Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
alternate track
U
شیار متناوب
alternate track
U
شیار جایگزین
alternate track
U
شیار تغییرپذیر
alternate track
U
شیاراصلاح پذیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
alternate
U
یک درمیان
alternate
U
مجموعه دوم از حروف خاص که روی صفحه کلید موجودند
alternate
U
مسیر پبشتیبان در سیستم ارتباطی که در صورت مشکل استفاده میشود
alternate
U
آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
alternate
U
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate
U
چندین بار
alternate
U
کلید غیراصلی در فایل پایگاه داده ها
alternate
U
که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternate
U
برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره
alternate
U
متناوب کردن متناوب بودن
alternate
U
بنوبت انجام دادن
alternate
U
متبادل
alternate
U
یک درمیان امدن متناوب
alternate
U
عوض وبدل
alternate
U
راه کار فرعی
alternate
U
تعویض متناوب
alternate
U
یدکی
alternate
U
ذخیره
alternate to touch
U
نرمش کمر
alternate routing
U
مسیریابی اصلاح پذیر
alternate knot
U
گره یک در میان (نوعی گره تقلبی)
alternate aerodrome
U
فرودگاه یدکی
alternate routing
U
مسیریابی تغییرپذیر
alternate forms
U
شکلهای جانشین
alternate headquarters
U
قرارگاه یدکی
alternate position
U
موضع یدکی
alternate position
U
موضع فرعی
two way alternate operation
U
عملکرد متناوب دو طرفه عملکرد جانشین دوگانه
alternate routing
U
گزینش مسیر دیگر
alternate captain
U
کاپیتان ذخیره
alternate aerodrome
U
منطقه فرودیدکی
alternate traversing fire
U
اتش یدکی سمتی
alternate water terminal
U
بارانداز ابی موقت
alternate water terminal
U
باراندازابی یدکی
alternate traversing fire
U
اتش یدکی در سمت
alternate command authority
U
افسر جانشین فرمانده
alternate response test
U
ازمون دو گزینهای
alternate command authority
U
مقام جانشین فرماندهی
Every other day . On alternate days .
U
یکروز درمیان
loading on alternate spans
U
حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
alternate escort operating base
U
پایگاه عملیاتی یدکی یگانهای پاسور
i followed his track
U
ردپایش را گرفتم
to be on one's track
U
رد کسیرا گرفتن
to be on one's track
U
زاغ سیاه کسی راچوب زدن
to keep the track of something
U
ردچیزیراداشتن
one track
U
فقط در یک وهله
to keep the track of something
U
پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
track off
U
انحراف از مسیر تعقیب هدف رد شدن نقطه نشانی از روی هدف در نشانه روی
y track
U
سه راهی در خط اهن
one track
U
فاقد قوه ارتجاعی
one track
U
یک راهه
to be on one's track
U
مراقب حال کسی بودن
track down
<idiom>
U
جستجو کردن
keep track of
<idiom>
U
نگهداری یاداشت
track
U
دنبال کردن یک مسیر به درستی
off the track
U
بیرون
off the track
U
ازخط پی گم کرده
off the track
U
از موضوع پرت
one track
U
کوتاه فکر
track
U
توالی ردپاراگرفتن
track
U
شیار
track
U
مسیر
track
U
اثار
track
U
دنبال کردن
track
U
مسیرطی شده
track
U
ردیابی کردن
track
U
تعقیب مسیر کردن
track
U
لبه
track
U
باریکه
track
U
مسابقه دویدن
track
U
نشان
track
U
پی کردن
track
U
راه
track
U
خط اهن جاده
track
U
اثر
track
U
رد پا
track
U
پیگردی کردن
track
U
تسلسل
track
U
تعقیب کردن
track
U
در رهگیری هوایی یعنی " به نظر من هواپیمای دشمن روی مسیری است که داده شده است . "
track
U
ایز
track
U
راهچه
track
U
مسیر دو
track
U
ادامه گوی در مسیربولینگ
track
U
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track
U
با طناب کشیدن راه
track
U
تعداد شیارهای داده هم مرکز روی سطح دیسک در واحد اینچ
track
U
پیدا کردن
track
U
خط
track
U
جاده
track
U
زمین بازیهای میدانی
track
U
رد
track
U
ایز راه
track
U
خط سیر
track
U
یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
track
U
شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
track
U
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
yard track
U
ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
training track
U
مسیر تمرینی مسابقه اسبدوانی
track record
U
سابقه
cinder track
U
زمین دو
true track
U
تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
trick track
U
بازی تخته نردقدیمی
track tension
U
تنظیم شنی تانک
track down a person
U
رد پای کسی را گرفتن و او رادستگیر کردن
track meeting
U
مسابقه دوومیدانی
track mode
U
روش تعقیب هدف
track mode
U
روش تعقیب زمینی هواپیما به طورخودکار
track diagram
U
دیاگرام خط
track per inch
U
مقیاسی از تراکم ذخیره دیسکهای مغناطیسی
track pitch
U
فاصله شیار
track pitch
U
گام شیار درجه شیار
track production
U
شروع تعقیب هدف
track return
U
مدار برگشت
track production
U
فهور هدف
track spacing
U
فاصله بین تعقیبها
track telling
U
ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
track tension
U
کششی شنی
track density
U
تراکم شیار
track record
U
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track
[American E]
U
سکوی ایستگاه راه آهن
track shoe
U
عاج
warning track
U
منطقهجریمه
one-track mind
U
فردیکهتنهابهیکچیزعلاقمنداست
title track
U
قطعهموسیقیکهپسازنام آلبوم میآید
track meet
U
مسابقاتورزشی
lose track of
<idiom>
U
ازدست دادن تماس باکسی یاچیزی
off the beaten track
<idiom>
U
غیر عادی
one-track mind
<idiom>
U
تنها به یک چیز فکر کردن
inside track
<idiom>
U
سودبردن
to lose track
[of]
U
فراموش کنند
[یا دیگر ندانند]
که شخصی
[چیزی]
کجا است
music track
U
تیتر آهنگ
music track
U
تیتر موسیقی
[روی محیط ضبط صوت]
track number
U
زمانشمار
track link
U
اتصالشیار
track record
U
پیشینه
track records
U
سابقه
track records
U
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track records
U
پیشینه
bogie and track
U
مراحللاستیکسازی
curtain track
U
میلهپرده
exit track
U
خروجیخطآهن
locomotive track
U
مسیرلوکوموتیو
rail track
U
خطآهن
rail track
U
مسیرریل
rotating track
U
مسیر/خطدوار
running track
U
لبهدرحالحرکت
track frame
U
قالبشیار
track idler
U
شیارچرخ
track lighting
U
لامپشیار
track clearer
U
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
railway track
U
خط اهن
drop track
U
تعقیب موقوف
drop track
U
تعقیب را قطع کنید
feed track
U
شیار پیشبری
forklift track
U
جرثقیل
forklift track
U
منجنیق
forklift track
U
بیل مکانیکی
full track
U
شنی دار کامل
full track
U
تمام شنی خودرو تمام شنی
ground track
U
مسیر زمینی
half track
U
هاف تراک
half track
U
خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
hostile track
U
تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
hunter track
U
مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
double track
U
خط
double track
U
دو
railway track
U
مسیر راه اهن
banked track
U
پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
banking track
U
انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
bridle track
U
اسب رو
bridle track
U
ایز سوارکاران
bridle track
U
راه باریک
spur track
U
جاده فرعی
chain track
U
مسیر زنجیر
clock track
U
شیار زمان سنجی
crane track
U
جرثقیل خودکار
crane track
U
واگن بالابر مسیر عبور کفچه بالابر
creeper track
U
زنجیر خزشی
cycle track
U
راه دوچرخه رو
intended track
U
مسیر پیش بینی شده هواپیما
track circuit
U
مدار خط
the track of a comet
U
مسیر ستاره دنباله دار
timing track
U
شیار تنظیم وقت
track and field
U
وابسته به مسابقات دوصحرایی یا میدانی
to lay the track
U
ریل کشیدن
to lay the track
U
ریل گذاری کردن
to lay the track
U
خطاهن کشیدن
track and field
U
ه
track and field
U
چکش
track and field
U
دیسک و غیره
track and field
U
دو و میدانی
track ball
U
گوی نشان
track ball
U
گوی پیگردی گوی شیار
track bolt
U
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
track bond
U
ربط
the police are on his track
U
شهربانی اوراتعقیب میکند
primary track
U
شیار اصلی
seven track tape
U
نوار هفت شیاره
primary track
U
شیار اولیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com