Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
aggregate production function
U
تابع تولید کل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
aggregate function
U
عمل جمعی
aggregate demand function
U
تابع تقاضای کل
production function
U
تابع تولید
homogeneous production function
U
تابع تولید همگن
cobb doglas production function
U
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
linear homogenous production function
U
تابع تولید خطی همگن
aggregate
U
انبوه سنگدانه
aggregate
U
کل
aggregate
U
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate
U
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
aggregate
U
کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregate
U
بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
aggregate
U
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregate
U
مجموعهای از اشیا داده
aggregate
U
کلوخه مصالح سنگی
aggregate
U
جمع شده
aggregate
U
تراکم
aggregate
U
جمع امده
aggregate
U
انبوه توده
aggregate
U
بهم پیوسته
aggregate
U
جمع
aggregate
U
مجموع جمع کردن
aggregate
U
جمع شدن
aggregate
U
توده کردن
aggregate
U
مصالح دانه بندی
aggregate
U
مصالح دانهای
aggregate
U
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate
U
توده
aggregate
U
انبوهه
aggregate
U
مجموعه
aggregate
U
ارقام کلی
aggregate
U
متراکم متراکم ساختن
aggregate output
U
تولید کل
aggregate operator
U
عملگر جمعی
aggregate interlocking
U
بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
aggregate expenditures
U
هزینههای کل
aggregate expenditures
U
مخارج کل
aggregate demand
U
تقاضای کل
aggregate consumption
U
مصرف کل
aggregate batcher
U
تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate particles
U
خردههای انبوهیده
aggregate particles
U
خردههای انبوه شده
data aggregate
U
مجموعهای ازاقلام داده درون یک رکورد که نامی به ان داده شده است وبه صورت کلی به ان رجوع می گردد
data aggregate
U
دادههای متراکم
data aggregate
U
متراکم سازی داده ها
fine aggregate
U
مواد دانه ریز
fine aggregate
U
مواد ریز
fine aggregate
U
مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
data aggregate
U
تراکم داده ها
coarse aggregate
U
مصالح دانه بندی درشت
coarse aggregate
U
مصالح درشت دانه
classification of aggregate
U
طبقه بندی خاکدانه ها
aggregate saving
U
پس انداز کل
aggregate supply
U
عرضه کل
uniform aggregate
U
مصالح ریزدانه یکنواخت
vector data aggregate
U
بردار اطلاعات مجتمع
aggregate market demand
U
تقاضای کل بازار
aggregate batching plant
U
دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate cement ratio
U
نسبت مواد سنگی به سیمان
aggregate flow diagram
U
نمودار تهیه مصالح
aggregate market supply
U
عرضه کل بازار
production
U
محصول عمل
production
U
تولید محصول
production
U
اقامه
production
U
ارائه
production
U
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production
U
حاصل دادن
production
U
ارائه ساخت
over production
U
عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
production
U
ساخت مواد برای فروش
production
U
تولید دستهای
production
U
تولید حجم بزرگ محصولات
production
U
سرعت ساخت محصول
production
U
کنترل ساخت یک محصول
production
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
over production
U
محصول زیادی
production
U
ایجاد
production
U
فرآورده کارگاه
production
U
تولید کردن
production
U
فراوری
production
U
تولید
production
U
عمل اوری ساخت
production
U
فراورده محصول
production
U
استخراج
pair production
U
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
mass production
U
تولید ماشینی
mass production
U
تولید انبوه
means of production
U
ابزار تولید
energy production
U
تولید نیرو
means of production
U
وسایل تولید
mechanical production
U
تولید ماشینی
factor of production
U
عامل تولید
energy production
U
تولید انرژی
mode of production
U
شیوه تولید
pilot production
U
تولید نمونه
mode of production
U
وجه تولید
elasticity of production
U
کشش تولید
period of production
U
دوره تولید
mode of production
U
طرز تولید
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
mass production
U
تولید بمقدارزیاد
forces of production
U
نیروهای تولید
food production
U
