Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
aid fund
U
صندوق تعاون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mutual fund
U
شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
fund
U
وجوه
fund
U
سرمایه
fund
U
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
fund
U
سرمایه ثابت یاهمیشگی
fund
U
پشتوانه
fund
U
تهیه وجه کردن
fund
U
سرمایه گذاری کردن
fund
U
صندوق
fund
U
موجودی دارائی
fund
U
اعتبار
fund
U
اعتبار مالی
fund
U
وجه
fund
U
دارائی
fund
U
موجودی سرمایه
fund
U
تنخواه قرضه دولتی سهام
fund
U
ذخیره
trust fund
U
سپرده
trust fund
U
وجه امانی
trust fund
U
سرمایه امانی
trust fund
U
وجوه متراکم شده
trust fund
U
وجوه پس انداز شده
trust fund
U
سپرده امانی
trust fund
U
وجوه سپرده
fund code
U
کد اعتبارات
amortization fund
U
وجه استهلاک
army deposit fund
U
سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
army deposit fund
U
پس انداز انفرادی افراد
blended fund
U
سرمایههای بهم منظم شده
capital fund
U
وجوه سرمایه
chaplain activities fund
U
اعتبار امور مذهبی
chaplain activities fund
U
اعتبارمسجد
consolidated fund
U
سرمایه ذخیره
contingency fund
U
وجوه احتیاطی
contingent fund
U
اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
craft revolving fund
U
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
current fund
U
نقدینه
current fund
U
اموالی که سریعا "بتوان به پول تبدیل کرد
deposit fund account
U
اعتبار تشکیل سرمایه
deposit fund account
U
حساب تشکیل سرمایه
electronic fund transfer
U
ارسال الکترونیکی دارائی
emergency fund
U
وجوه اضطراری
european monetary fund
U
صندوق پولی اروپا
exchanged stabilization fund
U
صندوق تثبیت ارز
exchanged stabilization fund
U
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
fund holder
U
دارنده سهام قرضه دولتی
guarantee fund
U
سپرده تضمینی
imprest fund
U
اعتبار مساعده
imprest fund
U
اعتبار مربوط به پرداخت مساعده
international monetary fund
U
صندوق بین المللی پول
loan fund
U
صندوق وام
pension fund
U
صندوق بازنشستگی
personal deposit fund
U
اعتبارات مربوط به پس اندازافراد
point fund
U
پاداش پایان فصل
provident fund
U
وجوه احتیاطی
provident fund
U
وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
relief fund
U
وجوه اعانه
reserve fund
U
سرمایه احتیاطی
reserve fund
U
وجوه ذخیره
reserve fund
U
وجوه اندوخته
revolving fund
U
تنخواه گردان
revolving fund
U
اعتبار در گردش
sinkin fund
U
وجوه استهلاکی
sinking fund
U
وجه استهلاکی
sinking fund
U
ذخیره مخصوص پرداخت دیون ملی و مملکتی
sinking fund
U
دخیره استهلاک دین
social insurance fund
U
صندوق بیمههای اجتماعی
sustentation fund
U
اعانه برای روحانیون بی نوا
unemployment fund
U
صندوق تامین بیکاری
wage fund theory of wages
U
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
fund-raising
U
گردآوری اعانه
slush fund
U
پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
slush fund
U
بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
benevolent fund
U
کمکبهانجمنخیریه
depositary for a fund
U
سپرده برای یک صندوق
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com