Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
application of load
U
کاربرد بار
application of load
U
فرود بار کاربرد نیرو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
compressive load application
U
بار فشاری
Other Matches
application
U
پیشنهاد
application
U
عرضحال
application
U
تقاضا برای چیز
application
U
معمولا به صورت نوشته
application
U
کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند
application
U
برنامه کاربردی استفاده
on application
U
در زمان
[حالت]
درخواست
application
[for something]
U
درخواست نامه
[برای چیزی]
application
U
فرم تقاضا
application
U
کاربرد
application
U
کاربرد استفاده
application
U
استعمال
application
U
درخواست نامه پشت کار
application
U
درخواست
application
U
اجرا
application
U
به کار گماردن استخدام کردن به کار بردن
application
U
تقاضای کار
application
U
موارد استعمال
application
U
اعمال
application of fire
U
اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش
application of a force
U
فرود نیرو
application of a force
U
کاربرد نیرو
application heap
U
حافظه پایه
application form
U
برگ درخواست
written application
U
تقاضانامه
vertical application
U
برنامه کاربردی عمودی
transactional application
U
برنامه کاربردی ثبت و ضبط
application
[applicability]
U
مفیدبودن
outward application
U
استعمال برونی یا خارجی
nontransactional application
U
برنامه کاربردی غیر ثبت وضبطی
microcompouter application
U
کابردهای ریزکامپیوتر
application for loan
U
تقاضای وام
application heap
U
پشته کاربردی
application oriented
U
کاربرد گرا
credit application
U
تقاضای گشایش اعتبار
field of application
U
میدان کاربرد
application years
U
مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
application years
U
عمر مفید یک دستگاه
application study
U
بررسی امکان کاربرد اقلام جدید اماد
application study
U
بررسی پذیرش اماد
application software
U
نرم افزار کاربردی
application software
U
programs application
application programming
U
برنامه نویسی کاربردی
application programmer
U
برنامه نویس کاربردی
application program
U
برنامه کاربردی
application package
U
بسته کاربردی
brush application
U
رنگزنی با قلم مو
application
[applicability]
U
مقبولیت
application credentials
U
مدارک درخواستنامه
standby application
U
کاربرد جانشین
Application may be filed by ...
U
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
to withdraw an application
U
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
application documents
U
مدارک درخواستنامه
application
[applicability]
U
عملی بودن
application
[applicability]
U
قابلیت استفاده
application
[applicability]
U
قابلیت اجرا
application expenses
U
هزینه های درخواستنامه
[درخواست کار]
application papers
U
مدارک درخواستنامه
to grant an application
U
درخواست نامه ای را پذیرفتن
application programs
U
برنامههای کاربردی
application
[applicability]
U
سودمندی
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
application program interface
U
میانجی یا رابط برنامه کاربردی
to make an application
[to apply]
U
درخواست کردن
point of application of a force
U
نقطه فرود نیرو
systems application architecture
U
معماری کاربردی سیستم ها
application oriented language
U
زبان کاربردی
server based application
U
برنامه کاربرد شبکه
application of low to instances
U
تطبیق قانون با موارد
to reject
[refuse]
an application
U
درخواست نامه ای را رد کردن
client based application
U
برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
FI'll in the job application form.
