Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 134 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
aircraft climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
climb corridor
U
دالان بالا کشیدن
corridor
U
راه سرپوشیده
corridor
U
دالان
corridor
U
دهلیز
corridor
U
دالان هوایی
corridor
U
سرسرا
corridor
U
غلام گردش راهرو
corridor
U
راهرو
terrain corridor
U
دالان زمینی
stream corridor
U
دالان رود
air corridor
U
دالان هوایی
substitute corridor
U
راهرویتعویضبازیگر
telescopic corridor
U
راهرویتسکوپی
terrain corridor
U
دالان تاکتیکی زمین
it is not p to climb it
U
نمیتوان از ان بالارفت بالارفتن از ان ممکن نیست
To climb down.
U
پایین آمدن ( از کوه ،نردبان وغیره )
climb-down
U
مباحثه-جدل
climb
U
اوج
climb
U
بالارفتن
climb
U
صعود کردن
climb
U
ترقی کردن
climb
U
بالا رفتن از کوه یادرخت
climb
U
صعود
climb
U
صعودکردن
climb
U
بالا کشیدن
climb indicator
U
اوج نما
climb mode
U
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
high climb
U
مسابقه اتومبیلرانی سربالایی
rate of climb
U
میزان صعود
climb the wall
<idiom>
U
از محیط خسته وعصبانی شدن
path
[corridor]
for emergency vehicles
U
راه
[باز شده در جاده]
برای وسایل اورژانس
best rate of climb speed
U
سرعتی که با بیشترین ارتفاع در واحد زمان همراه است
best angle of climb airspeed
U
سرعتی در هواپیما که بیشترین افزایش ارتفاع دریک نقطه معین را سبب میشود
To climb the ladder of success.
U
مدارج ترقی را طی کردن
aircraft
U
هواپیما
aircraft
U
طیاره
civil aircraft
U
هواپیمای غیر نظامی
clean aircraft
U
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
ultralight aircraft
U
هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
The aircraft got off the ground .
U
هواپیما اززمین بلند شد
axial of an aircraft
U
محور هواپیما
assault aircraft
U
هواپیمای هجومی
army aircraft
U
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
anti aircraft
U
پدافند هوایی
anti aircraft
U
ضد هوایی
aircraft vectoring
U
کنترل مسیر سمتی هواپیما
aircraft vectoring
U
کنترل سمتی هواپیما
aircraft turn around
U
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
escort aircraft
U
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
passenger aircraft
U
هواپیمای مسافربری
integrated aircraft
U
هواپیمای یک پارچه
tailless aircraft
U
هواپیمای بی دم
tactical aircraft
U
هواپیمای جنگی
unmanned aircraft
U
هواپیمای بدون سرنشین
shipboard aircraft
U
هواپیمای ناو پایه
program aircraft
U
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
one aircraft was shot down
U
سرنگون گردید
one aircraft was shot down
U
یک هواپیما
notional aircraft
U
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
naval aircraft
U
هواپیمای ناوپایه
maritime aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
aircraft company
U
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
marine aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
lead aircraft
U
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
large aircraft
U
هواپیمای بزرگ
landing aircraft
U
هواپیمای در حال فرود
aircraft system
U
سیستم ساختمان هواپیما
aircraft arresting
U
دستگاه مهار هواپیما
aircraft inspection
U
بازرسی هواپیما
aircraft handover
U
تبادل کنترل هواپیما
aircraft carriers
U
carrier : syn
aircraft handover
U
تعویض کنترل هواپیما
active aircraft
U
هواپیمای فعال
active aircraft
U
هواپیمای درگیر در رزم
aircraft guide
U
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft engine
U
موتور هواپیما
aircraft defective
U
هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft defective
U
هواپیمای معیوب
light aircraft
U
هواپیمای سبک
aircraft accident
U
سانحه هوایی
aircraft battery
U
منبع الکتریکی برای هواپیما
aircraft arrestment
U
مهارکردن هواپیما
aircraft arrestment
U
عملیات مهار هواپیما
aircraft alternation
U
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
aircraft arresting
U
دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aircraft rigging
U
تنظیم نهایی هواپیما
aircraft plotter
U
وسیله ترسیم مسیر هواپیما
aircraft specification
U
خصوصیات هواپیما
aircraft section
U
رسدهواپیمایی
aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر
anti-aircraft
U
ضد هواپیما
aircraft section
U
قسمت هواپیمایی
aircraft repair
U
تعمیر هواپیما
aircraft structure
U
ساختمان هواپیما
aircraft plumping
U
لوله کشی هواپیما
aircraft carrier
U
carrier : syn
aircraft records
U
اسناد هواپیما
aircraft carriers
U
ناو هواپیمابر
aircraft plotter
U
وسیله ناوبر هواپیما
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
The lights of the aircraft were blinking.
U
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
aircraft accident report
U
گزارش سانحه هوایی
aircraft maintenance truck
U
کامیونتعمیرهوایی
anti-aircraft missile
U
گلولهموشکضدهوایی
variable geometry aircraft
U
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
aircraft gun laying
U
رادار هواپیما
aircraft arresting complex
U
وسایل مهار هواپیما
aircraft arresting gear
U
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
control line aircraft
U
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
aircraft log book
U
بایگانیها هواپیما
aircraft mission equipment
U
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft modification and control
U
کنترل و هدایت هواپیما
anti aircraft defense
U
پدافند ضد هوایی
awaiting aircraft availability
U
زمان انتظار درخط تعمیر
awaiting aircraft availability
U
زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
attack aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر تهاجمی
anti aircraft artillery
U
توپخانه پدافند هوایی
anti aircraft artillery
U
توپخانه ضد هوایی
fixed wing aircraft
U
هواپیما با بال ثابت
heavier than air aircraft
U
هواپیمای سنگین تر از هوا
rotary wing aircraft
U
هواپیما با بال گردنده
aircraft arresting hook
U
قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
aircraft control unit
U
قسمت کنترل هواپیما
lighter than air aircraft
U
هواپیمای سبکتر از هوا
aircraft control unit
U
کابین کنترل هواپیما
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
high tailed aircraft
U
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
aircraft role equipment
U
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft arresting reset unit
U
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com