرو
standby application
U
کاربرد جانشین
application of a force
U
فرود نیرو
application of fire
U
اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش
client based application
U
برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
FI'll in the job application form.
U
این برگ درخواست کاررا پرکنید
compressive load application
U
بار فشاری
to make an application
[to apply]
U
درخواست کردن
to reject
[refuse]
an application
U
درخواست نامه ای را رد کردن
systems application architecture
U
معماری کاربردی سیستم ها
application of low to instances
U
تطبیق قانون با موارد
server based application
U
برنامه کاربرد شبکه
point of application of a force
U
نقطه فرود نیرو
application program interface
U
میانجی یا رابط برنامه کاربردی
mail application programming interface
U
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
subsequent filing
[application, documents]
U
ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
mail application programming interface
U
مجموعه استانداردها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com