U
این برگ درخواست کاررا پرکنید
mail application programming interface
U
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
subsequent filing
[application, documents]
U
ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
mail application programming interface
U
مجموعه استانداردها
load and go
U
بار کنش و اجراء
useful load
U
فرفیت مفید
get a load of
<idiom>
U
دیدن چیزی
useful load
U
بار مفید
to load off
U
خالی کردن
to load off
U
بار اندازی کردن
able to take a load
<adj.>
U
بار پذیر
over load
U
اضافه بار
off load
U
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
load and go
U
بارکنش و اجرا
load
U
فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
load
U
فشنگ گذاری
load
U
فشنگ
load
U
محموله
load
U
بارگیری کردن
load
U
بار زدن
load
U
خشاب
load
U
بارگیری مهمات
load
U
شارژ کردن
load
U
بار فشار
load
U
قرار دادن دیسک یا نوار در کامپیوتر تا اجرا شود
load
U
انتقال فایل یا برنامه از دیسک یا نوار به حافظه اصلی
load
U
استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
load
U
تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
load
U
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load
U
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
load
U
بار کردن داده ترتیبی در محلهای نامتمادی حافظه
load
U
فرفیت بارگیری
load
U
فرفیت
load
U
کاری که باید انجام شود
load
U
بارمهمات هواپیما
load
U
پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load
U
فیلم
load
U
سنگین کردن
load
U
بار
load
U
عملکردماشین یا دستگاه
load
U
گرانبارکردن
load
U
بار کردن پر کردن
load
U
کوله بار
load
U
فشار مسئولیت
load
U
بارالکتریکی
load
U
عمل پرکردن تفنگ باگلوله
load
U
گذاشتن
load
U
بار گیری شدن
load
U
بارزدن
load
U
خرج گذاری کردن
load
U
ذخیره گذاری کردن
load
U
بار کردن
load
U
نیرو
load
U
بار داشتن
load
U
بار خارجی
load
U
تفنگ یا سلاحی را پرکردن
peak load
U
حداکثر بار
peak load
U
بحبوحه مصرف
peak load
U
بار قلهای
pulsating load
U
بار ضربهای
pay load
U
فرفیت مفید وسیله نقلیه
pay load
U
اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
pay load
U
فرفیت ترابری
on load speed
U
سرعت بار
off centre load
U
بار خارج از مرکز
pay load
U
بارمفید
allowable load
U
بار مجاز
peak load
U
بار خارجی بیشینه
proof load
U
بار ازمایشی
prescribed load
U
بار مهمات مجاز
pre load
U
بار اولیه
pre load
U
پیش بار
pre load
U
بار کردن مقدماتی
point load
U
بار نقطهای
platform load
U
بار کف دار
platform load
U
بار سکودار
platform load
U
بار اماده برای بارریزی هوایی
permissible load
U
بار مجاز
permanent load
U
بار دائمی
peak load
U
بار پیک
peak load
U
بار حداکثر
prescribed load
U
بار مجاز
radial load
U
بار عرضی
non reactive load
U
بار خارجی ناخودالقا
maximum load
U
بار حداکثر
external load
U
بار خارجی
alternating load
U
بار متناوب
lodestaror load
U
ستاره راهنما راهنما
lodestaror load
U
ستاره قطبی
load variation
U
تغییر بار
load variation
U
نوسان بار
load time
U
زمان بارکردن
load test
U
ازمایش بار
load test
U
ازمون بار گذاری
load test
U
ازمایش با بار خارجی
load voltage
U
ولتاژ بار
maximum load
U
بار گذاری حداکثر
allowable load
U
بارقابل قبول
mission load
U
اماد عملیاتی
non inductive load
U
بار خارجی ناخودالقا
nominal load
U
بار اسمی
nominal load
U
بار خارجی اسمی
no load voltage
U
ولتاژ بی باری
no load torque
U
گشتاور پیچشی بی باری
no load switching
U
سوئیچینگ بی باری
no load speed
U
سرعت بی باری
no load loss
U
تلف یا تلفات بی باری
no load current
U
جریان بی باری
no load condition
U
حالت بی باری
travelling load
U
بار متحرک
mission load
U
بار مبنای عملیاتی
load tension
U
ولتاژ بار
reactive load
U
بار خارجی القایی
load-bearing
U
دیوار باربر
wartime load
U
بار مبنای ناو
variable load
U
بار متغیر
untimate load
U
بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
unitized load
U
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
unit load
U
واحد بار
unbalanced load
U
بار خارجی نامتوازن
ultimate load
U
بار نهایی
ultimate load
U
بار گسیختگی
type load
U
نوع مهمات هواپیما
type load
U
نوع بار مهمات
total load
U
بار کل
torsional load
U
بار پیچشی
wartime load
U
بار جنگی ناو
wheel load
U
فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
work load
U
کاربار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com