Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
airborne early warning
U
اعلام خطر هوابرد
airborne early warning
U
راداراعلام خطر نصب شده روی هواپیما
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
early warning
U
اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early warning
U
اعلام خطر کردن
early-warning
U
اعلام خطر کردن
early-warning
U
اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early to bed early to rise makes a man healthy wealthy and wise
<proverb>
U
سحرخیز باش تا کامروا باشی
Early to bed and early to rise .
<proverb>
U
زود بخواب و زود بر خیز .
airborne
U
هوا برد
airborne
U
بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
airborne
U
هوابرد
airborne
U
هوایی
airborne alert
U
اماده باش به طریق هوابرد وسایل اعلام خطر نصب شده روی هواپیما
airborne beacon
U
رادارمراقبت نصب شده روی هواپیما
airborne battlefield
U
عملیات هوابرد
airborne lift
U
تناژیکان هوابرد
airborne lift
U
بار هوابرد
airborne battlefield
U
میدان رزم هوابرد
airborne vehicle
U
وسیله انجام عملیات هوابرد
airborne vehicle
U
وسیله هوابرد
airborne sensor
U
رادار مراقبتی هوابرد
airborne pollutant
U
الاینده هواویز
airborne beacon
U
برج مراقبت هوابرد
sidelooking airborne radar
U
رادار با دید جانبی
sidelooking airborne radar
U
رادارجانبی نصب شده روی هواپیما
sidelooking airborne radar
U
رادار جانبی
airborne radiation thermometer
U
میزان الحراره تشعشعی هوابرد
airborne intercept equipment
U
وسایل استراق سمع هوابرد
sidelooking airborne radar
U
رادارجانبی
airborne radio relay
U
سیستم رادیو رله هوابرد
early
U
بزودی
early
U
مربوط به قدیم عتیق
early
U
اولیه
early as possible
U
هرچه زودتر
early
U
در اوایل
early
U
در ابتدا
early
U
زود
as warning to
U
برای عبرت
as a warning to others
U
برای عبرت دیگران
warning
U
اخطار
warning
U
اگهی
warning
U
هشدار
warning
U
اژیر هشدار
warning
U
عبرت
warning
U
اعلام خطر
warning
U
زنگ خطر
warning
U
اشاره
warning
U
تحذیر
warning
U
خبر
warning
U
اعلام خطر کردن هشدار
warning
U
اطلاع
warning
U
توجه به خط ر ممکن
warning
U
که روشن میشود تا نشان دهد یک چیز خط رناک ممکن است رخ دهد
warning
U
اخطاریه دادگاه
early time
U
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
early start
U
زودترین زمان شروع یک فعالیت
early spring
U
سیستم جنگ افزار ماهوارهای ضد شناسایی
early answer
U
پاسخ زود
early rising
U
سحرخیزی
early rising
U
زود خیزی
early rise
U
سخرخیز
early weaning
U
از شیر گرفتن زودرس شیرسوز کردن
i was up early this morning
U
امروزصبح زود بیدار شدم
keep early hours
U
زود خوابیدن و زود برخاستن
We set off early for ...
U
ما
[صبح ]
زود به ... رهسپار شدیم.
He is an early riser.
U
صبحها زود ازخواب بلند می شود ( سحر خیز است )
Early in the morning.
U
صبح زود
early rise
U
زودخیز
early resupply
U
تجدیداماد در حین عملیات
early resupply
U
تجدید اماد به موقع
early bird
U
ادم سحرخیز
early riser
U
ادم سحرخیز
as early aspossible
U
هر چه زودتر
as early aspossible
U
هر چه بیشتر
early finish
U
زودترین زمان ختم یک فعالیت
early foot
سرعت بیش از حد در آغاز اسبدوانی
early fruit
U
میوه پیش رس یا زودرس
an early visit
U
دیدنی بموقع
early in the morning
U
صبح زود
early in the year
U
دراوایل سال
early maturing
U
زودرس
early poets
U
شعرای پیشین
early peaches
U
هلوی پیش رس یازودرس
warning signal
U
علامت اعلام خطر
warning sign
U
علامت احضار
warning sign
U
علامت اخطار
warning radar
U
رادار هشدار دهنده
warning pipe
U
لوله خبر
warning pipe
U
لوله سرریز
warning signal
U
علامت خطر
warning system
U
سیستم الارم
warning system
U
سیستم خبردهنده
He took no heed of my warning.