تولید غذا
flow of production
U
گردش تولید
flow of production
U
جریان تولید
electricity production
U
تولیدالکتریسیته
production adviser
مشاوره محصولات
production desk
U
میزمحصولات
factory production
U
تولید کارخانهای
production of sound
تولیدات صدا
production platform
U
سکویتولیدات
track production
U
شروع تعقیب هدف
full production
U
تولید کامل
full production
U
تولید در حداکثرفرفیت
production run
U
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
ingot production
U
تولید شمش
track production
U
فهور هدف
mass production
U
بس فراوری
volume of production
U
حجم تولید
power of production
U
نیروی تولید
production control
U
کنترل تولید
production process
U
روند ساخت
production process
U
جریان تولید
production process
U
فرایند تولید
production planning
U
برنامه ریزی تولید
production cost
U
هزینه تولید
production cost
U
ارزش ساخت
production period
U
دوره تولید
production program
U
برنامه تولید
production programme
U
برنامه تولید
production routine
U
روال تولید
production coefficient
U
ضریب تولید
production capacity
U
فرفیت تولید
production base
U
مبنای تولید یا تولیدات ملی
production account
U
حساب تولید
production technique
U
روش فنی تولید
production technique
U
فن تولید
production rule
U
تولید
production rule
U
قاعده
production part
U
بخش تولید
production overheads
U
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
production time
U
زمان ساخت
relations of production
U
رابطه تولید
roundabout production
U
تولید با کارائی بیشتر
scale of production
U
مقیاس تولید
series production
U
سری سازی
surplus production
U
تولید اضافی
surplus production
U
مازاد تولید
surplus production
U
فزونی تولید
production time
U
زمان تولید
production gap
U
شکاف تولید
production frontier
U
مرز تولید
production of oil
U
استخراج نفت
production missile
U
موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production method
U
روش تولید
production management
U
مدیریت تولید
production efficiency
U
کارائی تولید
production efficiency
U
کارائی در تولید
production engineer
U
مهندس تولید
production facility
U
سهولت تولید
production index
U
شاخص تولید
production line
U
خط تولید
production factors
U
عوامل تولید
an artistic production
U
عمل یا کار صنعتی
batch production
U
تولیدانبوه
aliterary production
U
فراورده یا محصول ادبی تالیف
census of production
U
امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
cost of production
U
هزینه تولید
census of production
U
امار سرشماری
aliterary production
U
تصنیف
factors of production
U
عوامل تولید
census of production
U
امارگیری در خصوص تولید
batch production
U
تولید زیاد یک نوع کالا
branches of production
U
شاخههای تولید
production lines
U
خط تولید
mass-production
U
تولید انبوه
branches of production
U
رشتههای تولید
agents of production
U
عوامل تولید
bulk production
U
تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
bulk production
U
تقسیم سوخت درفروف کوچک
nuclear power production
U
تولید انرژی هستهای
pilot line production
U
تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
pig iron production
U
تولید اهن خام
piece production cost
U
ارزش تولید قطعه
production indifference curve
U
منحنی بی تفاوتی تولید
index of industrial production
U
شاخص تولید صنعتی
mass production of goods
U
تولید توده وار کالا
mass production of goods
U
تولید انبوه کالا
multi stage production
U
تولید چند مرحلهای
non specific factors of production
U
عوامل غیر اختصاصی تولید
production control room
U
اتاقکنترلمحصولات
production of electricity by the generator
U
الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
production video switcher
U
دکمهنمایشگرمحصولات
steps in the production of electricity
U
مراحلتولیدالکتریسیته
labor intensive production
U
تولید کاربر
To step up ( increase ) production.
U
سطح تولید رابالابردن
He works in the production section .
U
درقسمت تولید کار می کند
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
production planning and control
U
برنامه ریزی و کنترل تولید
fixed production coefficients
U
ضرایب تولید ثابت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com