U
به اخطار من توجهی نکرد
warning device
U
وسیلههشدار
warning lights
U
چراغهشدار
warning plate
U
صفحههشدار
warning track
U
منطقهجریمه
issue a warning
U
اخطار صادر کردن
warning order
U
دستور اماده باش اعلام اماده باش
warning order
U
دستور اگهی
warning net
U
شبکه اژیر
local warning
U
اعلام خطر محلی
storm warning
U
پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
local warning
U
سیستم اعلام خطر محلی
warning agent
U
گند گاز
warning cries
U
فریادهای هشدار
warning light
U
چراغ خطر
warning net
U
شبکه اعلام خطر
warning light
U
لامپ خطر
warning line
U
خط اخطار
early German history
U
تاریخ ابتدایی آلمان
For petes sake , come early .
U
با لا غیرتا" زود بیا
I am leaving early in the morning.
من صبح زود اینجا را ترک میکنم.
Everyone retired early that night.
U
در آن شب همه زود رفتند بخوابند .
early token release
U
در شبکه FDDI یا Ring-Token سیستمی که به دو Token اجازه حضور در شبکه حلقهای میدهد که مناسب برای وقتی است که ترافیک خط بالا است
early infantile autism
U
در خودماندگی طفولیت
Early Christian architecture
U
سبک معماری دوران مسیحیت
Do you get up early
[late]
in the morning ?
U
آیا شما صبح ها زود
[دیر]
از خواب برمیخیزید؟
currency of early islam
U
درهم
Far into the night . Into the early hours.
U
تا دم دمهای صبح
The early bird gets the worm.
<proverb>
U
سحر خیز باش تا کامروا باشی.
practice of early rising
U
مشق یا عادت سحر خیزی
to make an early start
U
زودرهسپار شدن
to make an early start
U
زود حرکت کردن
early event time
U
زودترین زمان وقوع یک واقعه
oil warning light
U
چراغهشدارروغن
airspace warning area
U
منطقه اعلام خطر هوایی
battery warning light
U
چراغهشدارباطری
foil warning line
U
حلقهاخطارخنثیکننده
air warning net
U
شبکه اعلام خطر هوایی
on-air warning light
U
نورهشدارنورروشن
small craft warning
U
پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
danger warning level
U
حداقل موجودی
air alert warning
U
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
control and warning center
U
سیستم کنترل و اعلام خطر
The warning light seems to have malfunctioned.
U
چراغ خطر به نظر می رسد دچار نقص فنی شده است.
danger warning level
U
مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
the early bird catches the worm
<proverb>
U
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
to keep early Šor good Šhours
U
زود خوابیدن وزود برخاستن
I must make an early morning start.
U
باید صبح زود راه بیافتم ( حرکت کنم )
early bird catches the worm
<idiom>
U
هرکسی زودتر بیداربشود بیشتر بدست میآورد
to skive off early
[British English]
U
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
low fuel warning light
U
چراغهشدارکمبودبنزین
seat-belt warning light
U
چراغهشدارکمربندایمنی
sabre and epee warning line
U
خطهشداردرمسابقهاپوشمیشیربازی
oil pressure warning indicator
U
شاخصهشدارفشارروغن
door open warning light
U
چراغهشداربرایبازبودندر
main beam warning light
U
اشعهاصلینورهشداردهنده
Drive on dimmed headlights !
[Warning to drivers]
U
با نور پایین حرکت کنید!
[هشدار به رانندگان]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com